خانه » سینما » خلاصه داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند +معرفی بازیگران

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

خلاصه داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند +معرفی بازیگران

خلاصه داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند +معرفی بازیگران

خلاصه داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند +معرفی بازیگران

سریال راهزنان به دنیا حکومت نمی کنند (Eşkıya Dünyaya Hükümdar Olmaz) محصول سال ۲۰۱۵ ترکیه است که در ۲ فصل و ۶۵ اپیزود ساخته شده است. در این فیلم بازیگران مطرحی چون اوکتای کاینارجا و دنیز چاکیر بازی کرده اند.

خلاصه داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند +معرفی بازیگران

داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند درباره فردی به نام حیضیر چاکربیلی (اوکتای کاینارجا) از سنین جوانی در کارهای خرید و فروش سلاح داخل شده و اصطلاحا به دنیای زیر زمینی راه پیدا می کند. او به جای برادر بزرگترش که در جوانی در این راه کشته شده در گردهمایی این گروه جایگاه مخصوصی پیدا می کند. دولت قصد دارد اونال بی را که رییس این گروه است و باعث کشته شدن برادر حیضیر شده، از مقام خود در این گروه مافیا کنار بگذارد و حیضیر را به جای او بنشاند تا بتواند با این گروه مافیا همکاری  کند.

عکس و معرفی بازیگران سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند

دنیز چاکیر

روابطی خانوادگی بین این دو گروه دولتی و مافیایی نیز و جود دارد که باعث نزدیکی دورادور این دو گروه و حمایت دولت از این گروه مافیا شده است. اما خصوصیت بزرگ و مهم این گروه مافیا این است که این گروه در تجارت های خود هرگز به گروهک های تروریستی سلاح نمی فروشند و کسی که از این قانون سرپیچی کند خائن محسوب می شود. اونال یکی از اعضای این گروه و رییس فعلی آن در گذشته عضوی از سازمان اطلاعات کشور بوده. در طرف دیگر حیضیر و روابط خانوادگی اش بخش عظیمی از داستان را به خود اختصاص می دهد و داستان به این ترتیب ادامه می یابد.

اوکتای کاینارجا

 

حکایت سریال “راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند”: حیضیر چاکر بیلی از سنین جوانی در کارهای خرید و فروش سلاح داخل شده و اصطلاحا به دنیای زیر زمینی راه پیدا می کند. او به جای برادر بزرگترش که در جوانی در این راه کشته شده در گردهمایی این گروه جایگاه مخصوصی پیدا می کند. دولت قصد دارد اونال بی را که رییس این گروه است و باعث کشته شدن برادر حیضیر شده، از مقام خود در این گروه مافیا کنار بگذارد و حیضیر را به جای او بنشاند تا بتواند با این گروه مافیا همکاری کند. روابطی خانوادگی بین این دو گروه دولتی و مافیایی نیز و جود دارد که باعث نزدیکی دورادور این دو گروه و حمایت دولت از این گروه مافیا شده است. اما خصوصیت بزرگ و مهم این گروه مافیا این است که این گروه در تجارت های خود هرگز به گروهک های تروریستی سلاح نمی فروشند و کسی که از این قانون سرپیچی کند خائن محسوب می شود. اونال یکی از اعضای این گروه و رییس فعلی آن در گذشته عضوی از سازمان اطلاعات کشور بوده. در طرف دیگر حیضیر و روابط خانوادگی اش بخش عظیمی از داستان را به خود اختصاص می دهد و داستان به این ترتیب ادامه می یابد.

بزودی از شبکه جم

خلاصه قسمت یک ۱ سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند

اونال در حال تمرین تیراندازی هست که بهش خبر میدن نوشات خان باهاتون کار داره اونال به نوشات میگه مثل اینکه دنبال معروف شدنی و نباید اون کانتینر بار سلاح منو متوقف میکردین نوشات میگه آخرین اخطارمون به شما بوده نباید به دشمنامون سلاح میفروختید اونال میگه من تاجر اسلحه ام به هر کی پول بده سلاح میفروشم اگر من نخوام یکی دیگه این کارو میکنه نوشات میگه ما اجازه ی همچین کاری رو به شما و کس دیگه نمیدیم اونال میگه اگر جرءت دارین جای من کسی رو بیارین.
تو خونه هرمز همه دارن برای صبحانه آماده میشن مریم با هرمز سرسنگین رفتار میکنه بچه ها به مدرسه میرن وقتی هرمز میخواد بره مریم میره پیشش هرمز ازش میخواد جلوی بچه ها اینجور رفتار نکنه تا نفهمن مریم میگه اگه میخوای اینجوری بشه اون بچه نباید به دنیا بیاد
الیاس میاد کارخونه و میگه داداشم کجاست اونال شب دعوتمون کنه.
حکم جلب هرمز اومده و جلوشو میگیرن که میفهمن این قضیه زیر سر نوشاته.نوشات قصد ملاقات مخفیانه با هرمزو داشته و ازش میخواد که جانشین اونال بشه.هرمز این خواسته رو رد میکنه.
هرمز میاد شرکتشون و به همه میگه جلسه داریم بریم تو انبار گوشیهاتونم بگذارید بالا که شنود نشه.
تو خونه دارن راجع به قضیه معشوقه هرمز (نازلی) حرف میزنند. مبجل میگه من نگران عایشه هستم که بچه دار نمیشه مریم میگه هرمز منو رسوا کرد اشکال نداره شوهرمه اما حق نداره بچه هامو بدبخت کنه .
تو انبار هرمز راجع به جانشینی خودش جای اونال حرف میزنه و میگه آیا به اونال بگیم یا نه الیاس میگه اطلاعات داره رسما اعلام جنگ با اونال میکنه و هرمز باید طرف یکی رو انتخاب کنه.هرمز و الیاس میرن تا به جلسه ی اونال برن .
مریم به خیریه (مادر هرمز ) میگه اگر نوه هات بفهمن چی میشه خیریه میگه سقط جنین گناهه من کار هرمز با اون زن رو میدونم گناهه اما اون بچه که گناهی نداره خیریه به هرمز زنگ میزنه میگه زن تو میخواد اون دختره رو بکشه معلومه عروس من غرور داره

هرمز با سلیم دوست صمیمیش احوال پرسی میکنه. الیاس با برادر سلیم (محمود ) مشکل داره علتشم به مساءل عشقی مربوط میشه که تو قسمتهای بعد بیشتر این موضوع را خواهیم دید در جلسه اونال به مشکلاتش با دولت میپردازه و میگه به هر کی دلم بخواد سلاح بفروشم اونال رفکی رو سین جیم میکنه نوشات هم شنود میکنه و اونال یک قصه ای تعریف میکنه (کی لیاقت جانشینیش داره ) و بعد رفکی رو میکشه (یک جلسه رو نیومده ) اوزر (وکیل اونال )میاد بیرون الیاس و محمود وحشت زده میشن (فکر میکنن برادر خودشون مرده ) الیاس دستشو مشت میکنه بعد جنازه ای رو میارن پایین و تحویل برادر رفکی میدن .برادر رفکی گریه میکنه اوزر به اون میگه وکیلت (پسر رفکی ) به همراه تو تو جلسات شرکت میکنه اونال بهشون هشدار میده که اطلاعات ممکنه پاپیچتون بشه و هر کی از قوانین این میز سرپیچی کنه خیانت تلقی میشه هرمز در جوابش میگه اگه اطلاعات پاپیچمون میشه به شما خبر نمیدیم برای اینکه اونا رو حساب نمیکنیم اگه اینو خیانت تلقی میکنین سر این میز کسی نیست که به شما خیانت نکرده باشه اوزر حرف هرمزو تایید میکنه ولی علتش ما نیستیم.تو ماشین هرمز به الیاس میگه یواشتر از خوشحالی اینکه تو اون جلسه داداشتو کشتن میخوای با تصادف بکشیش الیاس میگه اگه یه روز اوزر بیاد بگه داداشتو کشتیم تو بیا جاش بشین همشون همراه خودم به درک میفرستم هرمز میگه اون تو یک نفر بود که به هممون خیانت کرد الیاس میگه آدم چطور میتونه دو قطره اشک بریزه و همراه قاتلهای برادرش رو میز بشینه من مثل محمود بی غیرت نیستم هرمز میگه محمود نبود رفیک بود خیلی به این محمود گیر دادی هرمز میگه خیانت چیز خیلی بدیه من تا به حال به کسی خیانت نکردم اگر یه روز به من این تهمتو بزنن و منو بکشن خودتو نه ولی اونا رو بکش جون تو از همه باارزشتره.اونال به اوزر میگه که مراقب پسر رفکی باش اوزر میگه اون مهره اصلی نبود هرمز و سلیم و تیپی هستند اونال میگه هرمز به من خیانت نمیکنه اوزر میگه اطلاعات بهش فشار میاره چون شما بهش شک نمیکنین با اجازتون میخوام هرمز و سلیمو بندازم به جون هم بعد احمد و تیپی
هرمز تو انبار جلسه برقرار میکنه و میگه اگر نوشات دوباره با من ملاقات کنه همه چیزو به اونال میگم .عایشه و مریم تو خونه با هم حرف میزنن مریم میخواد بره ملاقات نازلی عایشه هم همراهش میخواد بره.جیوجیو (شوهر عایشه ) میاد دنبالش.مریم با زینب حرف میزنه و ازش میخواد ولخرج نباشه زینب میگه مامان زندگی اونجور که فکر میکنی نیست مریم میگه تو از زندگی چه میدونی شاید بابات فردا مرد یا رفت زندان زندگی با دونستن همه ی اینا مراقب خانوادت باشی هرمز میره پیش نازلی و یه کم با هم صحبت میکنن هرمز میگه خوبه که هستی نازلی. اوزر میره پیش سلیم برای اون کاری که قراره با هرمز بکنه سلیم میگه چهل ساله باهاشون رفاقت دارم چطور میتونم با هرمز اینکارو بکنم محمود میگه این امتحانه داداش قرار نیست به دوست صمیمیت خیانت کنی .اوزر میگه پس به اونال جواب منفیتون بدم سلیم میگه نه اینجوری نگید بگذارید فکرامو بکنم بعد به هرمز توضیح بدین که این کار برای صلاح این خانواده بوده اوزر میگه باشه و میره سلیم میزنه تو گوش محمود و میگه یه روز این بلا رو سر هرمز هم میارن محمود میگه هرمز با اون برادرش مطمءن باش این کارو انجام میدن

خلاصه داستان قسمت سوم ۳ سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند

مریم به هرمز اس ام اس میده لااقل به خاطر بچه هات که صبحانه رور یکشنبه رک بهشون قول دادی بیا خونه ۰ مریم تا صدای ماشین هرمزو میشنوه رو مبل میخوابه و خودشو به خواب میزنه هرمز میگه به مریم بهم پیام دادی به خاطر بچه ها بیا خونه من همش به خاطر تو میام خونه اگر میپرسی پس چرا از یه خونه دیگه میای خدایی جوابشو نمیدونم مریم و هرمز هر دو اشک میریزن .فردا صبح هرمز به مریم میگه من از یک زن دیگه بچه دار میشه تو هیچ تفصیری نداری مریم میگه چرا به این وضع افتادی پول کسایی که پیشت کار میکنن یا اون تپانچه ات که به کمرت بستی اگر بچه هات بفهمن تو روت دیگه نگاه نمیکنن هرمز میگه اگر به اون دختره دوباره کار داشته باشی من نمیگذارم تو بچه هاتو ببینی مریم میگه اگر بفهمن که و هرمز با صدای بلند بچه ها رو صدا میکنه خیریه میاد تو آشپزخونه و بهشون میگه که آروم باشن سر صبحانه آلپ ارسلان برادرزاده هرمز به صورت اینترنتی باهاشون صحبت میکنه اوزلم دوست دختر آلپ ارسلان اونو اذیت میکنه و میخواد بره تو تصویر و بعد باهاشون خدا حافظی میکنه الیاس میاد خونه در حالیکه عصبانیه و با همه سلام علیک میکنه و میاد در گوش انیشته میگه که سلاحها خراب در اومده آلپ ارسلان قضیه دوست دخترشو از عموهاش مخفی میکنه چون اوزلم دختر اونال کاپلانه ولی اونال از این موضوع خبر داره الیاس و هرمز و انیشته میرن بیرون و الیاس به هرمز میگه سلاحها خراب از کار در اومدن هرمز عصبانی میشه ولی هیچکی خبر نداره که کار کی بوده خدیجه و مبجل میخوان از عایشه حرف بکشن که نازلی چطور بوده عایشه میگه قشنگ بود ولی ساده نیست هرمز میره پیش اونال.اونال میگه چطور بهم خیانت کردی و به مشتریام اسلحه های خراب فروختی هرمز میگه من به کسی خیانت نمیکنم و میگه یکی پشت این کاره یا از اطلاعات یا از خانواده خودمون اونال میگه تا اونا رو پیدا کنید بهتون وقت میدم الیاس و انیشته هم مشغول حرف کشیدن از آدماشونن تا بفهمن خاءن کیه هرمز با نوشات قرار ملاقات داشت تا نوشات از اون طرف خیابون میاد یک ماشین اونو میزنه وهبی به هرمز میگه اگر اونال تو این کار دست نداشت تو رو هم میکشتن پس کار اطلاعات نیست
هرمز از کسی به اسم تارک سوال و جواب میکنه که کار کی بوده و بالاخره اسم محمودو میاره الیاس به هرمز میگه اجازه بده سلیم و محمودو بکشم هرمز بهش اجازه نمیده میگه اگه پول و قدرتت رو از دست بدی باز به دست میاری ولی اگه اسمت رو از دست بدی هرگز نمیتونی به دست بیاری هرمز میاد تا با سلیم حرف بزنه هرمز به سلیم میگه اسلحه ها خراب شده ولی نمیگه کار کی بوده سلیم تو معذوریت قرار میگیره نازلی به یارن میگه مطمءن نیستم اما میخوام سقطش کنم مدیر نازلی اونو از کار اخراج میکنه و میگه این شرکت شرکای دیگه ای هم داره (منظورش مریمه ) نازلی به یارن میگه بچمو به دنیا میارم سلیم میاد به اونال جعبه های تفنگ نشون بده که میبینه رو ی جعبه یکیشون دامنه اونال میگه تنها کسی که الان باید دامن بپوشه تویی سلیم.سلیم دامنو میپوشه هرمز و بقیه این قضیه رو از تو کامپیوتر میبینن اونال میاد پیش هرمز و میگه چرا این دامنو برای من فرستادی هرمز میگه برای کسی فرستادم که بازی کرده اونال میدخ به هرمز و میگه باید الان تو بپوشی و به دست هرمز میده

خلاصه داستان قسمت اخر سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند

خلاصه داستان سریال راهزنان در دنیا حکومت نمی کنند +معرفی بازیگران

 

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

بیوگرافی لادن سلیمانی و عکس های لادن سلیمانی

بیوگرافی لادن سلیمانی و عکس های لادن سلیمانی

بیوگرافی لادن سلیمانی و عکس های لادن سلیمانی بیوگرافی لادن سلیمانی و عکس های لادن …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *