خانه » سرگرمی » داستان و رمان » داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون





داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون

داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون

داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون

داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون,funjoo,فان جو ,داستان خواندنی راننده کامیون

 

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد .

 

راننده به او چیزی نگفت .دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .دقایقی بعد از خروج راننده

 

از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، ۳ تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!

داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون

منبع:فان جو ایران ناز

داستان کوتاه و خواندنی راننده کامیون,funjoo,فان جو ,داستان خواندنی راننده کامیون،ادبیات،شعر و داستان‌



اخرین پست مرتبط

بی ریاترین سفره هفت سین, سفره هفت سین بی ریای چوپان, سفره هفت سین چوپان, سفره هفت‌سین چوپان, گالری تصاویر,

تصاویر دیدنی از بی ریاترین سفره هفت سین

تصاویر دیدنی از بی ریاترین سفره هفت سین تصاویر دیدنی از بی ریاترین سفره هفت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *