خانه » ۱۳۹۳ » آبان

بایگانی ماهانه: آبان ۱۳۹۳

زندگینامه حضرت علی اکبر (ع)

زندگینامه حضرت علی اکبر (ع)

زندگینامه حضرت علی اکبر (ع)

mazhabi_www.jahaniha.com_

علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها
« علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد.

وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی » است.علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.

روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.

کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است.بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال نوشته اند.از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.
خواب امام حسین علیه السلام و پرسش علی اکبر
در توقفگاه قصر بنی مقاتل، امام حسین علیه السلام به جوانان خاندان خود دستور داد آب بردارند و سپس در آخر شب به کاروان دستور حرکت داد. امام همچنان که بر روی اسب بود، اندک خوابی او را فرا گرفت و پس از این که بیدار شد، چند بار گفت:« انالله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین »
فرزندش علی اکبر پیش آمد و گفت:« ای پدر، چرا حمد خدا به جا آوردی و « انا لله و انا الیه راجعون » گفتی؟ »فرمود:« پسرم. لحظه‌ای به خواب رفتم و در خواب، اسب سواری را دیدم که می‌گفت:« این گروه می‌روند و مرگ نیز به سوی آنها می رود.»دانستم که او همان جان ماست که خبر مرگ ما را می‌دهد.»

علی اکبر گفت:« پدر جان! خداوند برای ما بدی پیش نیاورد. مگر ما بر حق نیستیم؟»
فرمود:« چرا، سوگند به آن خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حق هستیم.»
علی اکبر گفت:« پس باکی نداریم از این که بر حق بمیریم.»
امام حسین علیه السلام به او فرمود:« خدایت بهترین پاداشی که فرزند از پدر خود می برد به تو عنایت کند.»

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی *** تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان *** او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ

مبارزات حضرت علی اکبر در روز عاشورا
علی اکبر در روز عاشورا پس از آن که از پدرش اجازه مبارزه گرفت، به سپاه کوفه حمله کرد، و چنین رجز خواند:« من علی، پسر حسین فرزند علی هستم. به خدا سوگند که ما به رسول خدا از همه کس نزدیک تریم. آن قدر با نیزه با شما بجنگم که نیزه ام خم شود.از پدرم حمایت می کنم و با شمشیر بر شما ضربتی فرود می آورم که زیبنده جوان هاشمی علوی است. پسر زیاد کجا و حکم‌کردن درباره ما کجا.»

وی چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از سپاهیان کوفه را کشت.روایت شده است که آن بزرگوار با این که تشنه بود، ۱۲۰ نفر را کشت. آن گاه نزد پدر آمد و در حالی که زخم های زیادی برداشته بود، گفت:« ای پدر، عطش مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت. آیا جرعه آبی هست که توان ادامه رزمیدن با دشمنان را پیدا کنم؟»

امام علیه السلام گریست و فرمود:«آه، پسرم! اندکی دیگر به مبارزه خود ادامه بده. دیری نمی گذرد که جد بزرگوارت، رسول خدا، را زیارت کنی، و او تو را از آبی سیراب کند که هرگز احساس تشنگی نکنی.»
برخی از مورخان نوشته اند امام علیه السلام به او فرمود:« پسرم! زبان خود را نزدیک بیار!» و سپس زبان او را در دهان گرفت و مکید، آن‌گاه انگشتری خود را به او داد و فرمود:« آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن بازگرد. امیدوارم که هنوز روز به پایان نرسیده، جدّت رسول خدا جامی به تو بنوشاند که هر گز تشنه نگردی.»

علی اکبر به میدان بازگشت و این رجز را خواند:« جنگ است که جوهر مردان را آشکار می سازد. درستی ادعاها پس از جنگ ظاهر می‌شود. به خدای عرش سوگند، که از شما جدا نگردم مگر آن که تیغ‌های شما غلاف شود.»و همچنان رزمید تا آن که تعداد افرادی که به دست او به هلاکت رسیدند به ۲۰۰ نفر رسید.

کیفیت شهادت حضرت علی اکبر
پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته شدگان به خروش آمده بود.لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی « مره بن منقذ عبدی » که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم!

پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مره بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او رااز اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره اش کردند!
بعضی نقل کرده اند که مره بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.

در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب در انتظار توست.تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید.

mazhabi_www.jahaniha.com_1

امام حسین و خاندانش در سوگ حضرت علی اکبر
روز عاشورا پس از شهادت علی اکبر، امام حسین علیه السلام بر بالین فرزندش آمد، صورت به صورتش نهاد و گفت:« خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند، گستاخی را از حد گذراندند و حرمت رسول خدا را شکستند. پس از تو خاک بر سر دنیا باد!» صدای گریه امام بلند شد، به گونه ای که کسی تا آن زمان نشنیده بود.

آن گاه سر علی را بر دامان گرفت و در حالی که خون از دندان‌هایش پاک می‌کرد، بر صورتش بوسه زد و گفت:« فرزندم! تو از محنت دنیا آسوده شدی و به سوی رحمت جاودانه حق رهسپار گشتی. پدرت پس از تو تنها مانده است، ولی به زودی به تو ملحق خواهد شد.»
در این هنگام زینب کبری با شتاب از خیمه بیرون آمد، در حالی که فریاد می زد:« ای برادرم، و ای پسر برادرم!» و خود را بر روی علی اکبر افکند.

امام حسین علیه السلام او را بلند کرد و به خیمه بازگرداند، و به جوانان دستور داد جسد علی را از میدان بیرون ببرند. آنان پیکر علی اکبر را در برابر خیمه ای که در مقابل آن مبارزه می کردند بر زمین نهادند.
امام حسین علیه السلام محزون و دلشکسته به خیمه بازگشت. سکینه پیشش آمد و سراغ برادرش را گرفت. امام خبر شهادت او را به دخترش داد. سکینه در حالی که فریاد می‌زد، خواست از خیمه خارج شود. امام حسین علیه السلام اجازه نداد و فرمود:« ای سکینه! تقوای خدا پیشه کن و شکیبا باش!»
سکینه گفت:« ای پدر! کسی که برادرش را کشته اند چگونه صبر کند؟!»

زندگینامه حضرت علی اکبر (ع),مختصری درباره زندگینامه حضرت علی اکبر,خلاصه زندگی حضرت علی اکبر,حضرت علی اکبر,بیوگرافی حضرت علی اکبر,چگونگس شهادت حضرت علی

منبع:فان جو،

ماجرای واقعه کربلا

ماجرای واقعه کربلا

ماجرای واقعه کربلا

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء
فلسفه قیام ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) را در سخنان آن حضرت  در آغاز حرکت از مدینه و موضع‌گیری‌های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه‌های میان راه روی داده است می‌توان یافت.


مدینه
زمان: نیمه دوم ماه رجب سال ۶۰ هجری
حاکم وقت مدینه (ولید بن عتیقه) پس از مرگ معاویه دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود: «… یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می‌ریزد و اشاعه‌دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی‌گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی‌کند.»
وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود: «خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید.» و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است.

امام حسین(علیه السلام) در شب ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد.

امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه‌اش چنین بیان می‌کند:
«… و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم.
مکه
زمان : از ۳ شعبان تا ۸ ذی الحجه ۶۰ هجری
امام حسین(علیه السلام) در سوم شعبان به مکه رسید و در خانه عباس بن عبدالمطلب سکنی گزید. مردم مکه و زائران خانه خدا که از اطراف آمده بودند به دیدار حضرت شرفیاب می‌شدند. امام حسین(علیه السلام) پس از رسیدن دوازده هزار نامه از جانب کوفیان، مسلم بی عقیل را در روز ۱۵ رمضان به عنوان نماینده خویش به سوی کوفه فرستاد.
امام حسین(علیه السلام) طی نامه‌هایی به مردم بصره و کوفه، سزاوارترین مردم برای خلافت و امامت را اهل بیت(علیهم السلام) معرفی کرد و …
حضرت با رسیدن نامه مسلم بن عقیل مبنی بر بیعت مردم کوفه با وی و از سوی دیگر برای حفظ حرمت خانه خدا – که تصمیم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند – حج را به عمره تبدیل کرد و در هشتم ذی الحجه به رغم مخالفت بسیاری از دوستان به سوی عراق روانه شد.

بخشی از آخرین سخنرانی‌های حضرت در مکه:
ما اهل‌بیت به رضای خدا راضی و خشنودیم … هر کس می‌خواهد در راه ما جانبازی کند و خون خویش را در راه لقای پروردگار نثار نماید، آماده حرکت با ما باشد.

صَفّاح
زمان: چهارشنبه ۹ ذی الحجه ۶۰ هجری
امام حسین(علیه السلام) در پاسخ به مخالفین حرکت به سوی عراق، فرمود: «رسول خدا را در خواب دیدم و به امر مهمی ماموریت یافتم و باید آن را تعقیب کنم.» در این منطقه فرزدق شاعر با آن حضرت ملاقات کرد و در جواب حضرت که از احوال مردم عراق جویا شده بود، گفت: دل‌های مردم با توست ولیکن شمشیرشان با بنی‌امیه است.

سخن امام حسین (علیه السلام) خطاب به فرزدق در این منزلگاه:
اگر پیش‌آمدها طبق مراد باشد، خدا را بر نعمت‌هایش شکر گوییم. اگر پیش‌آمدها طبق مراد نبود آن کس که نیتش حق و تقوا بر دلش حکومت می‌کند، از مسیر صحیح خارج نشود و ضرر نخواهد کرد.

 ذات عِرق
زمان: دوشنبه ۱۴ ذی الحجه ۶۰ هجری
در این منزلگاه بود که عبدالله بن جعفر، همسر زینب (سلام الله علیها) امان‌نامه‌ای را از استاندار مدینه “عمروبن سعید” که آن ایام در مکه به سر می‌برد، گرفت و برای حضرت آورد که مضمون آن چنین بود: من تو را از ایجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاک شدن تو می‌ترسم!! لذا به سوی من برگرد تا در امان من بمانی!
حضرت در جواب چنین فرمود: کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی‌شود … اگر در نوشتن نامه‌ات خیر مرا آرزو کرده‌ای، خدا پاداش تو را بدهد.
عبدالله پسران خویش (عون و محمد) را به خدمت در کنار حضرت و جهاد با دشمنان سفارش کرد و خود به سوی مکه بازگشت.

قسمتی از نامه امام به عمربن سعید که در این منزلگاه نوشت:
بهترین امان، امان خداوند است. از خداوند، ترس از او را در دنیا خواهانیم تا در قیامت به ما امان بخشد.

حاجِر
زمان: سه‌شنبه ۱۵ ذی الحجه ۶۰ هجری
حضرت نامه‌ای را برای تعدادی از مردم کوفه توسط “قَیس بن مُسهِر” فرستاد و چنین نوشت: «نامه مسلم بن عقیل که حاکی از اجتماع شما در کمک و طلب حق ما بود به من رسید خداوند به خاطر نصرت و یاریتان پاداش بزرگی نصیبتان کند … هنگامی که فرستاده من “قیس” بر شما وارد شد در کارتان محکم و کوشا باشید، من همین روزها به شما می‌رسم.»

“قیس” را در میان راه دستگیر کردند. او به ناچار نامه امام را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند. سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبیدالله بردند. از او خواستند نام افرادی که به حسین (علیه السلام) نامه نوشته‌اند افشا کند و یا در برابر مردم به حسین(علیه السلام) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالای قصر رفته و ضمن تمجید از حضرت علی(علیه السلام) و فرزندانش و معرفی خویش، ابن زیاد و یارانش را نفرین کرد و خبر از حرکت حضرت به سوی آنان داد و از مردم خواست دعوت امام حسین (علیه السلام) را اجابت کنند. لذا عبیدالله دستور داد او را از  بالای قصر به پایین انداختند و بدنش قطعه قطعه گردید و این چنین به شهادت رسید.

از سخنان امام حسین(علیه السلام) در بین راه مکه تا کربلا:
«فَاِنّی لا اَرَی المَوت اِلاّ سَعادَه وَلَا الحَیاهَ مَع الظّالِمینَ اِلاّ بَرَماً»؛ من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمی‌دانم.

en53772

خُزَیمِیّه
زمان: جمعه ۱۸ ذی الحجه ۶۰ هجری
امام و همراهان یک روز و یک شب در این منزلگاه توقف کردند، عده‌ای پیوستن «زهیر بن قین» به حسین (علیه السلام) را در این منزلگاه گفته‌اند.
امام حسین(علیه السلام) خطاب به زینب کبری(علیهاالسلام) در این منزلگاه می‌فرماید:
خواهرم! آنچه اراده مشیّت خدا بدان تعلق گرفته، همان خواهد شد.

زَرُود
زمان: دوشنبه ۲۱ ذی الحجه ۶۰ هجری
«زهیر بن قین» که دارای عقیده عثمانی بود، در آن سال مراسم حج را بجای آورده و به کوفه باز می‌گشت. ناخوشایندترین چیز نزد او فرود آمدن در یک محل با حسین (علیه السلام) بود. هر دو در این منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالی که زهیر با همراهانش مشغول غذا خوردن بود، حضرت از طریق نماینده‌ای، “زهیر” را به خیمه‌اش دعوت کرد، اما  او تأملی کرد. همسرش به او گفت: «سبحان الله پسر رسول خدا ترا می‌خواند و تو اجابت نمی‌کنی!»

زهیر با اکراه به سوی حضرت رفت. اما هنگام مراجعت از خیمه آن حضرت، آثار خوشحالی از چهره‌اش نمایان شد و به همراهان گفت: «من به حسین(علیه السلام) ملحق خواهم شد، هر کس میل دارد در یاری فرزند پیامبر شرکت کند، با ما بیاید و هر کس با ما نیست با او وداع می‌کنم.»  لذا همسرش نیز او را رها نکرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهیر، همراه کاروان حسینی بود.

امام حسین(علیه السلام) بعد از شهادت زهیر فرمود:
ای زهیر! خدا تو را از لطف و رحمت خویش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزینه و خوک لعنت نماید.

 ثَعلَبیّه
زمان: سه‌شنبه ۲۲ ذی الحجه ۶۰ هجری
امام شبانه وارد این منزلگاه شد و خبر شهادت “مسلم بن عقیل” و هانی بن عروه را به وی دادند. پس از آن حضرت فرمودند: «اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون»؛ همه از خدائیم و به سوی او باز می‌گردیم، پس از اینها زندگی سودی ندارد. آنگاه اشک به صورتش جاری شد و همراهان نیز گریه کردند.
نوشته‌اند: امام حسین(علیه السلام) با یارانش اتمام حجت کرد. اما گروهی که به طمع مال و مقام دنیا با امام آمده بودند، پس از این خبر، از حضرت جدا شدند.

سخن امام حسین(علیه السلام) با مردی از اهل کوفه در این منزلگاه:
به خدا سوگند که اگر تو را در مدینه ملاقات می‌کردم، اثر جبرئیل را در خانه ما، و نزول او برای وحی به جدم را، به تو نشان می‌دادم. ای برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند …

زُباله
زمان: چهارشنبه ۲۳ ذی الحجه ۶۰ هجری
حضرت حسین(علیه السلام) در این منزلگاه چنین فرمودند: شیعیان کوفه ما را بی یار و یاور گذاشته‌اند. هر کس از شما بخواهد، می‌تواند بازگردد و از سوی ما حقی بر گردنش نیست.
امام حسین(علیه السلام) در جواب مردی که از آیه «یَومَ نَدعوا کُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم» پرسیده بود، فرمود: پیشوایی، مردم را به راه راست دعوت کرد و گروهی اجابت کردند، و پیشوایی، مردم را به گمراهی دعوت کرد و گروهی اجابت کردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.

بَطنُ العَقَبه
زمان: جمعه ۲۵ ذی الحجه ۶۰ هجری
از سخنان امام حسین(علیه السلام) در این منزلگاه: بنی‌امیه مرا رها نکنند تا جان مرا بگیرند. هرگاه چنین کنند، خدا بر آنان کسانی مسلط خواهد کرد که آنها را ذلیل و خوار خواهد ساخت.

شَراف (و ذُو حُسَم)
زمان: شنبه ۲۶ ذی الحجه ۶۰ هجری
حضرت در منزلگاه شراف دستور دادند که آب فراوان برداشته و صبحگاهان حرکت کنند. در میان راه و هنگام ظهر به لشکری برخوردند و امام حسین(علیه السلام) با سرعت و قبل از دشمن در منزل «ذُوحَسَم» مستقر شد. آنگاه امام(علیه السلام) فرمان داد تا لشکر دشمن و نیز اسبان آنان را سیراب کنند.
لشکر امام(علیه السلام) و لشکر دشمن به فرماندهی حُر، نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت خواندند.

امام سپاه حُر را چنین خطاب فرمود: «… ما اهل بیت سزاوارتر به ولایت و حکومت بر شما هستیم از مدعیانی که بر اساس عدالت رفتار نمی‌کنند و در حق شما ستم روا می‌دارند. ای مردم! من به سوی شما نیامدم مگر آن که دعوتم کردید. پس اگر از آمدنم ناخشنودید، بازگردم.»
تا حضرت خواست برگردد، حُر مانع گشت. حضرت فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند! چه می‌خواهی؟ حُر گفت: مأمورم که تو را به نزد عبیدالله بن زیاد ببرم . حال اگر نمی‌پذیری، حداقل راهی را انتخاب کن که نه به کوفه باشد و نه به مدینه .
از سخنان حضرت در این منزلگاه:

مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل پرهیز نمی‌شود. در این حال سزاوار است که مؤمن، لقای پروردگار را طلب کند.

 

 بَیَضه
زمان: یکشنبه ۲۷ ذی الحجه ۶۰ هجری
لشکر امام حسین و حر که به موازات و نزدیک همدیگر حرکت می‌کردند در این محل فرود آمدند. حضرت در این منزلگاه لشکریان حرّ را مخاطب قرار داده، چنین فرمود: «بنی‌امیه به فرمان شیطان از اطاعت خدا سرپیچی نموده و فساد کردند. حدود خدا را اجرا نکرده و بیت المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردند … . شما به من نامه‌ها نوشتید و گفتید که با من بیعت کرده‌اید، حال اگر به بیعت خویش با من پایبند بمانید کار عاقلانه‌ای کرده‌اید که من فرزند دخت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اسوه‌ای برای شما هستم. اگر بیعتتان را بشکنید، سوگند به جانم! که از شما هم بعید نیست، چرا که با پدرم علی(علیه السلام) و برادرم حسن و پسر عمویم مسلم پیمان‌شکنی کردید. بدانید اگر چنین کنید سعادت خودتان را از دست داده‌اید.

از سخنان حضرت در این منزلگاه:
ای مردم! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان ستمگر، پیمان‌شکن، حلال کننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا را ببیند و در برابر او برنخیزد، جایگاهش با او در جهنم است.

عُذَیبُ الهِجانات
زمان: دوشنبه ۲۸ ذی الحجه ۶۰ هجری
چند تن از اهل کوفه با حضرت ملاقات کرده و اوضاع شهر را چنین توصیف کردند: «به اشراف کوفه رشوه‌های گزاف داده‌اند و اینک یک دل و یک زبان با تو دشمنی می‌ورزند و سایر مردم دلشان با توست.  اما فردا شمشیرهایشان به روی تو کشیده می‌شود.»
امام در این باره آیه‌ای را تلاوت فرمودند که:
از میان مؤمنان مردانی هستند بر سر پیمان خود با خدا ایستادگی کرده و به عهد خویش وفا کردند و به شهادت رسیدند و برخی در انتظار شهادت‌اند … .

قصر بنی مُقاتِل
زمان: چهارشنبه اول محرم ۶۱ الحرام هجری
گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند، حضرت از آنها پرسید: آیا به یاری من می‌آیید؟ بعضی گفتند دل ما رضایت به مرگ نمی‌دهد و بعضی گفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم، مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم.
حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند.
امام حسین (علیه السلام) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:
پس اگر ما را یاری نمی‌کنی خدای را بپرهیز و از این که جزو کسانی باشی که با ما می‌جنگند. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، او را به رو در آتش می‌افکند.

نینوا ( و کربلا)
زمان: پنج‌شنبه دوم محرم الحرام ۶۱ هجری
نینوا جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد. امام برای اقامت در محل مناسب‌تری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام کربلا را شنید، پس گریست و فرمود: پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست، و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنین وعده داد.

عبیدالله بن زیاد نامه‌ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز آیی! والسلام. امام(علیه السلام) فرمود: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.

امام حسین (علیه السلام) چون نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:
«لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند. (خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)
تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی‌امیه گرفته و به جنگ امام حسین (علیه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته‌اند.

کربلا
زمان: جمعه سوم محرم الحرام ۶۱ هجری
عمر بن سعد با لشکری چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد.
سخن امام حسین (علیه السلام) هنگام ورود به کربلا:
«اَلنّاسُ عُبیدُ الدُّنیا وَالدّینُ لَعِقٌ عَلی اَلسِنَتِهِم یَحوُطُونَهُ ما…؛ مردم، بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن زبانشان نیست. تا آنگاه کا زندگیشان بچرخد، دنبال دین می‌روند. و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش آید، دینداری بسیار اندک می‌شود.

کربلا
زمان: شنبه چهارم محرم الحرام ۶۱ هجری
عبیدالله بن زیاد در مسجد مردم را چنین خطاب کرد: «ای مردم! خاندان ابوسفیان را آزمودید و آنها را چنان که می‌‌خواستید یافتید!! و یزید را می‌شناسید که دارای رفتار و روشی نیکوست که به زیر دستان احسان می‌کند و بخشش‌های او بجاست! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی را تقسیم نمایم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم.»
– شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار جنگجو
– یزید بن رکاب با دو هزار جنگجو
– حصین بن نمیر با چهار هزار جنگجو
– مضایر بن رهیه با سه هزار جنگجو
– نصر بن حرشه با دو هزار جنگجو برای جنگ با امام حسین (علیه السلام) اعلام آمادگی کرده و حرکت به سوی کربلا را آغاز کردند.

امام (علیه السلام) در پاسخ «قیس بن اشعث» که سفارش به بیعت با یزید می‌کرد، فرمود:
نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمی‌گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمی‌کنم.

کربلا
زمان: یکشنبه پنجم محرم الحرام ۶۱ هجری
نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کم‌کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد می‌پیوندند. عبیدالله عده‌ای را مأموریت داد تا در مسیر به سوی کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری امام حسین(علیه السلام) از کوفه خارج می‌شوند، جلوگیری کنند. چون گروهی از مردم می‌دانستند جنگ با امام حسین(علیه السلام) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار می‌کردند.

از سخنان امام حسین(علیه السلام) با لشکر دشمن:
هیهات ما  به ذلت تن نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت را نپسندیدند، دامن‌های پاکی که ما را پروریده، و سرهای پر شور و مردان غیرتمند هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.

کربلا
زمان: دوشنبه ششم محرم الحرام ۶۱ هجری
عمر بن سعد نامه‌ای را از عبیدالله دریافت می‌دارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فرو گذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی برگزیده‌ام که هر روز وضعیت را به من گزارش کنند.

حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه می‌گیرد تا نزد طایفه‌ای از بنی اسد – که در آن نزدیکی‌ها زندگی می‌کردند – رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت: «امروز از من فرمان برید و به یاری حسین بشتابید تا شرف دنیا و آخرت از آنِ شما باشد.» تعداد۹۰ نفر بپا خواستند و حرکت کردند، اما در میان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبیب به نزد حضرت رسید و جریان را تعریف نمود. امام گفت:«لا حَولَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ.»

نامه امام حسین(علیه السلام) از کربلا به برادرش محمد بن حنفیّه و بنی‌هاشم:
… مثل این که دنیا اصلاً وجود نداشته(اینگونه دنیا بی ارزش و نابود شدنی است) و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.
حضرت “زهیر بن قیس” را فرمانده راست سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(علیه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه‌ها نزدیک می‌شد، ولی حضرت تیری نینداخت چون می‌فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.»

کربلا
زمان: سه‌شنبه هفتم محرم الحرام ۶۱ هجری
تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی‌امیه گرفته و به جنگ امام حسین (علیه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته‌اند.
عمر بن سعد نامه‌ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: سپاهیان خود را بین امام حسین (علیه‌السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز به طوری که حتی قطره‌ای آب به امام(علیه السلام) نرسد، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداری شد! عمر بن سعد ۵۰۰ سوار را در کنار شریعه فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد یا حسین! به خدا سوگند که قطره‌ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!
حضرت فرمود: «خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می‌گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام حسین (علیه السلام) تحقق یافت.

امام حسین (علیه السلام) سپاه دشمن را این چنین نفرین کرد:
بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی(همچون سال‌های قحطی یوسف در مصر) پدید آور، و آن غلام ثقی(حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند زیرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد.

 کربلا
زمان: چهارشنبه هشتم محرم الحرام ۶۱ هجری
هر لحظه تب عطش در خیمه‌ها افزون می‌شد، امام حسین(علیه السلام) برادرش عباس را به همراه عده‌ای، شبانه حرکت داد. آنها با یک برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشک‌ها را پر از آب کردند و به خیمه‌ها برگشتند.

ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد:
حضرت فرمود: «ای پسر سعد! آیا با من مقاتله می‌کنی و از خدا هراسی نداری؟» ابن سعد گفت: «اگر از این گروه جدا شوم خانه‌ام را خراب و اموالم را از من می‌گیرند و من بر حال افراد خانواده‌ام از خشم ابن زیاد بیمناکم.»
حضرت فرمود: «تو را چه می‌شود؟ خدا جان تو را به زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد … گمان می‌کنی که به حکومت ری و گرگان خواهی رسید؟ به خدا چنین نیست و به آرزویت نخواهی رسید.»

سخن امام حسین (علیه السلام) با یارانش:
ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جر پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت‌های همیشگی آن می‌رساند.

 کربلا
زمان: پنج‌شنبه نهم محرم الحرام ۶۱ هجری
شمر خود را به خیام امام حسین(علیه السلام) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و دیگر فرزندان ام‌البنین، می‌گوید: «برای شما از عبیدالله امان‌نامه گرفتم» آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و امان‌نامه تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟»

امام حسین(علیه السلام) توسط حضرت عباس از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می‌گیرد.
حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از  سه طرف – که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد – و یاران امام در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام (علیه السلام) برای اصحاب بسیار سودمند بود، گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام (علیه‌السلام) می‌پیوندند.

سخن امام حسین (علیه السلام) خطاب به دشمن:
وای بر شما! چه زیانی می‌برید اگر صدای مرا بشنوید؟! من شما را به یک راه راست می‌خوانم، اما شما از همه فرامین من سر باز می‌زنید، چرا که شکم‌های شما از مال حرام پر شده و بر دل‌های شما مُهر شقاوت زده شده است.

کربلا
زمان: جمعه دهم محرم الحرام۶۱ هجری
امام حسین(علیه السلام) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت: «… خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه خود سازید.»
حضرت “زهیر بن قیس” را فرمانده راست سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(علیه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه‌ها نزدیک می‌شد، ولی حضرت تیری نینداخت چون می‌فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.»

عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت: گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم! ،سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران امام حسین(علیه السلام) را نشانه رفتند. امام(علیه السلام) فرمود: «یاران من! بپاخیزید و به سوی مرگ (شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.»

در حمله اول چهار تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می‌رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی‌هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.

امام حسین(علیه السلام) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می‌کرد. حضرت برای وداع آخر به سوی خیمه‌ها آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمایانی کرد. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود، ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که یکصد و چند نشانه تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست. اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد.
«و سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ»

ماجرای واقعه کربلا,ماجرای کربلا,از مدینه تا کربلا با امام حسین,اتفاقات افتاده در کربلا,شهادت امام حسین,داستان شهادت حضرت عباس,ورود امام حسین به کربلا,وقایع

منبع:فان جو،

 

شعر ویژه مداحی و نوحه ماه محرم

شعر ویژه مداحی و نوحه ماه محرم

شعر ویژه مداحی و نوحه ماه محرم

 شعرهای زیبا و پرمعنی برای مداحی و نوحه سرایی ماه محرم

نوحه و مداحی مخصوص محرم, اشعار محرم

نوحه و مداحی مخصوص محرم

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شد

جان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شد

حرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شد

خواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شد

تیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد

پدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسد

خوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

نوحه و مداحی مخصوص محرم

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین من

دارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس من

درمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…

تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین من

از مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

شعر ویژه مداحی و نوحه ماه محرم

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته 
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته

قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم

چشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااای

باز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه بارون

نرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتم

وقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت رو

هنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفته

زیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشه

دارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به زن هیئت تو

لحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

نوحه و مداحی مخصوص محرم

 عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

اگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

سقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

منبع:فان جو،

عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات

عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات

عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات
عکس های جدید علی دایی با همسرش در افتتاح گالری جواهرات

عکس های دیدنی علی دایی , بیوگرافی کامل و جدید بازیگران

منبع :

عکسهای نیکی کریمی در اختتامیه جشنواره پروین اعتصامی

عکسهای نیکی کریمی در اختتامیه جشنواره پروین اعتصامی

عکسهای نیکی کریمی در اختتامیه جشنواره پروین اعتصامی

جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی
جدید ترین عکس های نیکی کریمی

عکس جدید نیکی کریمی , عکس های زیبا نیکی کریمی

منبع :

مریلا زارعی در اختتامیه نخستین جشنواره فیلم های موبایلی

مریلا زارعی در اختتامیه نخستین جشنواره فیلم های موبایلی

مریلا زارعی در اختتامیه نخستین جشنواره فیلم های موبایلی

عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی
عکس های جدید مریلا زارعی

عکس های دیدنی و جالب مریلا زارعی , تصاویر دیدنی مریلا زارعی

منبع :

دانلود آهنگ پویا بیاتی با نام منو دریاب (ویژه محرم)

دانلود آهنگ پویا بیاتی با نام منو دریاب (ویژه محرم)

دانلود آهنگ پویا بیاتی با نام منو دریاب (ویژه محرم)

دانلود آهنگ جدید پویا بیاتی با نام منو دریاب
ترانه : پویا بیاتی ، آهنگ و تنظیم : مهدی خیر خواهی

ویژه ماه محرم و ایام سوگواری

Pouya-Bayati-Mano-Daryab

download_button

متن آهنگ جدید پویا بیاتی با نام منو دریاب :

منو دریاب تشنمه به کرمت محتاجم

منو دریاب حسین به حرمت محتاجم

منو دریاب امشب بد جوری سر گردونم

منه دل مورده رو از بی راهی بر گردون

وقتی خستم چه حالی داره گریه تو لحظه هایی که من به یاد تو هستم

دخیل اشکم و از راه دور به نخ های پرچمت بستم

چه حالی داره پر زدن تو هوای بارونیه غمت ارباب

نگاهی کن به من منه دلشکسته رو قدر یه نفس دریاب

دلتنگتم خودت می دونی بی تو بی تابم

کویر خشک و بی آبم

بیا یک شب به خوابم

دلتنگتم مثل ابرا پریشونم

غریبی در بیابونم بده راه نشونم

منو دریاب تشنمه به کرمت محتاجم

منو دریاب حسین به حرمت محتاجم

منو دریاب امشب بد جوری سر گردونم

منه دل مورده رو از بی راهی بر گردون

آهنگ جدید پویا بیاتی با نام منو دریاب

 

دانلود آهنگ محرم, دانلود آهنگ منو دریاب, دانلود آهنگ های پاپ محرم, دانلود آهنگ ویژه ماه محرم, دانلود آهنگ پویا بیاتی, متن آهنگ جدید منو دریاب پویا بیاتی, ویژه

منبع:فان جو،

کمد لباس بازیگران زن معروف چه شکلیه؟

کمد لباس بازیگران زن معروف چه شکلیه؟

کمد لباس بازیگران زن معروف چه شکلیه؟

کمد کفش خیلی لوکس جسیکا آلبا که مجموعه ای بی نظیر از تمام کفش ها رو در اون جای داده

کمد لباس بازیگران زن معروف چه شکلیه؟
کمد لباس بازیگران زن معروف چه شکلیه؟

کمد لباس ویتنی هیوستون که کلکسیون بزرگی از لباس های روز دنیا رو در اون میشه پیدا کرد

moddkomod-Funjoo-ir (2)جینا لیون و یک دریا لباس و کیف و کفش در یک اتاق شیک

moddkomod-Funjoo-ir (3)

اتاق لباس راشل Parcell که خودش هم وسط اون لباس و کیف و کفش ها در حال خوش گذرانی هم هست

moddkomod-Funjoo-ir (4)

کریستینا و یک بوتیک کامل و شیک و مدرن در خدمت ایشان moddkomod-Funjoo-ir (5)

اتاق لباس اولیویا پالرمو با چپدمان خاص moddkomod-Funjoo-ir (6)

Gisele Bündchen اتاق لباس moddkomod-Funjoo-ir (7) moddkomod-Funjoo-ir (8)

کیم کارداشیان و کمد لباس جدید و لوکسش moddkomod-Funjoo-ir (9)

 

 

منبع:فان جو،

 

ریحانه جباری اعدام شد

ریحانه جباری اعدام شد

ریحانه جباری اعدام شد

rayhana-Funjoo-ir

صبح امروز ریحانه جباری به اتهام قتل عمد به دار مجازات آویخته شد
 دادستان تهران صبح امروز (شنبه) بعد از اجرای حکم قصاص (اعدام) ریحانه جباری، اطلاعیه ای درباره روند پرونده وی منتشر کرد.

به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

در پی انتشار مطالبی در برخی سایتهای خبری در خصوص پرونده موضوع محکومیت ریحانه جباری ملایری فرزند فریدون و با عنایت به اجرای حکم قصاص نفس در خصوص وی در تاریخ ۳/۸/۱۳۹۳، پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران برای تنویر افکار عمومی، شرحی از پرونده قضایی نامبرده را اعلام می کند.

در پی گزارش ارتکاب یک فقره قتل عمد فردی به نام مرحوم مرتضی عبدالعلی سربندی در تاریخ شانزدهم تیرماه سال ۱۳۸۶ و پس از کشف تلفن همراه مقتول و دسترسی به آخرین تماس وی با فردی به نام ریحانه جباری، نامبرده به عنوان مظنون ارتکاب قتل تحت تعقیب قرار می گیرد. با مراجعه ماموران به محل اقامت ریحانه جباری، از منزل او یک عدد کارد آشپزخانه ی آغشته به خون و جلد آن و یک عدد روسری آغشته به خون کشف می گردد.

ریحانه جباری متولد ۱۳۶۶ در تمام مراحل تحقیق نزد ضابطان، بازپرس و دادگاه به ارتکاب قتل از سوی خود اقرار نموده و برای توجیه اقدام خود مدعی شده بود مرحوم قصد تجاوز به وی را داشته، این در حالی است که:

۱ – اظهارات بعدی متهمه خلاف این ادعا را ثابت نموده است؛

۲ – محل اصابت ضربه کارد به مرحوم (میان دو کتف) نشان از آن دارد که قتل در حالت دفاع نبوده است.

گزارش معاینه جسد در سراسر بدن و دست ها آثار ضرب و جرح را گواهی کرده است. در پشت تنه یک بریدگی عرضی به طول هشت سانتی متر، در سمت راست ناحیه میانی خلف تنه و فاصله دو سانتی متر از خلف وسط و هشت سانتی متری در استخوان کتف راست دیده شده است.

۳ – خریدن کارد به منظور ارتکاب قتل، پیش از حادثه حکایت از سبق تصمیم ریحانه جباری بر قتل دارد. در بازرسی از منزل متهمه، جلد مقوایی کارد آشپزخانه کشف می شود که نشان می دهد آلت قتاله را خود خریداری کرده است. وی به خرید کارد آشپزخانه دو روز پیش از جنایت اقرار کرده است.

۴ – مفاد پیامک ارسالی از سوی ریحانه جباری برای دوست خود مبنی بر این که قصد کشتن فردی را دارد، دلالت بر سبق تصمیم وی برای قتل و نیز کذب بودن ادعای دفاع در مقابل تجاوز است. قاتل در تاریخ ۱۳/۴/۱۳۸۶ (سه روز پیش از ارتکاب قتل)، با ارسال پیامکی به یکی از دوستان خود نوشته است: «فکر کنم امشب بکشمش»؛

۵- ساکنان مجتمع محل ارتکاب جنایت اظهار داشته اند که با شنیدن سر و صدا، بیرون آمده و مشاهده کرده اند مقتول در حالی که زخمی و خون آلود بوده، با فریاد «دزد دزد» از طبقه پنجم به پایین آمده و در جلوی واحد طبقه سوم بیهوش می شود. این در حالی است که در صورت صحت ادعای قاتل، موجبی برای فرار وی نبوده و نامبرده می بایست با ایجاد سر و صدا، همسایگان را آگاه می کرده و با حضور آن ها احساس امنیت می نموده است.

۶- درب آپارتمان از نظر قفل فاقد تخریب بوده و این امر نشان می دهد که قصد تجاوزی در میان نبوده است. متهم در خصوص بسته بودن درب و عدم امکان فرار می گوید: «در ابتدای ورود درب را باز گذاشتم. ولی او بعد از آمدن به سمت من درب را بست، اما قفل نکرد».

متعاقبا در ادامه تحقیقات ریحانه جباری مدعی گردیده قتل از ناحیه فردی به نام شیخی برنامه ریزی شده بود. متهمه هم چنین مدعی گردیده که پس از ایراد ضربه به پشت مقتول، شیخی وارد خانه شده و با مقتول درگیر شده است.

وی می گوید: «شیخی فقط دنبال مدارکی در منزل مقتول می گشته و نقشی در قتل نداشته است». در این راستا بازپرس اقدامات بسیاری را در جهت شناسایی شخص مذکور به عمل آورده و پس از شناسایی افرادی با نام های مشابه و مواجهه حضوری بین ریحانه جباری با آن ها، در نهایت جباری با اعلام این که افراد مذکور را نمی شناسد، اقرار نموده که اظهاراتش در خصوص فردی به نام شیخی صرفاً به منظور انحراف مسیر پرونده بوده است.

گرچه ادعای ریحانه جباری در خصوص شیخی به هیچ وجه اثبات نشده و در مرحله ای نیز توسط محکوم انکار گردیده، اما با فرض صحت موضوع ، وی نقش نامبرده را صرفاً حضور در محل جنایت اعلام کرده و به صراحت ارتکاب قتل به تنهایی از ناحیه ی خود را پذیرفته است.

متهمه اقرار نموده برای قتل از پیش کارد تهیه کرده بود. هم چنین فروشنده ی کارد ضمن مواجهه ی حضوری با جباری، او را شناسایی کرده بود.

در ادامه تحقیقات صاحب کار و همکاران متهمه به دروغگو بودن وی اذعان نموده و گفته اند در روز وقوع قتل اعلام کرد که پدرش یک اتومبیل تویوتا کمری خریده این درحالی است که خودروی مذکور متعلق به مرحوم بوده است. آنها وی را فردی دروغگو توصیف کرده اند که دوست داشت خود را بزرگ تر از آنچه که هست نشان دهد.

پس از انجام تحقیقات توسط بازپرس ویژه قتل و برگزاری جلسات رسیدگی در دادگاه کیفری استان، دادگاه نهایتاً با اعلام ختم رسیدگی با احراز اتهام قتل عمد، ریحانه جباری را به قصاص نفس محکوم نمود که رای صادره از سوی شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور نیز ابرام گردید.

نظر بر این که طی چند ماه اخیر و پس از قرار گرفتن پرونده در مرحله ی اجرا، قاتل ادعاهای قبلی خود را که در جهت احراز صحت یا سقم آن ها، تحقیقات بسیاری صورت گرفته و برای مدت زمان طولانی نیز پرونده را از مسیر اصلی منحرف نموده بود، بار دیگر مطرح کرده و به این طریق تلاشی وافر در جهت مظلوم نمایی و ایجاد شائبه ی اشتباه در صدور حکم صورت داد، اعلام می گردد تمامی ادعاهای فوق در جریان پرونده بررسی شده و کذب بودن آن ها در مراحل مختلف دادرسی توسط بازپرس، قضات دادگاه کیفری استان (پنج نفر) و قضات دیوان عالی کشور احراز گردیده است.

به رغم موارد فوق این دادستانی در جهت حصول سازش و کسب رضایت اولیای دم تلاش نموده و با وجود برگزاری جلسه ای با حضور اولیای دم و قاتل و خانواده ی وی، اولیای دم در نهایت خواستار اجرای حکم قصاص شدند که حکم صادره سحرگاه روز جاری به موقع اجرا گذارده شد.

 

ریحانه جباری, حکم قصاص ریحانه جباری, اعدام ریحانه جباری, محکومیت ریحانه جباری, جزییات پرونده ریحانه جباری, آیا ریحانه جباری زنده است؟

منبع:فان جو،

باحال ترین عکس نوشته های طنز و خنده دار (۳۵)

باحال ترین عکس نوشته های طنز و خنده دار (۳۵)

باحال ترین عکس نوشته های طنز و خنده دار

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

آی فون ۱۰۱

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

صحنه ای آشنا برای پسران دانشجو !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

مامان یه ذره به منم بده

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

پیشی لاو !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

آخه من نمیدونم ای پای شل دیگه کفش پاشنه بلندت چیه !؟

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

مبلمان جدید !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

من ، وقتی مامانم باهام قهره !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

آخیییییییشش !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

خیلی با دل و جراته خداییش !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

نیم ثانیه تا نابودی !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

موتور سواری با اتوبوس !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

ما دیگه نمیدونیم با پولامون چیکار کنیم !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

بوته پیتزا !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

بدون شرح … !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

خیلی ایده باحالی هستش

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

استتار !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

مرد باس جوراباش اینجوری باشه !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

دست انداز ریلی !

عکس نوشته های طنز و خنده دار, کاریکاتور و تصاویر طنز

دیگه کبوترام تنبل شدن

باحال ترین عکس نوشته های طنز و خنده دار عکس های خنده دار جدید سوتی های داغ خارجی عکس نوشته های باحال و – سوژه های طنز تصاویر جالب و بامزه همراه با متن های

منبع:فان جو،