خانه » سینما » مصاحبه مهسا ملاپور +عکسها

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

مصاحبه مهسا ملاپور +عکسها

مصاحبه مهسا ملاپور +عکسها

مصاحبه مهسا ملاپور +عکسها

مهسا ملاپور

 

سالهاست خبری از شما در هیچ رسانه ای نیست. خیلی ها الان دیگر شما را نمی شناسند. خواهش می کنم برای اینکه مخاطبانتان با شما بیشتر آشنا شوند خودتان را ویژه تر معرفی کنید.
اول از همه از شما ممنونم بخاطر اینکه به یاد من بودید و سپاسگزارم بخاطر این مصاحبه. امیدوارم بتوانم همچنان لحظاتی خاطره انگیز را در دفتر خاطرات مخاطبانم ثبت کنم. من مهسا ملاپور هستم. لیسانس تکنولوژی هواپیما. متولد ۹ اردیبشت ۱۳۶۹، پدرم بازنشسته و مادرم خانه دار، دوبرادر بزرگتر از خودم دارم. عضو کوچک و ته تغاری! خانه. متاهل و ساکن تهران. در حال حاضر هم دوره بازیگری را نزد آقای بقایی که پدرانه به من کمک کردند گذرانده ام و قصد دارم انشا الله باز هم بصورت حرفه ای این هنر را ادامه بدهم. البته گاهی اوقات و از سر فرصت و ذوق، نقاشیِ رنگِ روغن کار می کنم و سر رشته کم و ناچیزی هم از سنتور دارم.

تکنولوژی هواپیما؟!
در واقع می توان گفت مکانیک هواپیما. محوریت اصلی این رشته ساختار بال، بدنه و موتور هواپیماست. البته علاقه شخصی من منجر به تحصیل در این رشته شد.

چطور شد برای بازی در”دنیای شیرین دریا” انتخاب شدید؟
آقای شمسایی نور پرداز و کارگردان تلویزیونی دنیای شیرین دریا که با ما رفت و آمد خانوادگی داشت مرا به آقای بقایی معرفی کردند و خود آقای بقایی قسمتی از متن را دادند که بخوانم و بازی کنم. خوشبخاته پذیرفته شدم و مرا برای نقش “ساحل” انتخاب کردند.

ساحل را چقدر دوست داشتید و دارید؟
من در بچگی خیلی دوست داشتم هنرمند شوم. مثل نقاشی، موسیقی یا بازیگری. شاید ساحلِ بچگیهایم در ساختن مهسای الانم تأثیر زیادی داشته باشد. هم مهسا را دوست دارم هم ساحل را. اما مهسا برایم خیلی آشناتر است و دوستش دارم چون خودم هستم  و همیشه با من است.

مهسا ملاپور

ساحل چقدر شبیه مهسا بود ؟
ساحل یکی دوتا سوال که نمی پرسید! با اینکه خیلی ها به ساحل جواب درست و حسابی نمی دادند اما هرچیزی توی هر قسمت برایش سوال بود. درواقع می توانم بگویم همه چیزش به غیر از سوال هایش و تا این حد کنجکاویش شبیه مهسا است.

شهرت در دوران بچگی چطور بود؟ آیا توانستید خوب بچگی کنید؟
در آن موقع من ۹ سالم بود و شهرت زیاد برایم معنایی نداشت. اما از اینکه هر کسی من را می دید و می شناخت خوشحال می شدم و برایم جذاب بود و کلّی ذوق میکردم. بله بچگی خوبی داشتم شهرت اصلاً مانع از این نشد که بچگی کنم. یادم میاید در آن زمان، هم کلاسیها و دوستانم از من می خواستند آنها را هم ببرم تا فیلم بازی کنند اما دست من کوتاه بود. می خواهم از همینجا اعلام کنم اگر در آن عالم بچگی از دستم ناراحت شدند من را ببخشند.

صادقانه بگویید در زمان بازیگری در دنیای شیرین دریا خودنمایی و خودبزرگ بینی مخصوصاً بین همکلاسیها، دوستان و بچه های فامیل داشتید یا خیر؟
نمیدانم این را دیگران باید بگویند. اما اگر تعریف از خود نباشد همیشه خانواده به من یاد داده اند که خود بزرگ بین نباشم امیدوارم که تا الان همین طور بوده باشم.

اولین سکانسی که بازی کردید چه بود ؟ سخت نبود؟
با خانم غبیشاوی و آقای بشارتی نشسته بودیم و آقای بشارتی یا همان “عمو اسد” می خواست مادرمان را راضی کند که برادرم حامد برای تابستان برود مکانیکی کار کند. بله سخت بود و برای من پر از استرس که خدا را شکر خوب سپری شد.

همان سکانسی که به خانم گلدره گفتید :خوب برو بزار اینا حرفشونو بزنن!!؟
بله دقیقاً. البته با لهجه فارسی

از حال و هوای لحظه هایی بگویید که با خانواده می نشستید و سریال را می دیدید. عکس العمل مامان، بابا یا برادرانتان چطور بود ؟
اوایل که کار پخش می شد من هم مشغول بودم، زیاد وقت نداشتم کنار خانواده باشم تا سریال را  ببینم. اما وقتی پدر و مادرم تشویقم میکردند و ذوق کردنشان را از چشمهایشان می دیدم، می فهمیدم که خوب بازی کرده ام. یادم می آید قسمت “خاطره ای از پدر” دنیای شیرین دریا داشت پخش می شد که من هم کنار خانواده بودم. یک دفعه متوجه شدم پدرم دارد گریه میکند. این موضوع برایم خیلی ناراحت کننده بود. از طرفی دیگر خوشحال هم شده بودم که خانواده ام با سریال و با “ساحل” ارتباط برقرار کردند و توانستند درکش کنند.

البته پدر بزرگوار و مهربانتان وقتی که با من هم در خصوص مصاحبه با شما  صحبت می کردند اشک در  چشمشان حلقه زده بود. مشخص است که خیلی شما را دوست دارند؟
بله. خیلی. پدرم بهترین پدر دنیاست و من هم عاشقانه دوستش دارم. پدرم برای من همیشه مثل یک اسطوره بوده است. ایشان خیلی هم احساساتی هستند و علاوه بر این دوست دارند من در کار بازیگری پیشرفت کنم. حتی تشویقم میکنند تا بازیگری را ادامه دهم.

نقش “ساحل” را چطور نقد می کنید؟
ساحل دخترک کوچک خانواده که خیلی کنجکاو بود و همه دوستش داشتند. دخترکی ساده ، مطیع و مسئول که همه دنیایش و همه اتفاقاتی که در اطرافش می افتاد برایش سوال بود. البته همیشه سوال های زیادش دیگران را کلافه میکرد و همه دوست داشتند از دستش فرار کنند.

در این سالهایی که بازیگری نکردید به چه کاری مشغول بودید ؟
بیشتر وقتم را با درس خواندن و کار کردن در یک شرکت وارداتی گذراندم. البته چند تئاتر هم کار کردم و در این اواخر هم در سریال “مهر طوبی” که فکر می کنم در ایام فاطمیه نوروز ٩۴ از شبکه سه پخش شود  نقش کوچکی را ایفا کردم. درواقع ما در این سریال دو دوست هستیم که برای تهیه جهیزیه یکی از دوستانمان به منزل طوبی خانم که شخصیت اصلی داستان است میرویم.

دنیای شیرین دریا  از “شبکه شما” یکبار دیگر هم بازپخش شد. اینبار بازخوردهای دوستان و آشنایان چطور بود؟
من متاسفانه فقط توانستم بعضی از قسمتها را ببینم. خوشبختانه این سریال جای خودش را در قلب و روح مخاطبان مخصوصاً دهه شصتیها باز کرده است. البته زمان زیادی از پخش سریال گذشته بود و همه ما بزرگ شده بودیم. خیلیها دیگر من را نمی شناختند ولی آنهایی که می دانستند من همان “ساحل” هستم باز هم مثل همیشه لطف و محبتشان را به من ابراز می کردند.

بیوگرافی مهسا ملاپور +عکس "مهسا ملاپور" و همسرش,،فانجو,بیوگرافی و عکسهای مهسا ملاپور با همسرش,عکسها بیوگرافی و معرفی مهسا ملاپور,عکسها و بیوگرافی مهسا ملاپور,عکسهای اینستاگرام مهسا ملاپور+بیوگرافی مهسا ملاپور,عکسهای بازیگر زن سریال دنیای شیرین,عکسهای شخصی و بیوگرافی کامل مهسا ملاپور,عکسهای شخصی+بیوگرافی مهسا ملاپور,عکسهای مهسا ملاپور با همسرش+بیوگرافی,عکسهای مهسا ملاپور بازیگر سریال دنیای شیرین,مهسا ملاپور عکس و بیوگرافی کامل,فرهنگ و هنر,,بیوگرافی عکسها و زندگینامه مهسا ملاپور,تصاویر مهسا ملاپور,عکسهای بازیگر نقش ساحل در سریال دنیای شیرین دریا,مهسا ملاپور چند سالشه,,بیوگرافی و مصاحبه مهسا ملاپور+عکس,عکس جدید مهسا ملاپور + بیوگرافی و مصاحبه مهسا ملاپور,بیوگرافی مهسا ملاپور و همسرش

از حقوق و دستمزدتان در این سریال بگویید؟
موضوع حقوق و دستمزد برای من خیلی جذاب بود. وقتیکه حقوق گرفتم خیلی ذوق کردم و در رویاهای بچگی ام خودم را یک بازیگر پولدار تصور می کردم. مخصوصاً وقتی می دیدم همکلاسیها و هم سن و سالهایم هنوز از پدر و مادر خود پول تو جیبی می گیرند، این شوق و ذوق در من خیلی بیشتر می شد. راستش را بخواهید قند در دل من آب می شد. مبلغش خدا را شکر خوب و چشمگیر بود، همان موقع مامان و بابا با این پول برایم به اسم خودم در بانک حساب باز کردند. اینکه حساب بانکی هم به اسم من بود خیلی بیشتر و بیشتر من را شاد می کرد.

روز آخر و خدا حافظی عوامل سریال برایتان چطور گذشت؟
هنوزم یادش می افتم ناراحت می شوم. خیلی ناراحت کننده بود خیلی. خیلی گریه کردم. حالم خیلی بد بود. من خیلی به آنها وابسته شده بودم. فیلمبرداری تمام شد، سریال هم پخش شد. آخرین قسمت که پخش شد حس عجیب و غریبی داشتم فقط دعا میکردم یا زمان برگردد یا دوباره سریال ادامه داشته باشد. خانم مینا نوروزی مهربان به خاطر من، دو روز بیشتر ماند و بعد رفت. تا چند ماه اصلاَ حال خوشی نداشتم. با همه تلفنی حرف میزدم. حس دل تنگی عجیبی داشتم. بعد از سریال فقط دو سه بار از شبکه یک و یکبار هم از رادیو با من مصاحبه کردند و بعد دیگر همه چیز تمام شد. وقتی برای مصاحبه زنگ میزدند که بروم تهران، خیلی ذوق می کردم که دوباره می بینمشان. بعد از فیلم برداری هم اکثر عوامل میامدند پیشم. خانم نوروزی، خانم گلدره، آقای بقایی، صدابردار و فیلمبردار گروه تولید تا چند ماه بعد از فیلمبرداری به من سر می زدند.
یادم می آید یک بار آقای بقایی زنگ زد و گفت: قسمتی از صدای مهسا پاک شده و باید بیاید تهران تا نریشن ضبط کند. اینقدر خوشحال شدم که نگو و نپرس. وقتی رسیدم تهران همه آمده بودند دیدنم. انگار دنیا را به من داده بودند. خیلی خوشحال بودم، اما وقتی بر می گشتم فقط دلخوش به تلفن ها بودم. دیگر از بازیگری خبری نبود و باید عادت میکردم به زندگی عادی. دنیاست دیگر کاری نمی شود کرد. نبودن در کنارشان من را خیلی اذیت کرد. آنها خیلی نسبت به من مهربان بودند و دوستم داشتند. دلیل این همه وابستگی هم مهربانی آنها بود .

اگر بخواهید یک نفر بعنوان دوست داشتنی ترین و یک نفر دیگر بعنوان جذابترین بازیگر در دنیای شیرین دریا معرفی کنید چه کسانی را نام می برید؟
همه شخصیت های دنیای شیرین دریا را دوست داشتم و دارم و برای من عزیز هستند. همه به من خیلی لطف داشتند. چقدر خوب شددکه بهانه ای شد یادی کنم از خانم پوپک گلدره عزیز و مهربان. شخصیت ایشان هم برای من جذاب بود و هم دوست داشتنی.

خبر تصادف خانم  گلدره را چطور شنیدید ؟ به مجلس ترحیمش رفتید ؟
“دریا” دلش دریایی بود. او دریا بود و من ساحل. مگر می شود که “ساحل” دریایی نداشته باشد. سر مزارش کلی با او حرف زدم، خاطره تعریف کردم، هنوزم که هنوز است با او حرف میزنم. پوپک روح بزرگی داشت، واقعاً خواهرم شده بود. پوپک ساده بود و به من سادگی یاد داد. خیلی از من بزرگتر بود اما با من بچگی می کرد.  باهم می دویدیم، آواز می خواندیم، بازی می کردیم، داد می زدیم، می خندیدیم، یک وقتایی هم گریه می کردیم. روحش شاد. خواهر مهربان و بینوای من.
همیشه موقعی که می خواستم سوار قلقلک بشوم چون کوچک بودم دچار مشکل می شدم. خیلی از این موقع ها پوپک کمکم می کرد.من خبر تصادفش را از تلویزیون شنیدم. چون امتحان داشتم مجلس ترحیمش نتوانستم بروم اما بعدش سر مزارش رفتم، یادم میاید امتحانم را هم خوب ندادم.

از شیطنت هایتان بگویید. شیطنت های دخترانه که با فرماندهی و ریاست “دریا” انجام می شد؟
همیشه آقای بقایی بنده خدا از  بازی گوشیهای ما کلافه می شد. یکبار از درخت آویزان شدیم که تاب بخوریم. آقای بقایی به ما می گفت بچه ها شلوغ نکنید، می افتید، سکانس بعدی نوبت شماست، و لی گوش ما بدهکار این حرفها نبود که. آخر هم افتادیم و دستم زخمی شد ولی سکانس را هم گرفتیم. ایشان پدرانه با همه بازیگران رفتار می کردند. بسیار دلسوز و مهربان بودند. هر موقع عالی بازی میکردم برایم کلی جایزه می خرید. یعنی هر روز جایزه میخرید و به من می داد.

حمزه و امیر به شما حسودی نمی کردند ؟
نه برای آنها هم می خرید. ما همه با هم دوست بودیم.

الان که در این جایگاه فعلی خودتان هستید به چه کسانی مدیونید و دوست دارید ازآنها تشکر کنید ؟
از پدر و مادرم و خانواده ام که همیشه به من لطف دارند. همسرم و خانواده همسرم که حامی من شدند و خیلی تشویقم کردند تا دوباره فعالیتم را شروع کنم. از آقای بقایی و از دوستانم که دوستی واقعی خودشان را به من ثابت کردند. آقای مهرپرور و همسر محترمشان. از آقای ضرابی گریمور خوب سینما و  تلویزیون هم متشکرم که خیلی نسبت به من لطف داشتند.

هدف نهایی شما ؟
اول از همه اینکه بتوانم به معنای واقعی انسان خوبی باشم و از من راضی باشند و  دوم بتوانم بازیگر خوبی باشم و در این حرفه موفق شوم و سوم اینکه دوست دارم مخاطبانم بازی من را دوست داشته باشند. مثل “ساحل”. اما در پایان من بعنوان ساحلی که حالا ۲۵ ساله شده  می خواهم از شما سوالی بپرسم. شما می توانید فکر کنید من همان ساحل “دنیای شیرین دریا” هستم. می توانم بپرسم؟

خواهش می کنم بفرمایید.
چرا بعد از ۱۷ سال به سراغ “ساحل” آمده اید؟

اینبار به جای سوال، جواب دادم:
جای شما در مصاحبه با چهره های نوستالژیک و خاطره انگیز خیلی خالی بود. امیدوارم با این مصاحبه بتوانم مخاطبانم را ببرم به آن روزهای زیبا در سال ۱۳۷۷ که سریال پخش می شد.



مهسا ملاپور

 

 

مصاحبه مهسا ملاپور +عکسها

منبع: فان جو

مصاحبه مهسا ملاپور +عکسها,فانجو,تصاویر مهسا ملاپور , عکسهای بازیگر نقش ساحل در سریال دنیای شیرین دریا , مهسا ملاپور چند سالشه , بیوگرافی مهسا ملاپور +عکس “مهسا ملاپور” و همسرش,،فانجو,بیوگرافی و عکسهای مهسا ملاپور با همسرش,عکسها بیوگرافی و معرفی مهسا ملاپور,عکسها و بیوگرافی مهسا ملاپور,عکسهای اینستاگرام مهسا ملاپور+بیوگرافی مهسا ملاپور,عکسهای بازیگر زن سریال دنیای شیرین,عکسهای شخصی و بیوگرافی کامل مهسا ملاپور,عکسهای شخصی+بیوگرافی مهسا ملاپور,عکسهای مهسا ملاپور با همسرش+بیوگرافی,عکسهای مهسا ملاپور بازیگر سریال دنیای شیرین,مهسا ملاپور عکس و بیوگرافی کامل,فرهنگ و هنر,,بیوگرافی عکسها وزندگینامه مهسا ملاپور,تصاویر مهسا ملاپور,عکسهای بازیگر نقش ساحل در سریال دنیای شیرین دریا,مهسا ملاپور چند سالشه,,بیوگرافی و مصاحبه مهسا ملاپور+عکس,عکس جدید مهسا ملاپور + بیوگرافی و مصاحبه مهسا ملاپور,بیوگرافی مهسا ملاپور و همسرش

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

خلاصه قسمت اخر سریال مزرعه قلب ها +عکس بازیگران

خلاصه قسمت اخر سریال مزرعه قلب ها +عکس بازیگران

خلاصه قسمت اخر سریال مزرعه قلب ها +عکس بازیگران خلاصه قسمت اخر سریال مزرعه قلب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *