خرید هاست و سرور مجازی _ جوان سرور
خانه » اخبار روز » اخبار اجتماعی » گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن


کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن

گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن

گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن

گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران ؛ از تکدی گری تا باردار شدن را در ادامه می خوانید

گزارشی تلخ از زندگی دختر 14 ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن,،فان جو,دختر 14 ساله,باردار شدن,باردار شدن دختر 14 ساله,رابطه نامشروع دختر 14 ساله,دختر 14 ساله متکدی,تکدی گری در تهران,تکدی گری دختر 14 ساله در تهران

 

شناسنامه ندارد اما مادرش می گوید که امسال به تازگی ۱۴ ساله شده است. از ۸ سالگی که پدرش را از دست می دهد مشکلات یکی پس از دیگری به سراغشان می آید. از آوراگی گرفته تا خانه به دوشی و در نهایت تکدی گری، همه را تجربه کرده است.اکنون با کوله باری از تجربه های سیاه، به دنبال رنگ زدن به روزگارش است. روزگاری که هیچ گاه روی خوش خود را به مریم نشان نداده است.

زمانی که پدرش را از دست می دهد، او می ماند و خواهر کوچکترش که به خاطر مشکلات مادر، مجبور می شوند به خانه پدر بزرگ بروند. پدر بزرگ خانه ای در یکی از شهرهای شمالی دارد و در تهران نیز صاحب آلونکی در محله قالیشویی منطقه هرندی است که در آن انواع و اقسام کارهای خلاف اتفاق می افتد.

مریم تا ۱۰ سالگی و تا زمانی که پدر بزرگ زنده بوده است تنها برای تامین مخارج خود و خواهرش مجبور بوده که تکدی گری کند اما زمانی که پدر بزرگ فوت می کند به تهران می آید و راهی خانه ای می شود که همسایه ها به آن “پاتوق” می گویند. بعد از فوت پدر بزرگ، مادر بزرگ اصرار دارد که مریم به عقد پسر عموی ۱۳ ساله اش در بیاید اما زمانی که او به این خواسته تن نمی دهد، مجبور می شود در پاتوق مادر بزرگ تمام کارهای خلافی که حتی شنیدن آن، لرزه بر اندام می اندازد را تجربه کند.نخستین تجربه جنسی مریم در همان سن ۱۰ سالگی و در پاتوق مادر بزرگ اتفاق افتاده است. بعد از آن هم شرایط به همین صورت ادامه پیدا می کند تا اینکه مریم در میان متکدیانی که به همراه آنها کار می کرده است، با پسری به نام فرهاد آشنا می شود که چند سالی از خودش بزرگ تر است. ارتباط مریم با فرهاد ادامه می یابد تا اینکه مریم در ۱۳ سالگی و در پی ارتباط نامشروع با فرهاد، باردار می شود. نوزاد در یکی از بیمارستان های جنوب تهران متولد می شود و با توجه به وضعیت نامناسب مالی مادر، بیمارستان مریم و نوزادش را به موسسه خیریه مهرآفرین معرفی می کند.

برای بررسی وضعیت مریم و نوزادش با عاطفه کیا احمدی، مددکار این موسسه گفت و گویی انجام داده ایم.

وی در رابطه با وضعیت مریم پس از فوت پدر بزرگش می گوید: از زمانی که پدر بزرگ مریم فوت کرده است او راهی تهران شده و در پایتخت مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته است.

این مددکار اجتماعی در خصوص شرایط مادر مریم می گوید: مادر مریم خود مصرف کننده ماده مخدر شیشه است و پس از گذشت مدت زمان اندکی از فوت همسرش، با فردی ازدواج می کند که او هم شرایط مالی مناسبی ندارد.

کیا احمدی می افزاید: مادر مریم از همسر جدیدش ۲ فرزند دارد که سرپرستی یکی از آنها را به دلیل معلولیت به سازمان بهزیستی واگذار کرده و فرزند دیگر او اکنون ۴ ساله است.

وی در رابطه با شرایط مریم پس از بارداری می گوید: مریم از زمانی که باردار می شود و خانواده پدرش متوجه این موضوع می شوند، از سوی مادر بزرگ و عمه ها طرد شده و دیگر به پاتوق راه داده نمی شود. پس از آن، مریم که راه چاره دیگری نداشته، به ناچار به خانه ناپدری خود پناه می برد و ناپدری او می پذیرد که مریم همراه آنها زندگی کند.

این مددکار اجتماعی با اشاره به تلاش های مریم برای سقط جنین می گوید: مریم زمانی که باردار بوده است تلاش زیادی برای سقط جنین کرده اما با توجه به شرایط جسمی نامناسبی که داشته است به او اعلام می شود که خطر مرگ خودش را تهدید می کند و به همین خاطر نوزاد را به دنیا می آورد.

کیا احمدی با بیان اینکه ” از زمان بارداری مریم، هیچ خبری از فرهاد که نقش پدر نوزاد را داشته، نیست” می افزاید: از زمانی که مریم متوجه می شود باردار است، فرهاد را در جریان این اتفاق قرار می دهد اما از آن پس، فرهاد محل را ترک می کند و از آن زمان تاکنون خبری از او نیست. در شرایطی که فرهاد متواری شده است، خانواده مریم از او شکایت کرده اند.

وی در خصوص شرایط حال حاضر مریم می گوید: دختر بچه ۱۴ ساله در شرایطی که باید اکنون خود را برای رفتن به مدرسه آماده کند، هر روز مشغول نگهداری از نوزاد خود است. او در خانه ناپدری خود از فرزندش نگهداری می کند و برای اینکه بتواند از فرزندش نگهداری کند، برایش کلاس های آموزشی گذاشته شده است.

این مددکار اجتماعی با اشاره به گوشه گیری شدید مریم می گوید: نشانه های افسردگی در مریم به وضوح قابل مشاهده است. او روزهای دشواری را پشت سر گذاشته و اکنون موسسه خیریه مهرآفرین با این شرط که مریم دیگر تکدی گری نکند، او را تحت حمایت قرار داده داده است.

کیا احمدی نداشتن شناسنامه را یکی دیگر از مشکلات مریم و نوزادش می داند و می گوید: علاوه بر اینکه مریم خود شناسنامه ندارد، نوزاد او مروارید که اکنون ۵ ماهه است نیز فاقد شناسنامه و مدارک هویتی است. در این رابطه اقداماتی در دستور کار قرار گرفته و به دنبال گرفتن شناسنامه برای آنها هستیم.

 

گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن

منبع: گهر

گزارشی تلخ از زندگی دختر ۱۴ ساله در تهران / از تکدی گری تا باردار شدن,،فان جو,دختر ۱۴ ساله,باردار شدن,باردار شدن دختر ۱۴ ساله,رابطه نامشروع دختر ۱۴ ساله,دختر ۱۴ ساله متکدی,تکدی گری در تهران,تکدی گری دختر ۱۴ ساله در تهران





پیشنهاد ما

هدیه جورج کلونی به دوستانش

هدیه جورج کلونی به دوستانش

هدیه جورج کلونی به دوستانش هدیه جورج کلونی به دوستانش هدیه یک میلیون دلاری جورج …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *