خانه » سرگرمی » اشعار و مطالب عاشقانه » روضه طفلان حضرت زینب |اشعار شهادت طفلان زینب

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

روضه طفلان حضرت زینب |اشعار شهادت طفلان زینب

روضه طفلان حضرت زینب |اشعار شهادت طفلان زینب

روضه طفلان حضرت زینب |اشعار شهادت طفلان زینب

روضه طفلان حضرت زینب
روضه طفلان حضرت زینب

اشعار روضه طفلان حضرت زینب «س»

وقتی که در دور و برت لشگر نباشد
وقتی برایت یک نفر یاور نباشد

وقتی که هل من ناصر تو بی پاسخ هست
وقتی که شرم از سبط پیغمبر نباشد

خواهر اگر جان را نریزد زیر پایت
دیگر به جان تو سوگند خواهر نباشد

باید که قربانی شوند این دو جوانم
یقین بکن راهی از این بهتر نباشد

وقتی که عبدالله هم داده رضایت
عذری نمانده گفتگویی پایان نباشد

وقتی وهب را مادرش تقدیم کرده
از یک مسیحی خواهرت کمتر نباشد

بگذار تا کامل شود عشق من و تو
بگذار بین ما کسِ دیگر نباشد

کاری بکن ای عشق من در روز محشر
تا خواهرت شرمنده از مادر نباشد

من هر چه را دارم اگر ریزم به پایت
جبران یک موی علی اصغر نباشد

میباشند اولاد من , اما خون این ها
رنگین تر از خون علی اکبر نباشد

گفتی همه ی وقت خواهرت را دوست داری
اکنون نباید روی حرفش نه بیاری

از غربتت مولا خبر دارند هر دو
بر حال امروزت نظر دارند هر دو

تنهایی ات این جا درآورد اشکشان را
از غصه ات چشمان تر دارند هر دو

پوشانده ام بر تن لباس رزمشان را
بنگر چه تیغی بر کمر دارند هر دو

من که حریف بی قراری شان نبودم
شور عجیبی بین سر دارند هر دو

از لحظه ای که گفته ای “نه” ای برادر
حال و هوای محتضر دارند هر دو

از بسکه شوق پَر زدن تا دوست دارند
بر تن به جای دست پَر دارند هر دو

از نسل ابراهیم و اسماعیل میباشند
در دستشان تیر و تبر دارند هر دو

وقت رجز خواندن شبیه شیر میباشند
وای از دمی که نیزه بر دارند هر دو

مثل خورشیدند و آتش می فشانند

شیران جنگند و شرر دارند هر دو

با خونشان آمیخته شور دلیری
مثل عباست جگر دارند هر دو

 

 

بگذار این‌ها سوی میدان پر بگیرند
من خوشنود ام هر دو به پای تو بمیرند
مجتبی شکریان همدانی

داداش ببین که بچه هام
غصه دارن برای تو
این دو گل ناقابلم
میخوان بشن فدای تو
برای اذن و رخصتت
همش بهونه می گیرن
نشکن دلاشونو داداش
زین غصه و غم میمیرن
داداش سپاه زینب,حاضر ی نبرده
ببین محمد من,واسه خودش ی مرده
واویلتا واویلا….واویلتا واویلا

شوق شهادت رو ببین
تو چشم بچه های من
اینقده بی حوصلگی نکن
غصه نخور برای من
نذر تو کردم یا اخا
طفلان خود با جان و دل
شرم و خجالت تو نگات
نبینمت باشی خجل
منی که پای عشقت,هیچ چیزی کم نزاشتم
غیر تو ای برادر , آرزویی نداشتم
واویلتا واویلا…واویلتا واویلا
علی بهرامی نیا

الا اى آسمان عشق بنگر اختر خود را
بلا گردان اصغر کن دو کودک خواهر خود را

بیا و بر مگردان این کفن پوشان زینب را
که نزد فاطمه بالا بگیرد او سر خود را

تو هر جا رفتى و زینب کنارت بود و ما بودیم
ب دنبالت ببر بر نى سر دو یاور خود را

بدان غیرت ز حیدر , رزم از عباس تو داریم
نظر کن رزم شاگردان میر لشگر خود را

ز نسل جعفریم و دست بسته روزى ما نیست
بده اذنى که نگشائیم این بال و پر خود را

وفاى مادر ما بعد از این بهتر عیان گردد
تو هرگز نشنوى آه و فغان خواهر خود را

تو میدانى که سیلى خوردن مادر چه بد دردى هست
چسان ما بنگریم آزرده روى مادر خود را

 

روضه طفلان حضرت زینب |اشعار شهادت طفلان زینب

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین   عکس پروفایل کربلا ویژه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *