خرید هاست و سرور مجازی _ جوان سرور
خانه » سرگرمی » ضرب المثل های فارسی

ضرب المثل های فارسی

زیباترین ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها

زیباترین ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها

زیباترین ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها

زیباترین ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها,فانجو,ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها,ضرب المثل های ترکی,ضرب المثل های ترکی با معنی,ضرب المثل های ترکی به همراه معنی,معنی ضرب المثل های ترکی,معروف ترین ضرب المثل های ترکی

ضرب المثل های ترکی با معنی

تولکویه دئدیلر هانی شاهدون دئدی قویروغوم.
«به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»

هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول
هرکس الاغ شد، تو پالان.

اوزو یئخئلان آغلاماز

خود کرده را تدبیر نیست

بش بارماغ بشیده بیر اولماز

پنج انگشت برابر نیستند

ایش قالسا اوستونه قار یاغار

کار امروز را به فردا مسپار

قورخان گوزه چوب دوشه ر

از هر چی بترسی، سرت میاد

زحمت سیز بال دادانمازسان

نابرده رنج گنج میسر نمیشود

ایلان هر یئره ایری گدسه، اوز یوواسینا دوز گدر

مار هر کجا که کج بره، خونه خودش راست میره

آتاسئنا خئیئری اولمایان کیمه خئییری اولار؟

کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند

ضرب المثل های ترکی با معنی

وغدا بوغدادان بیته ر

گندم از گندم بروید جو از جو

هر نه اکیرسن، اونودا بیچیرسن

هرچه بکاری همان را درو میکنی

وارلی گئیه نده دییه رلر موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر هاردان تاپدین ؟
شخص پولدار بپوشد ( می‌گویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد ، از کجا ، آورده؟

هرکس ساغ اولسون اوزونه

هرکس باید به خود متکی باشد و از دیگران انتظار نداشته باشد

ضرب المثل های ترکی با معنی

هر زادئن تزه سی، دوستون کوهنه سی

هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش

بیر تیکه نی بیلمه ین، مین تیکه نیده بیلمز

کسی یک خوبی را که در حقش شده نفهمد هزار خوبی دیگر را هم نخواهد فهمید

آلله بیر قاپینی باغلاسا، آیری قاپی آچار

خدا گر ز رحمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری

آغزیوا باخ تیکه توت

به اندازه دهانت لقمه بردار

ضرب المثل های ترکی با معنی

زیانئن یارسئندان قایئتماق قازانجدئر

ضرر را از هر کجا بگیری نفع است

چوخ یاشایان چوخ بیلمز، چو گزه ن چوخ بیلر

کسی که زیاد عمر کند زیاد نمیداند، کسی که زیاد سفر کند زیاد میداند

چالما قاپیمی ، چالار لار قاپینی

درم را نکوب، در تو را هم می کوبند

ضرب المثل های ترکی با معنی

آج قارین ، آجی آیران
شکم گرسنه، دوغ تلخ

ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر
از پای سگ خار در می‌آورد.

ایری اوتوراق دوز دانیشاق
کج بشین، راست صحبت کن.

ایشله ین دمیری، پاس باسماز

آهنی که کار کند زنگ نمی زند

اوزو به زکلی ، ایچی ته زکلی
صورت بزک شده، داخلش کود ،پِهِن

اودا گلمیسن سویا ؟
به آتش آمده‌ای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش= جنگ، آب= صلح

قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد.

کور آلاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری اگری بیری دوز.
کور از خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم.

ایت هورر کروان کئچر

جواب ابلهان خاموشی است

 

 

زیباترین ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها

منبع:گهر فان جو

زیباترین ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها,فانجو,ضرب المثل های ترکی به همراه معنی آنها,ضرب المثل های ترکی,ضرب المثل های ترکی با معنی,ضرب المثل های ترکی به همراه معنی,معنی ضرب المثل های ترکی,معروف ترین ضرب المثل های ترکی

چند ضرب المثل زیبای ترکی معروف همراه با معنی

چند ضرب المثل زیبای ترکی معروف همراه با معنی

چند ضرب المثل زیبای ترکی معروف همراه با معنی

ضرب المثل ترکی,ضرب المثل ترکی با معنی,ضرب المثل ترکی آذری,ضرب المثل های ترکی قدیمی,بانک ضرب المثل های ترکی,ضرب المثل,ضرب المثل های ایرانی,ضرب المثل با معنی,ریشه ضرب المثل,ضرب المثل های محلی,شعر و داستان

جالب ترین ضرب المثل های ترکی همراه با ترجمه فارسی

تولکویه دئدیلر هانی شاهدون دئدی قویروغوم.
«به روباهه گفتن شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»

هرکیم ائششه ک اولدو سنده پالانی اول
هرکس الاغ شد، تو پالان.

اوزو یئخئلان آغلاماز

خود کرده را تدبیر نیست

بش بارماغ بشیده بیر اولماز

پنج انگشت برابر نیستند

ایش قالسا اوستونه قار یاغار

کار امروز را به فردا مسپار

قورخان گوزه چوب دوشه ر

از هر چی بترسی، سرت میاد

زحمت سیز بال دادانمازسان

نابرده رنج گنج میسر نمیشود

ایلان هر یئره ایری گدسه، اوز یوواسینا دوز گدر

مار هر کجا که کج بره، خونه خودش راست میره

آتاسئنا خئیئری اولمایان کیمه خئییری اولار؟

کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند

وغدا بوغدادان بیته ر

گندم از گندم بروید جو از جو

هر نه اکیرسن، اونودا بیچیرسن

هرچه بکاری همان را درو میکنی

وارلی گئیه نده دییه رلر موبارکدیر ، یوخسول گئیه نده دییه رلر هاردان تاپدین ؟
شخص پولدار بپوشد ( می‌گویند) مبارک باشید، فقیر بپوشد ، از کجا ، آورده؟

هرکس ساغ اولسون اوزونه

هرکس باید به خود متکی باشد و از دیگران انتظار نداشته باشد

هر زادئن تزه سی، دوستون کوهنه سی

هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش

بیر تیکه نی بیلمه ین، مین تیکه نیده بیلمز

کسی یک خوبی را که در حقش شده نفهمد هزار خوبی دیگر را هم نخواهد فهمید

آلله بیر قاپینی باغلاسا، آیری قاپی آچار

خدا گر ز رحمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری

آغزیوا باخ تیکه توت

به اندازه دهانت لقمه بردار

زیانئن یارسئندان قایئتماق قازانجدئر

ضرر را از هر کجا بگیری نفع است

چوخ یاشایان چوخ بیلمز، چو گزه ن چوخ بیلر

کسی که زیاد عمر کند زیاد نمیداند، کسی که زیاد سفر کند زیاد میداند

چالما قاپیمی ، چالار لار قاپینی

درم را نکوب، در تو را هم می کوبند

آج قارین ، آجی آیران
شکم گرسنه، دوغ تلخ

ایتین ایاغیندان تیکان چیخاردیر
از پای سگ خار در می‌آورد.

ایری اوتوراق دوز دانیشاق
کج بشین، راست صحبت کن.

ایشله ین دمیری، پاس باسماز

آهنی که کار کند زنگ نمی زند

اوزو به زکلی ، ایچی ته زکلی
صورت بزک شده، داخلش کود ،پِهِن

اودا گلمیسن سویا ؟
به آتش آمده‌ای یا آب؟به جنگ آمدی یا صلح؟ آتش= جنگ، آب= صلح

قونشو قونشودان سحر اویانماغی اؤرگه نه ر
همسایه از همسایه، صبح بیدار شدن را یاد می‌گیرد.

کور آلاهدان نه ایستر ، ایکی گوز بیری اگری بیری دوز.
کور از خدا چی میخواد دوتا چشم یکی کج یک سالم.

ایت هورر کروان کئچر

جواب ابلهان خاموشی است

 

 

منبع:پارس ناز

فان جو

ضرب المثل ترکی,ضرب المثل ترکی با معنی,ضرب المثل ترکی آذری,ضرب المثل های ترکی قدیمی,بانک ضرب المثل های ترکی,ضرب المثل,ضرب المثل های ایرانی,ضرب المثل با معنی,ریشه ضرب المثل,ضرب المثل های محلی,شعر و داستان

ضرب المثل های معروف آلمانی با تصاویر

ضرب المثل های معروف آلمانی با تصاویر

ضرب المثل های معروف آلمانی با تصاویر

ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ترجمه ضرب المثل های معروف آلمانی
ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ترجمه ضرب المثل های معروف آلمانی

وجدان پاک چون بالشی نرم است

مطمئنا این یکی از جذاب‌ترین ضرب‌المثل‌های زبان آلمانی است. کار بد انجام نده تا بتوانی خواب راحتی داشته باشی و وجدانت آرام باشد. اما وجدان آرام چیست و عذاب وجدان که آزاردهنده روح بسیاری شده، کدام است؟ تشخیص خوبی و بدی در میان انسان‌ها بسیار دشوار شده است.

ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ضرب المثل های معروف آلمانی با ترجمه و عکس قشنگ

(Wer im Glashaus sitzt, soll nicht mit Steinen werfen)

کسی که در خانه‌ای شیشه‌ای نشسته نباید سنگ پرتاب کند

گرچه چگونگی بوجود آمدن این ضرب‌المثل چندان روشن نیست، اما در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان آمده است: «هر یک از شما که هیچ گناهی مرتکب نشده، اولین سنگ را پرتاب کند.» معنی این ضرب‌المثل این است که هیچ انسانی بی‌گناه نیست و همه ما در خانه‌هایی شیشه‌ای نشسته‌ایم که پرتاب یک سنگ نابودش می‌کند.

ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ضرب المثل های معروف آلمانی با ترجمه و عکس قشنگ

(Viele Kِche verderben den Brei)

آشپزهای زیاد پوره را فاسد می‌کنند

این ضرب‌المثل معادل ضرب‌المثل فارسی است که می‌گوید: «آشپز که دوتا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.» این ضرب‌المثل شرایطی احتمالی را نشان می‌دهد که در آن گردآمدن چندین کارشناس در امری خاص با نظرهای کارشناسانه متفاوت، جلوی موفقیت کار را می‌گیرد.

ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ضرب المثل های معروف آلمانی با ترجمه و عکس قشنگ

(Kleider machen Leute)

لباس‌ها مردم را می‌سازند

این ضرب‌المثل از زبان لاتین به آلمانی راه یافته است. این ضرب‌المثل همچنین عنوان کتابی است از گوتفرید کِلِر، شاعر و سیاست‌مدار سوئیسی که در آن مردم یک شاگرد خیاط را به خاطر لباس‌هایی که برتن می‌کند، کنت می‌شمارند. مارک تواین در این باره می‌گوید: «مردمان و تاثیر چندانی در تحولات جامعه ندارند.» در فارسی نیز ضرب‌المثل “آستین نو، بخور چلو” به این ضرب‌المثل نزدیک است.

ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ضرب المثل های معروف آلمانی با ترجمه و عکس قشنگ

(Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins Maul)

دهان اسب پیشکشی را نگاه نمی‌کنند

در گذشته در آلمان هدیه دادن اسب بسیار مرسوم بود. در چنین شرایطی بسیار نامحترمانه بود که صاحب جدید اسب در حضور صاحب قبلی، دهان اسب را چون دام‌پزشکان باز کرده و از روی دندان‌ها سن و ارزش اسب را بررسی کند. نمونه کاملا شبیه این ضرب‌المثل در فارسی نیز وجود دارد: دندان‌های اسب پیشکشی را نمی‌شمرند.

zarbolmasal-almani-photokade-com (6)

(Lügen haben kurze Beine)

دروغ پاهای کوتاهی دارد

این ضرب‌المثل نشان می‌دهد که با دروغ نمی‌توان به اه بلند رسید. ضرب‌المثل دیگری در زبان آلمانی وجود دارد که شبیه داستان چوپان دروغگو در زبان فارسی است. این ضرب‌المثل می‌گوید: «کسی که یک بار دروغ گفت، دیگر کسی باورش نمی‌کند، حتی اگر حقیقت را بگوید». در زبان فارسی ضرب‌المثلی نزدیک به روایت آلمانی وجود دارد که می‌گوید: «دروغگو کم‌حافظه است».

zarbolmasal-almani-photokade-com (7)

(Auch ein blindes Huhn findet mal ein Korn)

حتی یک مرغ کور هم دانه‌ای می‌یابد

این ضرب‌المثل آلمانی از افراد ناتوان تعریف نمی‌کند، بلکه می‌گوید افراد ناتوان هم مثل مرغی کور که گاهی دانه‌ای می‌یابند، در شرایطی خاص و به طور اتفاقی به هدف‌هایی می‌رسند. البته این ضرب‌المثل را می‌توان به این صورت نیز تعریف کرد: در صورت برنامه‌ریزی درست، حتی یک مرغ کور هم می‌تواند به دانه برسد.

zarbolmasal-almani-photokade-com (8)

(Aller guten Dinge sind drei)

همه چیزهای خوب سه‌تایی هستند

این ضرب‌المثل براین نظر است که همه‌ی چیزهای خوب سه‌تایی هستند. در فارسی هم ضرب‌المثلی نزدیک به آن داریم که می‌گوید: «تا سه نشه، بازی نشه.» جالب این که در دستگاه‌های بازی قمار نیز برنده کسی است که سه علامت را در کنار هم بیابد.

zarbolmasal-almani-photokade-com (9)

(Morgenstund hat Gold im Mund)

صبح‌گاهان زر در کام دارد

این ضرب‌المثلی است که دعوت و تشویق به سحرخیزی می‌کند و اشاره به آن دارد که سحرخیزان در کارهایشان موفق می‌شوند. در فارسی و بسیاری زبان‌های دیگر نیز ضرب‌المثل‌های نزدیک به این وجود دارند: سحرخیز باش تا کام روا باشی، ضرب‌المثلی شناخته شده و مورد توجه در زبان فارسی است. در زبان انگلیسی ضرب‌المثل “The early bird catches the worm” وجود دارد که معنی آن این است: کرم طعمه‌ی مرغ سحرخیز است.


.

.

ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ضرب المثل های معروف آلمانی با ترجمه  و عکس قشنگ

 

 

،فتو کده

ضرب المثل های آلمانی با عکس،ضرب المثل های معروف آلمانی با عکس,ضرب المثل های آلمانی با ترجمه و عکس,ضرب المثل محبوب آلمانی ها با ع ترجمه,ضرب المثل های معروف آلمانی با ترجمه و عکس قشنگ

ضرب المثل های خنده دار و زیبا فارسی با معنی

ضرب المثل های خنده دار و زیبا  فارسی با معنی

ضرب المثل های خنده دار و زیبا  فارسی با معنی

ضرب المثل های فارسی با معنی ,تمام ضرب المثل های فارسی همراه با معنی,ضرب المثل های ایرانی همراه با معنی,ضرب المثل های ایرانی,ضرب المثل های زیبا ایرانی,

 

ضرب المثل های فارسی با معنی ,تمام ضرب المثل های فارسی همراه با معنی,ضرب المثل های ایرانی همراه با معنی,ضرب المثل های ایرانی,ضرب المثل های زیبا ایرانی,

۱- ادب از که آموختی از بی ادبان : بادیدن رفتار بی ادبان آن کارها را انجام ندادن.

۲- آب در هاون کوبیدن : کاربیهوده انجام دادن .

۳- آش کشک خاله ات رو بخوری پاته نخوری پاته : این کار را باید انجام دهی چه دلت بخواد چه دلت نخواد.

۴- آش دهانسوزی نیست : بسیار مطلوب و محبوب نیست.

۵- آتیش بیار معرکه: بهم زنی می کند .

۶- آتیش زده به مالش : هر چی داشته بخشیده .

۷- آب از دستش نمی چکد : خیرش به کسی نمی رسد .

۸- آفتاب عمرش لب بومه : چیزی بمرگش نمانده .

۹- آسمون همه جاش یه رنگه: هر جا که باشی وضع همینه .

۱۰- از این ستون به آن ستون فرجی است : گذشت زمان ممکن است برای حل مشکل تو مؤثر واقع شود.

۱۱- آب ازآهن جدا کردن: کار د شواری را انجام دادن .

۱۲- آب ازدریا بخشیدن : از مال دیگران بخشیدن و منت نهادن

۱۳- آب برو ، نان برو تو هم به دنبالش برو: جمله ی توهین آمیزی است.

۱۴- اسب تازی گر ضعیف بود همچنان از طویله ی خربه انتقاد از بی اهمیت ها

۱۵- آن راکه حساب پاک است ا ز محاسبه چه باک است :کسی که کارش در ست است از حساب و کتاب ترسی ندارد.

۱۶- اندازه نگهدار کلواوشر بواو لا تسرفوا : پرخوری .

۱۷- ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز را دریابی : استفاده از اندک فرصت مانده

۱۸- آنروز که آواز بود فکر زمستانت هم بود: به فکر آینده نبودن

۱۹- آب دریا به دهن سگ نجس نمی شود : پشت دیگران ازکسی بدگویی کردن.

۱- بازبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد: باچرب زبانی کارهای خویش راپیش می برد .

۲- بزک نمیر بهارمیاد .خربزه با خیار می یاد: به کسی و عده های دورو رازدادن.

۳- بادمجان بم آفت نداره: مقاومت داشتن در برابر سختی ها

۴- با یک گل بهار نمیشه: با یک شخص درستکار دنیا درست نمی شود.

۵- با یه من عکسل هم نمی شود خوردش: بد اخلاق بودن

۶- به دعای گربه ی سیاه ، بارون نمی باره: خشم خدا نسبت به افراد بدکار

۷- برای لای جزر دیوار خوبه: خیلی بی مصرف است.

۸- با یک تیر و دو نشون زدن: با انجام یک کار به چند نتیجه عالی رسیدن

۹- باد آورده را باد می برد: هر چیزی که آسان بدست می آید آسان هم از دست می رود.

۱۰- به در گفت دیوار بشنوه: غیر مستقیم حرف زدن

۱۱- به نطق آدمی بهتر است از دواب ، دواب از تو به گر نگویی صواب : استفاده از سخنان خوب در حرف زدن

۱۲- با هر دست که دادی پس می گیری. پاداش حتمی در مقابل هر خوبی

۱۳- بزرگی به عقل است نه به سال.در تقابل بین کارها وسخنان خردمندانه ی خردسال با سخنان وکارهای نابخردانه ی بزرگسال گفته می شود

۱۴- برای همه مادر است برای من زن بابا: با همه مهربان است با من نا مهربان است.

۱۵- با ماه نشینی ، ماه شوی ، با دیگ نشینی سیاه شوی: در تأثیر همنشینی گویند ،‌یعنی در اثر همنشینی با بدان ،‌بد می شوی و با نیکان نیک.

۱۶- با پولها کباب بی پول ها دود کباب: شخص ثروتمند از مواهب زندگی استفاده می کند و بینوا می بیند و حسرت می کشد.

۱- پشت چشم نازک کردن: ناز آوردن

۲- پشت دست داغ کردن: تصمیم گرفتن برای انجام ندادن کاری.

۳- پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود: بد شانس است.

۴- پرسیدن عیب نیست ،‌ ندانستن عیب است: در مذمت نادانی

۵- پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن کار خردمندان نیست: کار خطرناک کردن کار انسانهای عاقل نیست.

۶- پول که زیاد شد خانه تنگ می شود و زن زشت: ثروت زیاد ، انسان را به سرگرمی های ناپسند وا می دارد.

۷- پی تقدیر رفتن از کوری است. در نکوهش سستی وتنبلی ویا استفاده نکردن از عقل وفکر خود

۸- پشم در کلاه نداشتن. بی مایه بودن

۹- پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گردوگان بر گنبد است

۱۰- پرده هفت رنگ مگذار تو که در خانه بوریا داری: قناعت.

۱۱- پولش از پار و بالا می ره: ثروت زیادی دارد.

۱۲- پشت دست را داغ کردن: تصمیم به انجام ندادن کاری گرفتن.

۱۳- پایان شب سیه سپید است: مثل از پی هر گریه آخر خنده ای است.

۱۴- پول علف خرس است: دارایی و مال را به هر کس که بخواهد نباید داد.

۱۵- پیاده شو با هم راه بریم: در مورد کسی که خیلی مغرور و متکبر شده است.

۱- توبه گرگ مرگ است: کسی که دست از عادتش بر نداره.

۲- تا تنور گرم است نان را بچسبان: کاملاً از فرصت استفاده کردن.

۳- تعارف اومد نیامد دارد: به کسی که تعارف می کنی ممکن قبول کنه ممکن نکنه.

۴- تیرش به سنگ می خوره: به هدفش نمی رسه.

۵- تیر توی تاریکی انداختن: با چشم بسته کاری رو انجام دادن.

۶- تافته جدا بافته بودن: خود را غیر از بقیه دانستن.

۷- تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد

۸- تیشه به ریشه زدن:‌ با پای خود به گور رفتن.

۹- توی هفت آسمون یک ستاره نداشتن: بد شانسی آوردن.

۱۰- تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست: باز خواست آخرت.

۱۱- ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی که این ره که تو می روی به ترکستان است

۱۲- تا مردم سخن نگفته باشد عیب و هزش نهفته باشد

۱۳- توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت: کسی که قانع است قدرتمند است.

 

ضرب المثل های فارسی با معنی ,تمام ضرب المثل های فارسی همراه با معنی,ضرب المثل های ایرانی همراه با معنی,ضرب المثل های ایرانی,ضرب المثل های زیبا ایرانی,

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد 

ضرب المثل های قدیمی, مثل آباد,

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد ، داستان ضرب المثل

 

این مثل در مورد افرادی گفته می شود که متکی به غیراند و به خداوند توکل ندارند.

 

در زمان قدیم پادشاهی بوده به نام اکبر، این پادشاه افراد چاپلوس و متملق را همیشه دور خودش جمع می کرد تا از او تعریف کنند. در اطراف قصر اکبر شاه همیشه گدایان زیادی به حمد و ثنای اکبرشاه مشغول بودند. در میان این گداها دو گدای نابینا به نام های قاسم و بشیر بودند. بشیر به خاطر اینکه چاپلوسی کرده باشد و پادشاه به او چیزی بدهد مرتب می گفته است:«اکبر بدهد.»‌ اما قاسم می گفته:«‌اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»

 

چون اکبر شاه افرادی را که از او تعریف می کردند و او را بخشنده می خواندند دوست می داشت، یک روز دستور داد یک مرغی بریان کنند و مقداری زر سرخ در شکم مرغ بگذارند و با مقداری برنج برای بشیر ببرند. بشیر که از همه جا بی خبر بود طمع بر او غالب شد و آن مرغ و برنج از گلویش پایین نرفت و آن را به دو ریال به قاسم فروخت. قاسم هم مرغ و پلو را برای زن و بچه اش به خانه برد. شب وقتی مشغول خوردن مرغ و پلو شدند زرهای سرخ را دیدند و شکر خدا را به جا آوردند.

 

به این منوال اکبر شاه چند روز پشت سر هم مرغی بریان همراه با زر سرخ برای بشیر می فرستاد و بشیر هم هر روز آن را به قیمت ناچیز به قاسم می فروخت. تا اینکه روزی باز گذار اکبر شاه به پشت قصر افتاد و دید بشیر این جمله معروف را تکرار می کند و می گوید: «اکبر بدهد.» قاسم هم می گوید: «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.» اکبر شاه تعجت می کند و بشیر را به قصر می طلبد و به او می گوید: « ای مرد، چند روز است که من برای تو مرغ بریان که شکمش پر از زر سرخ  بوده فرستادم. آنها را چه کردی؟ تو دیگر محتاج نیستی.»‌

 

بشیر بیچاره که تازه می فهمد چگونه آن همه زر سرخ را از دست داده، آه از نهادش بلند می شود و می گوید: « ‌ای قبله عالم، من آن مرغها را نخوردم و آنها را به قیمت ارزانی به قاسم فروختم.» اکبر می گوید: ‌« ای احمق، قاسم درست می گوید. اکبر کیست که بدهد؟ خدای اکبر بدهد.»‌ و او را از قصر بیرون می کند.

 

اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد, ضرب المثل, داستان ضرب المثل, ریشه تاریخی ضرب المثل, ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد, مرغ بریان, ضرب المثل های قدیمی, مثل آباد, پادشاه, داستان پادشاه و گدا

حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی کلاغ و روباه

حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی کلاغ و روباه

حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی کلاغ و روباه 

پذیرایی از مهمان, داستان کلاغ و روباه

ضرب المثل،داستان ضرب المثل

 

این مثل را به طنز درباره میزبانی می گویند که در پذیرایی از مهمان قصور کند یا به فکر آسایش او نباشد و بی اعتنا به ذائقه و میل مهمان، خوردنی هایی موافق میل خود در سفره نهد یا آنچه در سفره است خود، بخورد.

 

داستان:
روزی روباهی غلاغی را به لانه خود دعوت کرد و از قبل، آشی پخت و آماده کرد. وقتی غلاغ به لانه روباه رفت. روباه پس از سلام و تعارف آش را روی تخته سنگی صاف ریخت و به غلاغ  گفت: بفرمایید بخورید.« ‌غلا‎غ بیچاره هرچه نوک زد روی تخته سنگ چیزی نتوانست بخورد و منقارش به شدت درد گرفت و گرسنه ماند.

 

اما روباه زبانش را مالید روی تخته سنگ و همه آش را خورد. بعد از تمام شدن غذا روباه رو کرد به غلاغ بیچاره و گفت:« ای رفیق شفیق! حالا بیا تا راه رفتن را به تو یاد بدهم.» و دُم غلاغ بیچاره را به دُم خود بست و بنای دویدن را گذاشت. آنقدر غلاغ را توی کوه و صحرا کشید تا از حال رفت و بعد او را از دُم خود باز کرد. پس از چند دقیقه ای که غلاغ جان گرفت از روباه تشکر کرد و گفت: «‌ای رفیق! حلا دیگر نوبت توست که به لانه من بیایی.»‌ و خداحافظی کرد و رفت.

 

روز مقرر روباه درست سر وقت به لانه کلاغ رفت. کلاغ آشی را که درست کرده بود توی بوته خار ریخت و به روباه گفت: « بفرمایید.» روباه که نمی دانست غلاغ چه آشی برایش پخته با حرص و ولع زبانش را کشید روی بوته خار تا آش بخورد؛ که چشمت روز بد را نبیند. خار تیغ به زبان روباه رفت و خون جاری شد و ولی در عوض غلاغ هی نوک زد به بوته و هر چه آش بود خورد.

 

بعد رو کرد به روباه گفت: «‌ خُب، این از خوراک. حال بیا تا پرواز یادت بدهم.»‌ روباه را روی بال خود سوار کرد و به آسمان پرواز کرد. قدری که رفت به روباه گفت: « ‌زمین را چقدر می بینی؟»‌ روباه گفت:« به قدر یک هنداونه.» باز رفت بالاتر و پرسید:« زمین را چقدرمی بینی؟»‌ روباه جواب داد:«‌دیگر نمی بینم.» غلاغ موقع را مناسب دانست و بال خود را کج کرد و روباه را از آن بالا انداخت زمین و نیست و نابود کرد.
منبع:فان جو،sampadcity.com

 

داستان کلاغ و روباه , مثل آباد , ریشه تاریخی ضرب المثل , ضرب المثل قدیمی , حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی غلاغ و روباه , ضرب المثل , داستان ضرب المثل , مثل , پذیرایی از مهمان ,

ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد 

ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد, داستان ضرب المثل

داستان ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد

همه ما این ضرب المثل که علف باید به دهن بزی شیرین بیاد رو بارها شنیدیم اما معنی و مفهومش چیه؟!

 

یعنی هر کس سلیقه ی متفاوتی دارد و مزه ی دهان هر کس با دیگران فرق می کند. آنچه به دهان شما خوشمزه نمی آید ممکن است بسیار مورد پسند کس دیگری باشد و برعکس چیزی که مورد پسند شماست را شاید دیگری اصلاً نپسندد که خب این خود از زیبایی های خلقت است!

 

این ضرب المثل به شکلی احترام گذاشتن به سلیقه ی دیگران را تشویق می کند، و اظهار نظر در مورد امور شخصی دیگران را امری پوچ و بی مورد نشان میدهد.

 

 

منبع:فان جو،

علف باید به دهن بزی شیرین بیاد ریشه تاریخی ضرب المثل  ضرب المثل های ایرانی , سلیقه , بز , مثل آباد , علف , ضرب المثل علف باید به دهن بزی شیرین بیاد , داستان ضرب المثل ,

ضرب المثل لوطی خور کردن ۹۴

ضرب المثل لوطی خور کردن ۹۴

ضرب المثل لوطی خور کردن ۹۴

ضرب المثل لوطی خور کردن 94
ضرب المثل لوطی خور کردن ۹۴

ضرب المثل لوطی خور کردن ۹۴

 

عبارت بالا کنایه از تقسیمی است که بدون رعایت هیچ قاعده کلی در مال مفت که بی زحمت به دست آمده باشد معمول و مجری دارند و عبارت مزبور از آن جهت مصطلح شده است که اگر لوطی چیزی گیر بیاورد در میان می گذارد و بدون هیچ شرط و تشریفاتی همه از آن برخوردار می شوند.

اگر چه در لغتنامه دهخدا این عبارت کنایه از: در معرض چپاول و غارت نهادن و به تاراج بردن آمده است ولی به طور کلی لوطی خور کردن و لوطی خور شدن از مصطلحات عمومی است و در میان وضیع و شریف صورت ضرب المثل پیدا کرده است.

اما ریشه این مثل: فرهنگ نویسان لغت لوطی را منسوب به قوم لوط می دانند و از آن معانی و مفاهیم نامناسب از قبیل: لواطه کار، غلامباره، کودک باز، قمارباز، و شرابخواره استنباط می کنند. بعضیها آن را با لغت هندی بانکا مرادف می شمارند که قومی بی باک نامقید و رند و حریف و شوخ هستند و در هندوستان زندگی می کنند ولی با آشنایی و اطلاعی که از لوطیان داریم به قول علامه دهخدا: «این بعید است و ممکن است با تاء منقوط بوده است که معنی اولی آن شکمخواره و مانند آن است و سپس معانی دیگر گرفته.»

لوطیان که به اصطلاح دیگر همان داش مشدیهای ایران هستند مردمی ساده و بی آلایشند که نان از دسترنج خویش می خورند و مرام و شعار آنان احترام نسبت به بزرگان و سالمندان و دستگیری از ضعفا و زیردستان می باشد. شادروان عبدالله مستوفی خصائل و ممیزات لوطیان را این طور شرح می دهد: … تعصب کشی از افراد جمعیت و اهل کوچه و محله و بالاخره شهر و ولایت و کشور، فداکاری و رکی و بی پروایی، حقگویی و حمایت از حق، بی اعتنایی به ماده، عدم تحمل تعدی و بی حسابی اخلاق خاصه داشی بود. لوطی نباید در مقابل هر پنطی سر تعظیم فرود آورد و حرف کلفت از هر کس باشد بی جواب بگذارد و دست خود را برای جیفه دنیا پیش این و آن دراز کند. لوطی در مقابل رفیق باید از مال و جان دریغ نداشته باشد. از بچه های محل هر کس بیش و کم دارای این مزایای اخلاقی می شد بدون هیچ تشریفات جزو داشها محسوب می گردید.

هفت وصله از لوازم لوطی گری و آن: زنجیر بی سوسه یزدیف جام برنجی کرمانی، دستمال بزرگ ابریشمی کاشانی، چاقوی اصفهانی، چپق چوب عناب یا آلوبالو، شال لام الف لا «لا» و گیوه تخت نازک، که چهار تای اولی حتمی وسه تای آخری در درجه دوم بود.

هیچ وقت یک نفر داش به کسب حلاجی، دلاکی، مقنی گری، کناسی و حمالی مشغول نمی شد، اینها مشاغل پنطی ها بود. در عوض طبق کشی، توت فروشی، چغاله فروشی، بادبادک و فرفره سازی پالوده ریزی، دوغ فروشی و گردوی تازه فروشی از مشاغل خاص جوانهای این طبقه به شمار می آمد. مسن ترها که سرمایه ای داشتند دکانی باز کرده به همه کسبی مشغول می شدند مع هذا فرنی فروشی و میوه فروشی و آجیل فروشی از مشاغل مرحج آنها بود. هر داشی باید شناوری بداند. از شهدای کربلا به حضرت عباس (ع) و حر بسیار معتقد بودند و بزرگترین قسم آنها به حضرت عباس و به کمربند حر بود و این ارادت خاص از این بود که حضرت عباس (ع) امان نامه ابن زیاد را به وسیله شمر برای آن بزرگوار فرستاده شده بود رد کرده او را بور کرده بود و حر از مقام ریاست و سرکردگی و وجاهت در نزد ابن زیاد صرف نظر کرده نزد امام حسین (ع) آمده جان خود را فدا کرده است.

فداکاری این دو بزرگوار با طبع این مردمان ساده بی آلایش متناسب و ارادت خاص آنها به این دو جوانمرد برای فداکاری یا به اصطلاح خودشان لوطی گری آنها بوده است. لوطیان مانند عیاران سابق هر چه به دست می آوردند به قدر حاجت برای خود و عائله شان برمی داشتند و بقیه را بین ضعفا و مستمندان تقسیم می کردند به همین جهت لوطی مر با جوانمرد و لوطی گری مرادف با جوانمردی و بخشندگی آمده است. در مرام و مسلک لوطی نظم و نسقی وجود نداشت. عواید حوصله از هر محل و مأخذ را با دیگران می خوردند و در این کار قانون و قاعده کلی را رعایت نمی کردند. به عبارت آخری هر چه داشت و آنچه به دست می آمد همه را می خورد و می خورانید. به این علت و سبب عبارات لوطی خور کردن و لوطی خور شدن بر سر زبانها افتاده به صورت ضرب المثل درآمده است.

ضمناً باید دانست که در قرن معاصر به معرکه گیران و تردستان و شعبده بازان نیز لوطی می گفتند مانند لوطی غلامحسین و لوطی عظیم و لوطی رحیم و غیره. در خاتمه این نکته ناگفته نماند که ضرب المثل لوطی خور از اصطلاحات قاپ بازی هم هست به این شرح که:

هر وقت بازیکن قاپها را حساب شده اما خیلی بلند بریزد می گویند رسا می ریزد، و چون این بلند ریختن حریفش را هر قدر هم زرنگ باشد گول می زند می گویند: «لوطی خور می ریزد.»

ضرب المثل لوطی خور کردن, آشنایی ضرب المثل لوطی خور کردن, دنیای ضرب المثل, آشنایی با انواع ضرب المثل, ضرب المثل لوطی خور کردن کنایه از چیست, ضرب المثل های قدیمی،ضرب المثل لوطی خور کردن ۹۴

 

منبع:فان جو،

ضرب المثل های طنز نوروزی

ضرب المثل های طنز نوروزی

ضرب المثل های طنز نوروزی

ضرب المثل های طنز نوروزی
ضرب المثل های طنز نوروزی

ماهی را هروقت از آب بگیری ، به دست آسیب پذیر نمی رسد.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

صدتا سفره ی هفت سین ، بچینید ، یکیش سکه ندارد.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

همه را برق می گیرد ، ما را بته چهارشنبه سوری

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

کسی که به تعطیلات عید می رود ، فکر بلیت برگشتش را هم می کند.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

مرا به پسته نوروز امید نیست ، تخمه آفتابگردان برسان

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

کسی که از روی بته چهارشنبه سوری می پرد ، فکر رفوی شلوارش را هم می کند.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

یکی را توی فروشگاه راه نمی دادند ، سراغ « ماهی سفید » شب عید را می گرفت.

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

کارد و چنگال هفت دست ، میوه و شیرینی هیچی

 

********ضرب المثل طنز نوروزی********

صدتا چاقو بیاورد ، یکیش پرتقال روی میز عید را پوست نمی کند.

 

ضرب المثل طنز نوروزی, ضرب المثل های طنز, مطالب خواندنی, مطالب جالب, ضرب المثل های طنز نوروزی, طنز نوروزی, مطالب طنز برای نوروز

منبع:فان جو،

ضرب المثل صد رحمت به دزد سرگردنه

ضرب المثل صد رحمت به دزد سرگردنه

ضرب المثل صد رحمت به دزد سرگردنه

 

صد رحمت به دزد سرگردنه, بی انصافی و زورگویی

روزی بود، روزگاری بود. در آن روزگار، جز اسب و الاغ و شتر، وسیله ای برای سفر و رفتن از شهری به شهر دیگر وجود نداشت. راه ها پر از خطر بود. مردم گروه گروه و به صورت کاروان به سفر می رفتند تا بتوانند با دزدهایی که در پیچ و خم راه ها و گردنه های سرد و دشوار کمین کرده بودند، مقابله کنند.

 

یک روز دو نفر که از کاروان جا مانده بودند، تصمیم گرفتند منتظر کاروان بعدی نشوند و خودشان به سفری که بایستی می رفتند، بروند. آن دو ترسی از دزدان سر گردنه، یعنی همان دزدهایی که در پیچ و خم راه ها اموال مسافران را می دزدیدند، نداشتند. زیرا چیزی همراه خود نداشتند که به درد دزدها بخورد نه پول داشتند، نه جنس، نه اسب و الاغ. پیاده راه افتادند و رفتند و رفتند تا به اولین پیچ یک گردنه ی پر پیچ و خم رسیدند. پیچ اول گردنه را پشت سر گذاشتند اما سر پیچ دوم بود یا سوم که دزدها از کمین گاه بیرون آمدند و راه را بر مسافران بی چیز و بینوا بستند.

 

یکی از آن ها رو کرد به رئیس دزدها و گفت: «می بینید که ما چیزی نداریم. رهایمان کنید تا پای پیاده برویم و به شهر خودمان برسیم.»
دزدها نگاهی به سراپای آن ها انداختند. وقتی دیدند واقعاً چیزی ندارند، گفتند: «ای بخشکی شانس!» و آن ها را رها کردند.

کم مانده بود که دو مرد مسافر به خوبی و خوشی به راهشان ادامه دهند که یکی از دزدها گفت: «مال و مرکب ندارند، لباس که دارند!»

 

لباس یکی از مسافران نو بود و لباس یکی از آن ها کهنه. هر چه آن دو به دزدها التماس کردند که لباسشان را نگیرند، نشد. دزدها هر دو مسافر را و کردند، لباسشان را از تنشان بیرون آوردند و گفتند: «حالا به هر کجا می خواهید، بروید.»

مسافری که لباسش کهنه بود، رو کرد به دزدها و گفت: « این انصاف نیست که هم لباس نو و باارزش دوستم را از تنش در آورید، هم لباس کهنه و بی ارزش مرا.»

 

رئیس دزدها که دید با دو مسافر نادان رو به رو شده، به شوخی گفت: «عیبی ندارد. برای اینکه از هر دو نفر شما به طور مساوی دزدیده باشیم، وقتی به شهرتان رسیدید، آن که لباسش تازه بوده، پول یک نصف لباس نو را از آن که لباسش کهنه و بی ارزش بوده، بگیرد.»

 

مسافران و و بی لباس راه افتادند. در راه، آن که لباس نو و باارزش  خود را از دست داده بود، رو کرد به دوستش که لباس کهنه بر تن داشت و گفت: «وقتی به شهرمان رسیدیم، تو باید نصف پول یک دست لباس را به من بدهی. فهمیدی که رئیس دزدها چی گفت.»

آن که لباس کهنه اش را از دست داده بود، گفت: «من آن حرف را زدم تا شاید دزدها دلشان بسوزد و لباسمان را پس بدهند.»

 

دوستش گفت: «نه این طور نمی شود چیزی که تو از دست داده ای ارزشی نداشته و چیزی که از من دزدیده شده با ارزش بوده. لباس من صد تومان می ارزیده و لباس تو هیچی. تو باید حتماً پنجاه تومان به من بدهی تا هر دو به اندازه ی مساوی ضرر کرده باشیم.»

 

دوستش حرف او را قبول نکرد. بگومگوی آن ها ادامه پیدا کرد و بالا گرفت تا هر دو بی لباس به شهرشان رسیدند و یک راست رفتند پیش قاضی و آنچه را بر سرشان آمده بود تعریف کردند.
قاضی، نفری پنجاه تومان از آن ها گرفت و گفت: «من وقت ندارم، بروید پیش معاونم.»

 

آن دو نفر رفتند پیش معاون قاضی معاون قاضی نشست و با حوصله به حرف های آن دو نفر گوش داد. بعد، دستی به موهای سفیدش کشید و گفت: «اول باید نفری صد تومان به من بدهید تا بعد از آن بگویم حق با کدامتان است.»

 

مسافران بیچاره، سر و صدایشان بلند شد که: « آخر این چه نوع عدل و دادی است که بدون پول دادن کاری پیش نمی رود؟»
بعد هم گفتند: «بابا! ما اصلاً قضاوت و رای قاضی را نخواستیم. خودمان یک جور با هم کنار می آییم.»

 

و غرغرکنان سرشان را انداختند پایین که از پیش معاون قاضی بروند. اما معاون قاضی، مامورهایش را صدا کرد و گفت: «این ها وقت مرا گرفته اند و همین طور می خواهند بروند. تا هر کدام صد تومانی را که گفته ام نداده اند، نباید بروند ببریدشان زندان.»

 

مسافرها گفتند: «صد رحمت به دزدهای سر گردنه، اینجا که از پیچ و خم های گردنه خطرناک تر است.» و دست بسته به زندان رفتند.

 

از آن به بعد، وقتی مردم با بی انصافی و زورگویی کسی روبه رو شوند که از او انتظار بی انصافی و زورگویی نداشته اند، این مثل را به کار می بردند.

 

ضرب المثل صد رحمت به دزد سرگردنه, داستان ضرب المثل, ضرب المثل ایرانی, صد رحمت به دزد سرگردنه, بی انصافی و زورگویی, قاضی, ریشه تاریخی ضرب المثل, مثل آباد, ضرب المثل های قدیمی

منبع:فان جو،