خرید هاست و سرور مجازی _ جوان سرور
خانه » سرگرمی » اشعار و مطالب عاشقانه

اشعار و مطالب عاشقانه

جملات زیبا در وصف پدر | متن روز پدر

جملات زیبا در وصف پدر | متن روز پدر

جملات زیبا در وصف پدر | متن روز پدر

وصف پدر از دست داده کاوی, شعر در وصف پدر, وصف پدر, جملات زیبا در وصف پدر, در وصف پدر, متن در وصف پدر, شعر شهریار در وصف پدر, متن زیبا در وصف پدر, شعر در وصف پدر زحمت کش, شعر در وصف پدر و مادر,

متنی زیبا برای پدر

باﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ !

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ، ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻩ !

ﺑﺎﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !

ﺑﺎﺑﺎ !…

ﺑﺎﺑﺎ !…

ﺑﺎﺑﺎ !…

ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ :

ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ…

ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ داشته باشم ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ !

ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ :

ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟؟؟

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ :

ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ !

میگفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !!

ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻧﻪ !

ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!!

ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟؟

ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ میگفتیم :

ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!!

ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی ﻣﯿﺰﺩ ﻭ …

ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!!

ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﯿﻢ ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ …

گاﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ

ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.

ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ …

ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ،

ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ..

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ دیده ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺮﺩﭘﯿﺮ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ،

ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان پدر میگذاشت …

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ پدر ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،

ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ ﻭ ﻋﯿﻨﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ تمیز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ …

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ آنان ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!!

ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ

ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.

ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:

ﭘﺴﺮ… ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ باقی ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!

ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ…فکر نمیکنم ﭼﯿﺰﯼ باقی گذاشته باشم!

ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :

خیر ﭘﺴﺮم. اشتباه میکنی. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!

پسر با تعجب پرسید: چه چیز را؟!

آن مرد پیر گفت: تو ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ…

ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ باقی گذاشته ای…

 و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ

ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!

کاش سوره ای به نام “پدر” بود که این گونه آغاز میشد:

قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد

و قسم بر چشمان همیشه نگرانت…

 قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند

و قسم بر غربتت،

 وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست …

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺳﺎﻻﺭﻩ ﻫﺮﭼﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻨﺎمه ﭘـــــــﺪﺭ

زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده..

 

جملات زیبا در وصف پدر | متن روز پدر

 

دلنوشته و عکس عاشقانه شب بخیر

دلنوشته و عکس عاشقانه شب بخیر

دلنوشته و عکس عاشقانه شب بخیر

دلنوشته و عکس عاشقانه شب بخیر
دلنوشته و عکس عاشقانه شب بخیر

هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز !
خیالم
چون کبوترهای 🕊
وحشی می کند پرواز …

✨شب بخیر

 

دلنوشته و عکس عاشقانه شب بخیر

متن های تبریک روز زن و مادر | متن برای روز مادر

متن های تبریک روز زن و مادر | متن برای روز مادر

متن های تبریک روز زن و مادر | متن برای روز مادر

متن های تبریک روز زن و مادر | متن برای روز مادر
متن های تبریک روز زن و مادر | متن برای روز مادر

متن های زیبای تبریک روز زن و روز مادر

عکس های زیبای روز زن

یکی بهم گفت میخوای بری بهشت؟

گفتم نه،

اونجا فقط جای مادراس!!!

 گفت:

مگه نمیخای کنار مادرت باشی؟

گفتم:

نه دیگه… این دنیاشو ازش گرفتم، جوونی و روزای خوبشو واسم گذاشت!!!

پیر شد تا من جوون شم

زشت شد تا من خوشگل شم

غصه خورد تا من بخندم

کهنه پوشید تا من نو باشم

گرسنه خوابید تا من حسرت چیزی رو نخورم

دیگه نمیخوام تو بهشت هم شب و روز حواسش به من باشه…

بذار حداقل اونجا برا خودش راحت زندگی کنه!

کاش فقط “یک روز” مادرم برای خودش زندگی میکرد…

به افتخار مادرا..

متن های تبریک روز زن و مادر

زن ، مردی ثروتمند نمیخواهد

یا خوش چهره و یا حتی شاعر !

او مردی را می خواهد

 که بفهمد،

چشم هایش را،،،

و اگر ناراحت شد

به سینه اش اشاره کند

و بگوید:

اینجا وطن توست !

پیشاپیش روز زن، روز فرشته هاى زمین، بر خانمهای گل، مبارک

تبریک روز زن

تو یک روز نیستی

تمامِ سالی.

تو یک شب

یا یک کتاب و یک قطره نیستی

تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.

اگر دقیقه ای نباشی

ساعت ها از کار می افتند

خانه ها برهوت می شوند

کوچه ها اشک می ریزند.

پرندگان، سیَه پوش و

شعرها هم نیست می شوند.

تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی

تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی

گیسوان شب های پاییزی

تو ای سوز بوران عشق

تو نباشی

چه کسی باشد؟!

زن، زن، زن، زن

تو زندگی هستی…

متن کوتاه روز زن

پسرکی از مادرش پرسید:

مادر چرا گریه میکنی

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت نمیدانم عزیزم،  نمیدانم

پسرک نزد پدرش رفت و گفت:

بابا چرا مادرم همیشه گریه میکند

او چه میخواهد

پدرش تنها دلیلی که به ذهنش رسید، این بود که همه ی زنها گریه میکنند بی هیچ دلیلی

پسرک هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند متعجب بود، پسرک  یکبار در  خواب  دید که دارد با خدا صحبت میکند از خدا

پرسید :

چرا زنها این همه گریه میکنند

 خدا جواب داد :

من زن را بشکل ویژه‌ای آفریده ام  به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند

به بدنش قدرتی دادم تا بتواند درد زایمان را تحمل کند

به دستانش  قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد

و به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانشعشق بورزد حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند

به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد، و از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار  او باشد.

و به او اشکی  داده ام تا هر هنگام خواست فرو بریزد،

این اشک  را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هر گاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده کند،

زیبایی یک زن در لباسش   موها یا اندامش نیست

زیبایی زن را باید در چشمانش   جستجو کرد،

زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.

 تقدیم به تمام بانوان عزیز مخصوصا،  شما مهربانوئیکه این متن رو میخونید.

افتخار کن به بانو بودنت و به این موهبتی که خدا به تو داده.

تو لایق بهترینهای، بهترین هائی.پیشاپیش روز زن مبارک

متن برای روز مادر

وقتی چشم به جهان گشودم

قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت

را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد

دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست

و دنیایت سبز شد و با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت از همان لحظه فهمیدم

که تنها در کنار این نگاه پر مهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد

مادر عزیزم ای بهترینم ای کسی که به بودنش افتخار و غرور می‌کنم از ته قلبم می‌گویم روزت مبارک

 

 

 

 

 

 

متن های تبریک روز زن و مادر | متن برای روز مادر

متن و اشعار حجاب | شعر درباره حجاب و عفاف

متن و اشعار حجاب | شعر درباره حجاب و عفاف

متن و اشعار حجاب | شعر درباره حجاب و عفاف

متن و اشعار حجاب | شعر درباره حجاب و عفاف
متن و اشعار حجاب | شعر درباره حجاب و عفاف

شعر درباره ی حجاب حجاب چونان هاله ای مقدس است که زنان و دخترانمان را از تیر نگاه های شیطانی و دیگر خطرات حفظ می کند در ادامه تعداد قابل توجهی شعر حجاب آورده شده است که با هم می خوانیم

دوش دیدم خود حکیمی تیز هوش

گفتمش گو حکمتی ای باده نوش

گفت با من پیر دانا از صفا

هر چه خواهی گویمت زین مدعا

گفتمش بر گو تو احوال زنان

تازحکمت گردد این معنا عیان

گفت آنان بر دو وجهند ای سئول

گویمت گر این سخن آری قبول

چادر زن تاج سلطانی بود حافظش از شر شیطانی بود

چادر زن برهوس غالب شود عزت زن را زحق طالب شود

چادر زن کیمیای غیرت است چون نشان غیرت ملیت است

از برون شرح درونی می دهد خشم دشمن را فزونی می دهد

صرفه دارد بهر زن در اقتصاد صرفه اش باشد عیان از صد جهات

بر سر زن هست مانند سپر حافظ زن هست هنگام خطر

غنچه ای تا هست پنهان در حجاب می کند از او خزان هم اجتناب

تا نقابش باز از سر می شود با نسیمی زود پرپر می شود

حفظ چادر هست شرین تر زجان بهر ایرانی زعهد باستان

حفظ چادر بهر زنها جوشن است تیرجانسوزی به چشم دشمن است

حبل عصمت را بود چادر کره پوشش اندامن را باشد زره

حفظ چادر مایه وارستگی است جسم زن را حافظ برجستگی است

زن بود گل، چادرش خار بدان حافظش باشد زچشم این و آن

هرچه زن را برتری باشد حجاب حرکتش دارند برتر شیح و شاب

حفظ استقلال زن در چادر است کوکب اقبال زن در چادر است

خصم پندارد که با فرهنگ خویش می کند تحمیل بر زن ننگ خویش

غافل از آنکه زنان ما گلند برمقام حفظ عصمت سنبلند

ای شنیــدم که شبی بر سر مد دختــری بـــا پـــدرش بود به جنگ

پـدر از روی نصیحـت مـی گفت کـــه مـکـن پیـــروی از راه فرنــگ

مــرو از خــانـه بـرون بـی چادر بــرتــن خویـش مــکن دامــن تنگ

ای بسا گـرگ که در جامه میش بهـــر صیــد تــو نـــوازد آهنـــگ

نکننــد ایــن دغــلان از دغلی بهــر اغفـــال تــو یـک لحظه درنگ

دختــر از روی تعــرض گفتش آنچــه تــو گویـی بـود جمله جفنگ

بـا خــاموش دگـر یــاوه مــگو کــه تــو پیـــری و بــری از فرهنگ

مــدتی شــد سپری زن جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ

بــا سخنـهای زیبنـدهٔ عشــق بــا بیــانــات دل انگیــز و قشنـگ

همچو آهو به سخن رامش کرد از ره حیلــه چـــو روبـــاه زرنـــگ

گــوهر عفـت او را زد و بــرد کـــرد دامـــان وی آلــوده بـه ننگ

همچنانی که به خود می بالیـد زیرلـــب زمـــزمــه کـرد این آهنگ

صید با پای خود افتاد بـه دام مــرغ با میــل خــود افتـاد به چنگ

خواهرم انسانیت اینگونه نیست شخصیت هم زیباییه در گونه نیست

خواهرم این بد حجابی خاری است شخصیت هم نیست بیماری است

خواهرم این بد حجابی ترکش است با حجاب دیده در آرامش است

خواهرم این عشوه و نازو ریا ای دریغ از عفت و یک جو حیا

نازو عشوه جلوه ای حیوانی است قلب مولا خون از این نادانی است

قلب مولا درد ناک گردیده است بد حجابی ریشه کن گردیده است ؟

از شهیدان یادی آیا مانده است؟ یا که عکس و چفیه بر جا مانده است!

شعر حجاب چادر

در کلاس حفظ تقوا و شرف

دختران درند و چادر چون صدف

بهترین سرمایه زن چادر است

زانکه زن را زینت زن ، چادر است

حفظ چادر ، حفظ دین و مذهب است

شیوه زهرا و درس زینب است

حفظ چادر نص قرآن مجید

قفل جنت را بود تنها کلید

حفظ چادر سد فحشا می شود

روسفیدی نزد زهرا می شود

چادری هستم و محجبه ام

دختری از تبار عاشورا

مادرم شد کنیز فاطمه و

پدرم شد غلام شیرخدا

با اجازه ز مادر سادات

در حسینیه خادمه شده ام

با توکل به حضرت زینب (س)

رهرو راه فاطمه (س) شده ام

چادرم بوی عشق میدهد و

میوزد عطر گل ز روسری ام

ولی هرگز ندیده نامحرم

عشوه ی نابجا و دلبری ام

دل نبرده ز من مد امروز

دلخوشم بر حجاب دیروزم

در مصاف نگاه آلوده

شکرلله همیشه پیروزم

من در این شهر پر ز رنگ و لعاب

بانویی با وقار و محجوبم

خودنمایی نمیکنم وقتی

نزد پروردگار محبوبم

آمده در وصیت شهدا

خواهرم ؛ خون من هدر نرود

روی مین پیکرم ز هم پاشید

تا که چادر ز روی سر نرود

کرده ام حفظ با حجاب خود

حرمت رنگ سرخ خون شهید

از سیاهیِ چادرم گشته

رنگ رخسار من زلال و سپید

در هیاهوی بی حجابی ها

چادرم را رها نخواهم کرد

ایهاالناس ؛ تا نفس دارم

سنگرم را رها نخواهم کرد

گل فردای بزرگ

گل فردای سپید

چشم تو اینه ی روشن فردای من است ‏

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ ‏

کس نگیرد زگل مرده سراغ

دخترم با تو سخن می گویم ‏

دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش

همه گل چین گل امروزند ‏

همه هستی سوزند ‏

کس به فردای گل باغ نمی اندیشد ‏

انکه گرد همه گل ها به هوس می چرخد ‏

بلبل عاشق نیست ‏

بلکه گلچین سیه کرداریست ‏

که سراسیمه دود در پی گل های لطیف ‏

تا یکی لحظه به چنگ ارد و ریزد بر خا ک

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک ‏

تو گل شادای ‏

به ره باد مرو ‏

غافل از باد مشو

ای گل صد پر من ‏

همه گوهر شکنند ‏

دیو کی ارزش گوهر داند ‏

دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من

تو که تک گوهر دنیای منی ‏

دل به لبخند حرامی مسپار دزد را دوست مخوان ‏

چشم امید به ابلیس مدار ‏

ای گوهر تابنده بی مانند ‏

خویش را خار مبین ‏

اری ای دخترکم ‏

ای سراپا الماس از حرامی بهراس ‏

قیمت خود مشکن ‏

قدر خود را بشناس ‏

قدر خود را بشناس

شعر از مهدی سهیلی

تسنیم

این زمهریر فصل شکوفایی تو نیست

چیزی بجز تراکم تنهایی تو نیست

با صدهزار جلوه برون آمدی، ولی

چشمی برای دیدن زیبایی تو نیست

یک تن از این جماعت ابن السلامها

مجنون یک کرشمه لیلایی تو نیست

نامردها بغیر تنت را نخواستند

با قیمتی که خرج تن آرایی تو نیست!

برق غرور وحشی یک ببر ماده کو؟!

در چشمهای آهوی صحرایی تو نیست!

زیباترین! عروسک اهریمنان شدن

شایسته مقام اهورایی تو نیست!

زندان زیبایی

بازهم آرامشم آتش گرفت

بازهم اندیشه ام خوابش گرفت

بازهم بند هوس هایم گسست

ظرف روحم باز افتاد و شکست

لذت این زندگانی ، ابتر است

آتشی در زیر این خاکستر است

کاش می شد سینه را آزاد کرد

خانه دل را ز عشق آباد کرد

کاش می شد از علایق کنده شد

لحظه هایی هم ، خدا را بنده شد

ای علایق لحظه ای فرصت دهید

اندکی هم عقل را رخصت دهید

فرصتی تا خویش را پیدا کنم

ارزشی پیدا بر این اعضا کنم

نطفه ای تا صورتی آراسته!

پیکری با قامتی برخاسته!

آخرش هم استخوانی خشک و پوک

لاشه ای گندیده و پوستی چروک!

من کجایم ؟ من کدامم ؟ من که ام ؟

صورتم یا نطفه ام یا لاشه ام ؟

ای خدا این قلب من مجروح توست !

آخر این دل ، تکه ای از روح توست

نازنین ! ای لذت و آرامشم

وه چه دردی در فراقت می کشم !

احسن التقویم تو ، سرمایه است

من کجایم لایق این آیه است؟

من درِ اندیشه را گم کرده ام

وای بر من ! ریشه را گم کرده ام !

ای خدا ! این صورت و این موی من

این سر و چشم و تن و ابروی من

جمله مخلوقِ یدِ فرمان توست

من که باشم ؟ این همه ، قربان توست

یارب از زیبایی ات شرمنده ام !

هرچه باشد من هم آخر بنده ام

باید این بیگانه را رسوا کنم

باید امشب با خودم دعوا کنم :

ضامن فردای تو وجدان توست

صورت زیبا فقط زندان توست

عشق اگر خواهی ، قفس باید شکست

هرچه زیبایش کنی ، مشکل تر است

حجاب زن

حجاب زن ز کجا سد باب معرفت است

ز رفع پرده چه معلومی اکتساب کند

ز رو گشادن زن ها چه معرفت خیزد

به جز مبادی اخلاق را خراب کند

حجاب، بهر مسلمان و اهل ایمان است

کسی که این دو ندارد چه احتجاب کند

سید محمد نطنزی طباطبایی

چادر عصمت

یای پری روی بنه چادر عصمت به سرت

وی سیه موی، مران پرده عصمت ز برت

همچو گل باز مکن غنچه ات، ای مایه ناز

که خزان آید و ریزد همه برگ و برت

حالیا بکری و پاکی و منزه چون گل

وای از آن روز، نمایند به نوع دگرت

کاظم لاکانی

خدا ستوده به قرآن که زن بپوشد رخ

دری که بسته از او شد، که فتح باب کند؟

کسی که نام تمدن برد چرا شب و روز

برای رفع حجاب این قدر شتاب کند؟

کسی که پرده ندارد به فکر پرده دری است

هوای فتنه و آشوب و انقلاب کند

سیدمحمد نطنزی طباطبایی

غنچه و ….

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

می نتواند به باغ ، سرو روان داشتن

آفت جان و دل است،چهره عیان داشتن

آیینه بی حجاب ، به تن بگیرد غبار

خوش بود آیینه را ، پرده بر آن داشتن

در خیابان چهره آرایش مکن

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

در خیابان چهره آرایش مکن

از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز

در مسیر چشم ها افسون مریز

یاد کـن از آتش روز مـعــاد

طره ی گیسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی

فاش تر گویم عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهر من این لباس تنگ چیست

پوشش چسبان رنگارنگ چیست

خواهرم این قدر طنازی نکن

با اصول شرع لجبازی نکن

در امور خویش سرگردان مشو

نو عروس چشم نامردان مشو

شعر از: مرحوم آغاسی

بر باد رفته

ای شنیــدم که شبی بر سر مد دختــری بـــا پـــدرش بود به جنگ

پـدر از روی نصیحـت مـی گفت کـــه مـکـن پیـــروی از راه فرنــگ

مــرو از خــانـه بـرون بـی چادر بــرتــن خویـش مــکن دامــن تنگ

ای بسا گـرگ که در جامه میش بهـــر صیــد تــو نـــوازد آهنـــگ

نکننــد ایــن دغــلان از دغلی بهــر اغفـــال تــو یـک لحظه درنگ

دختــر از روی تعــرض گفتش آنچــه تــو گویـی بـود جمله جفنگ

بـا خــاموش دگـر یــاوه مــگو کــه تــو پیـــری و بــری از فرهنگ

مــدتی شــد سپری زن جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ

بــا سخنـهای زیبنـدهٔ عشــق بــا بیــانــات دل انگیــز و قشنـگ

همچو آهو به سخن رامش کرد از ره حیلــه چـــو روبـــاه زرنـــگ

گــوهر عفـت او را زد و بــرد کـــرد دامـــان وی آلــوده بـه ننگ

همچنانی که به خود می بالیـد زیرلـــب زمـــزمــه کـرد این آهنگ

صید با پای خود افتاد بـه دام مــرغ با میــل خــود افتـاد به چنگ

دخترم…

گنج شرف ،

معدن الماس حیا ،

موجب عزت زهرا (س… )

بشنو حرف پدر :

زیور و زینت دین باش

تو با حفظ حجاب…

فاش و بی پرده بگویم که حجاب :

صدف گوهر زیبای زن است…

شعر از : محمد نظام دوست

اشعار در مورد حجاب از شاهنامه فردوسی

اشعار در مورد حجاب از شاهنامه فردوسی

چنین گفت شیرین که ای مهتران

جهان گشته و کــار دیـــــده سران

سه چیز باشد زنان را بهی

کــه باشند زیبای گاه مهی

دگـر آنکــــه فـــرّخ پســـر زایــد او

زشـــوی خجســـــته بیفــزاید او

سه دیگر که بالا و رویش بود

بــه پوشیدگی نیز مُوَیش بود

بدانگــه من جفـــت خسرو بُدَم

به پوشیدگی در جهان نو بُدَم

بگفـت این بگشــــاد چادر ز روی

همه روی ماه و همه پشت موی

مـــرا از هنر مــــوی بُد در نهان

که او را ندیدی کس اندر جهان

نمودم همه پشت این جادویی

نــــه از تنبل و مکر و ز بدخویی

نه کس سوی من پیش از این دیده بود

نه از مهتـــران نیــــــز شنیده بود

سخن تهمینه همسر رستم:

به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست

چون مــن زیر چرخ کبود اندکیست

کــــس از پرده بیرون ندیدی مرا

نه هرگز کسی آواز شنیدی مرا

سخن منیژه:

منیژه منم دخت افراسیاب

برهنـــــه ندیده رخم آفتاب

 

متن و اشعار حجاب | شعر درباره حجاب و عفاف

افتاب

اشعار ویژه شهادت حضرت فاطمه | متن مناسبت ایام فاطمیه (س)

اشعار ویژه شهادت حضرت فاطمه | متن مناسبت ایام فاطمیه (س)

اشعار ویژه شهادت حضرت فاطمه | متن مناسبت ایام فاطمیه (س)

شهادت حضرت فاطمه | با نزدیک شدن به سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا، ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت این روزها مجالس عزاداری و نوحه خانی و مرثیه سرایی برای حضرت ام ابیها فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برپا می کنند. اشعار شاعران درباره حضرت زهرا، این روزها بیش از پیش خوانده می شود

اشعار ویژه شهادت حضرت فاطمه | متن مناسبت ایام فاطمیه (س)
اشعار ویژه شهادت حضرت فاطمه | متن مناسبت ایام فاطمیه (س)

اشعار شهادت حضرت فاطمه

عشق من پاییز آمد مثل پار
باز هم ما بازماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید و خون نجوشیدیم ما
باید از فقدان گل خونجوش بود
در فراق یاس مشکی‌پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد
عطر دوران جوانی می‌دهد
یاس‌ها یادآور پروانه‌اند
یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند
یاس در هر جا نوید آشتی‌ست
یاس دامان سپید آشتی‌ست
در شبان ما که شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما که می‌خندید؟ یاس
یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعد روی صبح پرپر می‌شود
راهی شب‌های دیگر می‌شود
یاس مثل عطر پاک نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینه‌ها رو کرده‌اند
یاس را پیغمبران بو کرده‌اند
یاس بوی حوض کوثر می‌دهد
عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه‌های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می‌چکانید اشک حیدر را به راه
عشق معصوم علی یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس
اشک می‌ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا گل یاس کبود
گریه آری گریه چون ابر چمن
بر کبود یاس و سرخ نسترن
گریه کن حیدر که مقصد مشکل است
این جدایی از محمد مشکل است
گریه کن زیرا که دخت آفتاب
بی‌خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش  ای زمین
نیمه‌شب دزدانه باید در مغاک
ریخت بر روی گل خورشید خاک
یاس خوشبوی محمد داغ دید
صد فدک زخم از گل این باغ دید
مدفن این ناله غیر از چاه نیست
جز دو کس از قبر او آگاه نیست

گریه بر فرق عدالت کن که فاق
می‌شود از زهر شمشیر نفاق
گریه بر طشت حسن کن تا سحر
که پر است از لخته خون جگر
گریه کن چون ابر بارانی به چاه
بر حسین تشنه‌لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت می‌برند
دخترانت را اسارت می‌برند
گریه بر بی‌دستی احساس کن
گریه بر طفلان بی‌عباس کن
باز کن حیدر تو شط اشک را
تا نگیرد با خجالت مشک را
گریه کن بر آن یتیمانی که شام
با تو می‌خوردند در اشک مدام
گریه کن چون گریه ابر بهار
گریه کن بر روی گل‌های مزار
مثل نوزادان که مادر‌مرده‌اند
مثل طفلانی که آتش خورده‌اند
گریه کن در زیر تابوت روان
گریه کن بر نسترن‌های جوان
گریه کن زیرا که گل‌ها دیده‌اند
یاس‌های مهربان کوچیده‌اند
گریه کن زیرا که شبنم فانی است
هر گلی در معرض ویرانی است

ما سر خود را اسیری می‌بریم
ما جوانی را به پیری می‌بریم
زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم آن گل در تن من چاک شد
آن بهار مرده در من خاک شد
ای بهار گریه‌ بار نا امید
ای گل مأیوس من یاس سپید
احمد عزیزی

شعر در مورد حضرت فاطمه

 

شعر ویژه شهادت حضرت فاطمه | متن مناسبت ایام فاطمیه (س)

افتاب

متن سرورد انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

متن سرورد انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

متن سرورد انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

متن سرورد انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید
متن سرورد انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

 

متن آهنگ انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

بوی گل سوسن ویاسمن آید عطر بهاران کنون از سفر آید
جان زتن رفتگان سوی تن آید رهبر محبوب خلق از سفر آید
دیو چو بیرون رود فرشته در آید دیو چو بیرون رود فرشته در آید
بگذر د این روزگار سختر از قبل بار دگر روزگار چون شکر آید
هر چه مجاهد ز بند و حبس در آید عصر زوال وستم دگر به یر آید
چشم یتیمان زمان زحلقه در آید رهبر محبوب خلق از سفر آید
دیو چو بیرون رود فرشته در آید دیو چو بیرون رود فرشته در آید
بگذرد این روزگار تلخ تر از قبل بار دگر روزگار چون شکر آید

متن آهنگ انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله …
الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله …
در جواب یک ندا خلقی آمد به خروش
گفت هان ای زن و مرد جامهء رزم بپوش
خلق بیدار شدند همه آماده جنگ
سینه ها مثل سپر جلوی تیر و تفنگ
الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله …
همه جا کفر و دروغ
همه جا ظلم و ستم
چهره مردم شهر همگی آیه غم
الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله
قصرها قصر بلا ,حاکمش تشنه خون
مردم شهر فقیر همه در بند زمون
حقشان قسمت گرگ
الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله
الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله …

 

متن سرورد انقلابی بوی گل سوسن و یاسمن آید

متن روز برف | شعر برف | عکس نوشته برف

متن روز برف | شعر برف | عکس نوشته برف

متن روز برف | شعر برف | عکس نوشته برف

متن زوز برف | شعر برف | عکس نوشته برف
متن روز برف | شعر برف | عکس نوشته برف

 

متن در مورد برف


لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل
خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه درسته که
هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دلگرم میکنه.
زمستونتون مبارک
********************
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام

متن زیبا در مورد برف


دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
رفاقت مثل آدم برفی میمونه ، درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت !
********************
داره برف میاد به اسمون نگاه کن هروقت برف سیاه بارید بهم خبر بده ، اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت
********************
وقتی بهت گفتم: دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟
********************
عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف ، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !
********************
سوزی که برف داره ، بارون نداره
معرفتی که تو داری ، هیچ کــس نداره !

متن: برف


در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . ارد بزرگ
********************
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه
********************
عشق یعنی : چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چون برف ذوب شدن بر غم های دوست .
********************
دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ، چون یه روز آب می شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ، چون یه روز پژمرده می شه . دوستت دارم به اندازه ی دنیا ، چون هیچ وقت تموم نمی شه !
********************
اگه برف می دونست زمین خاکی چقدر کثیفه ، برای اومدن به اون لباس سفید نمی پوشید
********************
آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی تا همیشه بدون غم بمان

متن برفی


. میدونی فرق من با برف چیه ؟
.
.
.
برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم .
********************
دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن …
آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم …

 

 

متن زوز برف | شعر برف | عکس نوشته برف

افتاب

متن و اشعار در مورد حضرت زینب (س)

متن و اشعار در مورد حضرت زینب (س)

متن و اشعار در مورد حضرت زینب (س)

شعر: حضرت زینب | با فرا رسیدن پنجم جمادی الاول روز ولادت حضرت زینب (س) پیروان اهل بیت عصمت و طهارت، مراسم مولودی خوانی و جشن برگزار می کنند… اشعار شاعران اهل بیت در مورد حضرت زینب در این ایام بیش از پیش مورد توجه است…

 

متن و اشعار در مورد حضرت زینب (س)
متن و اشعار در مورد حضرت زینب (س)

 

 

 

شعر: حضرت زینب (س)

هستی اش را داد تا محفوظ باشد معجرش

مثل کوهی ماند پای اعتقاد و باورش

وقت بیرون رفتن از خانه، حسین و مجتبی

با یل ام البنین بودند در دور و برش

مریم و آسیه را دیدم که می آموختند

با چه شوقی درس عفت را به پای منبرش

دختر نور است این بانو و بی شک آفتاب

می شود مانند شمعی بی رمق در محضرش

اسم او ذکر شب و روز همه آیینه هاست

عصمت الله است این آیینه نام دیگرش

حضرت زهرای اطهر مظهر حجب و حیاست

ارث برده این عقیله حجب را از مادرش

حضرت زهرای اطهر آنکه پیش کور هم

چادرش را برنخواهد داشت از روی سرش

هر کسی در این جهان از عفتش دم می زند

یا به زهرا اقتدا کرده ست یا بر دخترش…

شعر ولادت برای حضرت زینب(س)

السلام ای دختر شاه نجف             السلام ای صابر صحرای طف

السلام ای چادر زهرا به سر           السلام ای نور خورشید و قمر

السلام ای مقتدای عالمین              السلام ای خواهر خوب حسین

السلام ای بانوی ماتم زده              صبر تو صبر جهان بر هم زده

السلام ای تار و پود فاطمه              دختر صورت کبود فاطمه

السلام ای مظهر شور و شعور         پای تا سر عشق سر تا پا حضور

السلام ای کربلا در کربلا                ای به ایمان برادر مبتلا

السلام ای خطبه خوان شهر شام     خواب را کردی به بدخواهان حرام

السلام ای چشم زیبا بین عشق      زینب کبری و زهرای دمشق

شعر مصطفی متولی برای حضرت زینب(س) اربعین

از جان خود اگر چه گذشتم به راحتی

دل کنده ام ولی ز تنت با چه زحمتی

می خواستم به پات سرم را فدا کنم

اما به خواهر تو ندادند مهلتی

کی گفته قطعه قطعه شدن درد آور است؟

مُردن به عشق تو که ندارد مشقتی

بهتر نبود جای تو من کشته می شدم؟

بی تو چگونه صبر کنم…. با چه طاقتی؟

از بس برای زخم لبت گریه کرده‌ایم

چشمی ندیده‌ام که ندیده جراحتی

تو رفتی و غرور حریمت شکسته شد

هنگام غارت حرم، آن هم چه غارتی

آتش زدند خیمۀ ما را و بعد از آن

دزدیده شد تمامی اشیاء قیمتی

این بچه ها تمامی شان لطمه خورده‌اند

با من ولی به شکوه نکردند صحبتی

غصه نخور حقیر نشد خواهرت حسین

از فتح شام آمده‌ام با چه هیبتی

شرمنده‌ام رقیۀ تو در خرابه ماند

لطفی کن و سراغ نگیر از امانتی

عباس اگر نبود اسارت چه سخت بود

ممنونم از حمایت آن چشم غیرتی

 شعر درباره حضرت زینب(س)

از زبان حضرت زینب(س) به امام حسین(ع):

حالا که غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا که نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا که آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

تعبیر کن خواب مرا ای یوسف من

حالا که غیر از چشم های تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هر چند دیر است و دیگر سر نداری

 شعر یوسف رحیمی برای حضرت زینب(س)

” از زبان حضرت زینب خطاب به امام حسین(ع)”:

قرآن بخوان از روی نیزه دلبرانه

یاسین و الرحمان بخوان پیغمبرانه

قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگیرد

همچون درخت روشنی در هر کرانه

باید بلرزانی وجود کوفیان را

قرآن بخوان با آن شکوه حیدرانه

خورشید زینب شام را هم زیر و رو کن

قرآن بخوان با لهجه ای روشنگرانه

کوثر بخوان تا رود رود اینجا ببارم

در حسرت پلک کبودت خواهرانه

قرآن بخوان شاید که این چشمان هرزه

خیره نگردد سوی ما خیره سرانه

اما چه تکریمی شد از لب های قاری

تشت طلا و بوسه های خیزرانه

گل داده از اعجاز لب های تو امشب

این چوب خشک اما چرا نیلوفرانه

در حسرت لب های خشکت آب می‌شد

ریحانه ات با التماسی دخترانه

آن شب که می‌بوسید چشمت را سه ساله

خم شد ز داغت نیزه هم ناباورانه

از داغ تو قلب تنور آتش گرفته

تا صبح با غمناله هایی مادرانه

شعر برای حضرت زینب(س)

از زبان حضرت زینب:

در صحنه با شکوه عاشورایی

در بارش تیغ و غربت و تنهایی

با قافله ای که رنج با خود می برد

والله ندیده ام به جز زیبایی!

شعر: حضرت زینب(س)

بیابانی سراسر نیزه و تو…

دلم می رفت با هر نیزه و تو…

سفر کردیم با هم عمه زینب!

من و داغ و سر بر نیزه و تو…

 شعر در مورد برای حضرت زینب(س)


هر چند پای بی رمق او توان نداشت

هر چند بین قافله جانش امان نداشت

بار امانتی که به منزل رسانده است

چیزی کم از رسالت پیغمبران نداشت

جز گیسوان غرق به خون روی نیزه ها

در آتش بلا به سرش سایه بان نداشت

آیا به جز حوالی گودال، ساربان

راهی برای رفتن این کاروان نداشت؟

یک شهر چشم خیره به … بگذار بگذریم

شهری که از مروّت و غیرت نشان نداشت

آری هزار داغ و مصیبت کشیده بود

اما تنور و تشت طلا را گمان نداشت

دیگر لب مقدس قرآن کربلا

جایی برای بوسه‌ی آن خیزران نداشت!

شعر درباره حضرت زینب(س)

چشمش گریست دشت به آتش  کشیده را

بی تـاب گشت ســـــرخی حلـــق بریده را

آرام بر لبــــان عطشـــناک بوســـــــه زد

در بر  گرفـت قامـــــــت در  خون تپیــــده را

زینب ! عمود خیـــمه عالم شکسته شد

وقتی که کوفه بر  تو فرو بســـت دیده را

زینب ! به گوشه گوشه صحرا صبور  باش

گلهای نوشکفتـــــه از شاخه چیـــده را

پیراهنــــی  که بوی حسین تو می دهد

زینب ! صبـــــور باش دو دست بریـده را

آنک بگو به پســـــتی و نامردمـــی بگو

آن سینه سرخهای به مقصد رسیده را

زینب بگو به پستــــی و نامردمـی بگو

این گرگــــهای وحشی یوسف دریده را

زینب بگو که از  پس این شام می رسد

یک دست مهـــربان که بر آرد سپیده را

 شعر برای حضرت زینب(س) 

بر آل عبا تو نور عینی زینب

تو پشت و پناه عالمینی زینب

در فضل و شرافتت همین بس باشد

اینکه تو شریکه الحسینی زینب

*

خورشید نجابت و ادب یا زینب

با فضل و وقار، منتجب یا زینب

در اوج شکوه مثل کوهی بانو

هستی تو عقیله العرب! یا زینب

*

ای آینه عصمت زهرا! زینب

در صبر و وفا بدون همتا! زینب

تو محرم رازهای مولا بودی

چون فاطمه ای ام ابیها! زینب

*

تو مهر قبول کربلایی زینب

زهرای بتول کربلایی زینب

ای وارث نهضت حسین بن علی!

در شام، رسول کربلایی زینب

متن و اشعار در مورد حضرت زینب (س)

افتاب

دلنوشته های غمگین عاشقانه

دلنوشته های غمگین عاشقانه

دلنوشته های غمگین عاشقانه

دلنوشته های غمگین عاشقانه
دلنوشته های غمگین عاشقانه

به هوش بودم از اول

که دل به کس نَسِپارم

شَمایلِ تو بدیدم

نه صبر ماند و نه هوشم…

جانا!
ز فراق تو، این محنت جان تا کی؟
دل، در غم عشق تو
رسوای جهان تا کی؟
نآمد گه آن آخر
کز پرده برون آیی؟
آن روی بدان خوبی
در پرده نهان تا کی؟

عزیزِ نبودنی ام
بهتر است بدانی
جمعه ها بی حضورَت
به اندازه ی ۳۶۵ روز سال دلگیرم!!

دنبال پاییز اگر گشتی
هیچ جا مرو
بہ جز دل
من …

گله ای نیست
من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم
کافیست آسمانی تو !
در آن گستره ، خورشیدی کن
من همین قدر که
گرم است زمینم
کافیست …

من اشک سکوت مرده در فریادم
“داد”ی سر و پا شکسته در “بیداد”م
این‌ها همه هیچ…

ای خدای شب عشق!
نام شب عشق را که برد از یادم؟!!!

گرم ترین جای دنیا
آغوش توست
وقتی
دلم از سرمای روزگار
یخ بسته…

 

 

دلنوشته های غمگین عاشقانه

دل نوشته های صبح بخیر

دل نوشته های صبح بخیر

دل نوشته های صبح بخیر

دل نوشته های صبح بخیر
دل نوشتههای صبح بخیر

صبح یعنے آغاز
فرصت شادےولبخندوامید!

صبح یعنے امروز
سهمے از زندگے و
عشق ازآڹ خودِ توست

لحظہ راقدربداڹ!
تابخواهے، زندگانے زیباست. . .

صبح تون بخیر🌹

در این صبح زیبا؛
هم خدا هست
هم نور و زیبایی وعشق

آفتابِ مهربانی
ارزانی پلک گشوده‌تان
همهمۀ پرندگانِ نیکبختی
شادی ‌بخش بامدادتان

سلام دوستان صبحتون زیبا
روزتون سرشار از برکـت

.
سلام ای دوست
بودنت سبز و دلت سبز و
حضورت سبز
خانه ات گرم
دلت نرم …
چراغت روشن
روزگارت آرام
توسن بخت برایت رام
دست خوشبوی خدا همراهت

🍃 صبحتون بخیر و شادی 🍃

 

 

 

دل نوشته های عاشقانه صبح بخیر