خانه » سرگرمی » اشعار و مطالب عاشقانه » شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی, فان جو, مطالب عاشقانه,

 

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی

آنچنان در من نبوده ای
جایت را غبار زمان گرفته بنام خویش
هزار بار آغوش وا کردم
همچون مترسکی خفته در خیال خویش
قسم به روز و ماهی که سال را رقم میزند
که هر ثانیه ؛ سالی بوده است برای خویش
اکنون منم آن هزار ساله ی کهنه پا
هنوز
تو را
زده ام
به نام
خیالــــِ
خویش
#بابک_قریشی

كاش می‌فهمیدى
‏‎آدم از یک‌جا به بعد
كنار می‌كشد
‏‎اهلى خودش می‌شود..
‏‎مگر یک آدم چقدر می‌تواند
مهربان باشد
‏‎و تو هی سیلى بزنى
به احساسش!

آدمها شبیه حرفهایشان نیستند…
ساده لوح نباش!!
هیچكس
دیگری را
برای چیزی كه هست دوست ندارد!
علاقه ی آدمها به هم
از نیازهایشان شروع میشود
نیازهایی كه
شاید روزی
آدم دیگری
پاسخ بهتری برایشان داشته باشد…

ای کاش در این سرزمین
هیچ زنی عاشق نشود…!
حلاوت عشق بر زن
هرگـــــــز با تاوانش برابری نمی کند…

می دانی دخترانه ترین تعبیرم از تو چه بود؟
مثل ناخن ترک خورده ام می ماندی…
دلم نمیخواست کوتاهت کنم
حیفم می آمد…طول کشید تا انقدر شده بودی…خیلی دوستت داشتم.
بودنت به من اعتماد به نفس میداد…
ولی آخر بی اجازه ی من..
گیر کردی به جایی
و اشکم را در آوردی..
.تمام تنم تیر کشید.
دیشب ریشه ات را از ته زدم…
برای همیشه..

ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺮﮐﺠﺎ
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼِ ﯾﮏ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥِ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﺮﺩﻩ
ﺍﺯ ﺳﯿﻞِ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺶ
ﮐﻪ ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺁﻏﻮﺵِ ﻫﯿﭻ ﺭﻫﮕﺬﺭﯼ ﺭﺍ
ﻣﺤﺮﻡِ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺗﻮ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ
ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻣﯿﺎﻥِ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﺖ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ
ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺎﻥِ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪﺵ
ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺎﻥِ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻫﺎﯼِ ﻫﺮﺭﻭﺯﻩ
ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻮﺩﻧﺖ
ﺑﺮﺍﯼِ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺁﮔﺎﻩ ﮐﻨﯽ…

از جمعه ها بیزارم
از غروب دلگیرش که,
انگار یک کوه غم بر خانه ی کوچک دلم آوار میشود,
ضربان قلبم هم مثل قصه ی کودکی هایم, یکی بود , یکی نبود میزند….
جمعه ها تو بیشتر میخوابی و
ساعت هم به بهانه ی تو خودش را به خواب زده!
بیدار شو ,
بگذار تمام شود ,
تعطیلی دیدار من و تو….
بگذار با دیدنت , جمعه را نبینم
بیدار شو تا جمعه بخوابد!

در نفس هایی که بوی فراموشی می دهند دیگر
من تمام واژه های دردمند عاشقی را تا ته سر میکشم
نگرانم نباش !!!
من لحظه هایم را با طعنه های این روزگار رام می کنم
-تو راه برو و آیینه ها را بشمار…-
و واژه هایی از جنس خورشید و باران برایم به ارمغان بیاور
من تورا در نوشته هایم
با واژه های نم کشیده به روی چشمانم نهاده ام
ماه مهر رفت …
آبان و آذر …
زمستان نزدیک است
زمستان پارسال که یادت هست ؟!
فقط با طرحی محو از لبخند تو
برایم گرم گذشت …
راستی امسال برای گرم ماندن سرم
چه هذیانهایی بافته ای؟!

 

 

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی

ایران ناز

شعرهای زیبای عاشقانه و متن شکست عشقی, فان جو, مطالب عاشقانه,

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین   عکس پروفایل کربلا ویژه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *