خانه » سینما » قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا
کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان دستبند مغناطيسي پاوربالانس فقط 10 هزار تومان سفيدکننده دندان Whitelight فقط 20 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

براي ديدن ساير محصولات اينجا کليک کنيد

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا,فانجو, سریال اکیا + دانلود,آخر سریال اکیا چی میشه,زمان پخش سریال اکیا,بازیگران سریال اکیا,سریال اکیا کارا سودا,قسمت آخر سریال اکیا,همسران واقعی بازیگران سریال اکیا,دانلود سریال,دانلود سریال دوبله فارسی kara sevda قسمت اخر,kara sevda,دانلود مستقیم سریال دوبله فارسی kara sevda قسمت اخر,دانلود رایگان و مستقیم سریال دوبله فارسی kara sevda,دانلود زیرنویس سریال دوبله فارسی kara sevda,خلاصه سریال دوبله فارسی خارجی kara sevda قسمت اخر,نقد سریال دوبله فارسی kara sevda,عکس های سریال دوبله فارسی kara sevda قسمت اخر,سریال خارجی kara sevda,دانلود سریال,دانلود سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,سریال اکیا قسمت اخر,دانلود مستقیم سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,دانلود رایگان و مستقیم سریال دوبله فارسی سریال اکیا,دانلود زیرنویس سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,خلاصه سریال دوبله فارسی خارجی سریال اکیا,نقد سریال دوبله فارسی سریال اکیا,عکس های سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,سریال خارجی سریال اکیا

زمان پخش سریال ترکی و جدید پر بیننده اکیا از جمعه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۱۰ پخش خواهد شد

این سریال ترکی یکی از گران‌ترین و پرهزینه‌ترین سریال‌های کشور ترکیه است و جوایز بسیاری را ربوده است.

به خاطر هزینه‌های بالای رایت این اثر، گفته می‌شود پای یک برند تازه در میان است و سریال را برندی به نام اکیا که تولیدکننده لوازم آرایش و پوست و موی اکیا است، تامین کرده است.

اکیا نام جدید کاراکتری در این سریال به نام نیهان با بازی نسلیحان آتاگول است.

یکی دیگر از بازیگران این سریال موفق، بوراک اوزچیویت است، بازیگر نقش کامران در سریال چکاوک و همچنین نقش بالی‌خان در سریال حریم سلطان.

 

kara sevda

خلاصه داستان سریال اکیا

سریال اکیا که این روزها به عنوان نسخه فارسی سریال کارا سودا یا در حقیقت عشق‌ سیاه تبلیغ می‌شود، ماجرای دوستی همسر امیر و دوست دختر سابق کمال است.

او دختر ویلدان که از خانواده‌ای ثروتمند و اوندر از خانواده‌ای متوسط است.او یک برادر دوقلو به اسم اوزان دارد.

او دختری شاد و بی پروا است.او با اینکه در یک خانوادهٔ ثروتمند بزرگ شده اما همیشه از زندگی پُر زرق و برق کمی دوری میکند.

در زمانی که او و کمال عاشق یکدیگر بودند و خیال ازدواج کردن داشتند،اوزان یک زن را میکشد .

او برای پنهان کردن این قتل،مجبور میشود با امیر کوزجواوغلو ازدواج کند و پیشنهاد ازدواج کمال را رد میکند،کمال فکر میکند اکیا بخاطر مادیات پیشنهاد ازدواج او را رَد کرده است،

به همین خاطر ناراحت می‌شود و قید استانبول را می‌زند. سال ۲۰۱۵ میشود و اکیا هنوز هم مثل روزهای اول عاشق کمال است و به امید اینکه روزی به کمال میرسد هر روز قوی تر میشود.

کمال برای کار کردن روی یک پروژه در شرکت امیر دوباره به استانبول بر میگردد و با بازگشت کمال به استانبول همه چیز دوباره آغاز میشود…

سریال: اُکیا |اوکیا| عشق سیاه| عشق بی پایان | Kara Sevda

کمال یک مهندس معدن جوان و فقیر است او برای به دست آوردن روزی خودش ، به همراه کارگرانش ، در اعماق زمین در حال تلاش و جدال است .

کمال فقیر است ولی غرور زیادی داره . یک روز دختری به اسم اکیا ( نیهان ) رو از خطر غرق شدن نجات میده . به این ترتیب با او آشنا میشه و زندگیش تغییر میکنه . و بعد از مدتی با اتفاقاتی برای برادر اکیا (نیهان) می افتد اکیا (نیهان) از روی اجبار و برای نجات برادرش مجبور میشه با امیر کسی که دوستش ندارد ازدواج کند بعد از این اتفاقات زیاد کمال مجبور به ترک استانبول میشه و در جایی دیگر ، در یک معدن مشغول به کار میشه و وقتی برمیگرده به استانبول به دنبال انتقام از عشق گذشته خودش که ازدواج کرده اکیا (نیهان) می افتد و ماجرای عشق بین این دو نفر و همسر اکیا (نیهان) ماجرا و داستان زیبایی را به ثمر میرساند

فصل اول این سریال اواسط سال ۲۰۱۶ به پایان رسید و هم اکنون از شبکه استار ترکیه فصل دوم این سریال در حال پخش است.

 

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

سریال اکیا | خلاصه قسمت اول تا اخر Kara Sevda,فانجو, دانلود,دانلود فیلم,دانلود فیلم با لینک مستقیم,جدیدترین فیلم ها,بهترین فیلم ها,دانلود فیلم با سرعت بالا,دانلود سریال,دانلود سریال دوبله فارسی Kara Sevda قسمت اخر,Kara Sevda,دانلود مستقیم سریال دوبله فارسی Kara Sevda قسمت اخر,دانلود رایگان و مستقیم سریال دوبله فارسی Kara Sevda,دانلود زیرنویس سریال دوبله فارسی Kara Sevda,خلاصه سریال دوبله فارسی خارجی Kara Sevda قسمت اخر,نقد سریال دوبله فارسی Kara Sevda,عکس های سریال دوبله فارسی Kara Sevda قسمت اخر,سریال خارجی Kara Sevda,دانلود سریال,دانلود سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,سریال اکیا قسمت اخر,دانلود مستقیم سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,دانلود رایگان و مستقیم سریال دوبله فارسی سریال اکیا,دانلود زیرنویس سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,خلاصه سریال دوبله فارسی خارجی سریال اکیا,نقد سریال دوبله فارسی سریال اکیا,عکس های سریال دوبله فارسی سریال اکیا قسمت اخر,سریال خارجی سریال اکیا,download serial Kara Sevda part اخر,Download new movie Kara Sevda,Download movie Kara Sevda part اخر,Download Kara Sevda خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی عشق سیاه + بیوگرافی بازیگران ،kara sevda, فان جو, آخر سریال ترکی عشق سیاه چی میشه ؟,آخر سریال ترکی کارا سودا kara sevda چی میشه ؟,سریال کارا سودا با زیرنویس فارسی,دانلود سریال ترکی عشق سیاه,عشق سیاه دوبله, خلاصه داستان سریال عشق سیاه, داستان قسمت آخر سریال عشق سیاه, فصل دوم سریال عشق سیاه, بازیگران سریال کارا سودا, قسمت آخر سریال کارا سودا, سریال عشق سیاه, سریال عشق سیاه دوبله,kara sevda

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی عشق سیاه + بیوگرافی بازیگران ،kara sevda, فان جو, آخر سریال ترکی عشق سیاه چی میشه ؟,آخر سریال ترکی کارا سودا kara sevda چی میشه ؟,سریال کارا سودا با زیرنویس فارسی,دانلود سریال ترکی عشق سیاه,عشق سیاه دوبله, خلاصه داستان سریال عشق سیاه, داستان قسمت آخر سریال عشق سیاه, فصل دوم سریال عشق سیاه, بازیگران سریال کارا سودا, قسمت آخر سریال کارا سودا, سریال عشق سیاه, سریال عشق سیاه دوبله,kara sevda

خلاصه داستان قسمت اول سریال اکیا

خلاصه قسمت ۱۱۷ سریال اکیا

عامر و اوزان بدون بازداشت میان بیرون اما هنوز بی گناهیشون ثابت نشده و وکیل میگه باید یه دلیل دستمون باشه تا بتونیم بی گناهی شمار و ثابت کنیم عامر هم به زینب پیام میده : باید ببینمت کمال هم به آسو میگه تو یه چیزې رو از مڼی پنهان مېکنیر و نمپگی ننگرانې حقی نباش من کنارتم میخوالی دنیبال نی بگردم پیداش کنم … اسو: نه نیازی لیست عموم هر موقع لازم باشه برمیگرده و کمال هم میگه امروز سره کار نریم و فیلم نگاه کنیم دو ساعتی از همه چی دور باشیم واسو عامر رو میبینه که از دور داره نگاهش بیکنه … شکر میکنه که جای اون نو شرکت بودہ اکیا میگه اینکارو برای تو نکردم و زینب به عامر پیغام میدہ کجاوباید ببینمت و عامر جواب میدہ : از خونه برو بیرون خبر میدم … اکیا شک میکنه و زینب رو تعقیب میکنه … عامر با زینب تور رستوران بودن و زینب میپرسه چرا ننو اینجا – خواستیں؟ عامر:اپان بچه تو واقعا ماله منه؟ زینب : چیکار میخوای بکنی اگه از تو باشه میخوای به زور سقطش کنی؟ عامر: هنوز تصمیم نگرفتم دارم فکر میکنم اون بار که ناتموم موند و بعدش حالتهای عاشقانات بادم اومد میخوام مطمئن بشم… چی؟ عامر از عشقی که به من داری از صداقتت و ازش میخواد آسورو بیارہ پیشش و اونم به بچه کاری نداشته باشه زینب هم میگه باشه ولی منم ازت میخوام به کاری بکنی که در و دست عامر رو میگیرہ میذارہ رو شکمش

– :بر میگه پسرتون اکیا میبینه و میگه خدای من بچه از عامره … اسو با کمال فیلم دلیبال رو نگاه میکردن که زینب به آسو پیام میده امشب ببینمت و اسو هم قبول میکنه و کمال به زهیر میگه امشب حواست به اسو باشه و ادرس جایی که قرار دارن با زینب رو به زهیر میده و زینب بازشو عذر خواهی میکنه میپرسه چرا عذر خواهی میکنی که عامر میاد و بهش میگه چون تورو به عامر به اسو میگه زینېی که برادرش رو فروخته توړو نمیفروشانترس میخوام ببرمتِ جایی واسو رو سوارہ ماشین میکنه و میبرتش تو به کارخونه متروکه… و زهیر به کمال خبر میدہ کمال میاداکیا هم تعقیبشون میکنه وقتی عامر میخواسته اسو رو بکشه کمال میرسه و اسو میگه زینب از عامر حاملست و دادا

خلاصه قسمت ۱۱۸ تا ۱۲۱ سریال اکیا


کمال بعد از اینکه آسو گفت زینب از عامر حامله ست از عامر پرسید تو به خواهره من دست زدی؟اعامر:تهمته و دروغه دخترای دهاتی نظره منو جلب نمیکنن وکمال بهش حمله کرد و گفت میکشمت اما اکیا به عامرگفت راه بیوفت بریم که اسلحه افتاد و کمال اونو برداشت وگرفت سمت عامر و گفت آسو بگو واقعیت داره اگه به خواهرم دست زده باشی همینجا دفنت میکنم ..عامر:برای یه افترا کثیف میریم تو صفحه روزنامه..کمال:خفه شو آسو بگو ..آسو : اکیا گفت اون شک کرده بچه از عامره..اکیا:تو چطوری میتونی این حرف رو بزنی؟ اسو: دروغه من دیدم با زینب بحث میکردین از زینب نی می پرسیدی بچه مال کیه؟
خودت تعریف کن ..کمال:اکیا همه چی رو بگو همه حقیقتی که میدونی رو بگو به خواهرم تهمت زدی؟ در مقابل برادرت و
خواهرم؟اکیا:بله به نظرت عادلانه نیست تو برادرم و اذیت کردی منم خواهرتو چرا اذیت نکنم؟ و کمال و آسو از اونجا میرن و تو ماشین کمال :اسو برای من همه چی رو از اول تعریف کن ..آسو:اکیا این کارو کرد جلوی چشمم وانمود کرد زینب و عامر با هم رابطه دارن و مسیج رو که به زینب داده بوده به کمال نشون میده و میگه خودت ببین (اکیا خیلی عصبانیه هدفش تویی مواظب باش و خودت رو برای همه چی اماده کن اجازه نده برادرت ناراحت بشه) ..کمال:زینب برای همین خواست باهات حرف بزنه؟آسو :بله ..کمال:عامر اونجا چیکار داشت؟آسو:من خواستم بیاد تا رو در رو بشن و هر دو انکار کردن و زینب رفت ..کمال:چرا تو رو برد اونجا که تنهایی حرف بزنید؟ آسو:منو تهدید کرد که کسی نباید این موضوع رو بفهمه ..کمال:آسو ممکنه بین زینب و عامر چیزی باشه؟ چرا خواسته ساکت باشی؟آسو:نه اینطور نیست نمی خواست قضیه کش پیدا کنه ..کمال: با گذاشتن اسلحه رو سرت؟آسو:برای من اسلحه نکشید..کمال:چرا من از چیزی خبر ندارم ؟ تو میگی اکیا تهمت زده؟آسو:نمی خوای باور کنی نه؟ ..کمال:شاید اینو گفت تا عامر رو نکشم ..آسو:میخوای باور کن میخوای نکن همه چی مشخصه اکیا برای اینکه دلت رو بسوزونه از زینب استفاده کرد …کمال:اسو فکر تو برام مهمه شاید به هر کسی شک کنم اما به صداقت تو نه بین عامرو زینب رابطه ای هست بنظرت؟آسو:نه این تهمت کثیفه اکیاست.کمال به زینب زنگ میزنه میگه بیا خونه من و همین الان از اون خونه بیا بیرون
کمال به آسو میگه چرا به من نگفتی تا شنیدی باید می گفتی ..آسو:اگه تو جای من بودی اول سعی نمیکردی بفهمی حقیقت داره یا نه من فقط خواستم ازت محافظت کنم ..کمال:آخ که وقتی آدما میخوان از عشقشون محافظت کنن بیشتر عذابش میدن
عامر تو ماشین به اکیا:اون ادم برای دومین بار رو شوهرت اسلحه کشید تو هم بخاطره اون داری کناره من گریه می کنی؟ اکیا:حقته ..اعامر:تو هنوزم به من و زینب شک داری؟ من با اون دختر چیکار میتونم داشته باشم؟ارائه از کانال رسمی اکیا
اکیا:نمیدونم دنبال دلیلش هستم ..عامر:آسو هم شده فرشته نجات خانواده سویدری و از من حساب پس میگیره…عامر:جوابشو دادی حداقل نه؟عامر:من کاری نکردم که نتونم جواب بدم ..تاند هم مقدمات ازدواج رو فراهم میکنه اما بانو مخالفت میکنه و میگه اگه اون جنایت مشخص بشه چی ترس از زندان رفتن تو دارم من میترسم ازدواج کنم و فرداش ازدستت بدم و کلا میگه بابت مرگ کارن نگرانه به عامر هم پیغام میده بابد ببینمت ..کمال زینب رو تحت فشار قرار میده و اونم میگه نه اینا بخاطره عصبانیت اکیا از یه طرف مادرش میگه بچه از صالحه اکیا هم میگه از عامره خسته شدم .. ارائه از کانال رسمی اکیا
کمال:دیگه تو اون خونه نمیری و اینجا میمونی و اوزان میاد و کمال موضوع رو بهش میگه که اکیا میگه این بچه از عامره و اوزان هم میره سراغ اکیاو عامر میبرتش و بهش میگه
معلوم نیست این توهین به منه یا زنت ..اوزان:اون بخاطره عصبانیتش از کمال داره ما رو اذیت میکنه ..عامر:میری و زینب رو بر میگردونی تو شوهرشی ..اوزان :داداشش نمیذاره زینبم به غرورش برخورده ..عامر:میتونید دور از همه برای خودتون زندگی کنید..اوزان:تا و قتی محاکمه نشم جایی نمیتونم برم ..عامر:بله دست کمال سویدری درد نکنه ..اوزان:راه دیگه ای دارن فرار نمیکنم ته این موضوع رو در میارم و میره به زینب میگه تست دی ان ای باید بدی و کمال مخالفت میکنه و اوزان میگه من از زنم مطمئنم اما با جواب این تست میزنم تو صورت همه..کمال:اگه این تست رو قبول کنم یعنی قبول کردم که عامر به خواهرم دست زده… طوفان حقی رو پیدا میکنه و به اسو خبر میده که نزدیک خونه مژگان خونه گرفته اسو هم موضوع اونشب رو میگه و به طوفان میگه باید عجله کنی … ارائه از کانال رسمی اکیا
کمال میره کناره دریا و اسلحه رو میندازه تو آب و لیلا میاد پیشش کمال میگه: نمیتونم باور کنم اکیا چجوری اینکارو کرد؟لیلا:حتما یه دلیلی داره همیشه اینطوری بوده..کمال:این بار فرق داره شاید حق با توئه وقتشه که قلبمو برای یک نفره دیگه باز کنم ..لیلا:باید مطمئن باشی با عصبانیت نمیشه قلبت چی میگه اینو بگو …

عامر ب طوفان زنگ میزنه که مواظب آسو باشه آسو هم پیش طوفان بوده و قادر هم از عامر میپرسه تو برادرتو پیدا کردی؟ اگه فهمیدی کیه باید به من بگی عامرم میگه اگه پیداش کنم نماز میتشو باید خوند به گوشت میرسه .طوفان به آسو میگه بهم گفت تو خواهرشی ..آسو:دیگه نمیترسه و هر جا پیدام کنه منو میکشه باید اون فیلما رو پیدا کنیم طوفان تو خونه حقی دوربین کار گذاشته بوده و به اسو نشون میده .. طوفان تو خونه حقی دوربین گذاشت و آسو هم گفت باید اون فیلما رو پیدا کنیم ..
ارایه از کانال رسمی اکیا
صبح اکیامیاد پیش لیلا و لیلا بهش میگه :تو چیکار داری میکنی این کارا محافظت از کمال نیست تو داری به هر چه بینتونه خیانت میکنی داری خاطرات اونو ازخودت کثیف میکنی متوجهی رازهایی که من از تو میدونم چقدر داره سنگینی میکنه رو دوشم؟منو بین خودتون قرار دادی؟چرا اینکارو کردی؟چرا به زینب که اصلا کاره او نیست تهمت زدی اونم این کاره کثیف رو؟
ارایه از تنها کانال رسمی اکیا
میتونستی حقیقت رو بگی در مورده شکهایی که به زینب و عامر داری باید میگفتی به کمال اکیا این جیزایی که داری مخفی میکنی آوار میشه روت زیرش می مونی ..اکیا:هر کاری کنم بازم تموم نمیشه هر دومون داریم زیره عشقمون دفن میشیم ..لیلا:تو داری با متنفر کردنه کمال از خودت ازش محافظت میکنی؟ برای اینکه کمال نمیره داری خودتو میکشی با کمال حرف بزن ارایه از تنها کانال رسمی اکیا اکیامنم فکر میکنم باید از هم جدا باشید اما این فرق داره بذار بدونه به خواهرش تهمت نزدی بذار بدونه انتقام برادرت رو با خواهرش نمیگیری مگر نه کمال هر چی باهات داشته رو پاک میکنه باورت نمیشه درسته؟هر کاری بکنی کمال تو رو ول نمی کنه؟ هم زخمیش میکنی و هم اعتماد داری ولت نمی کنه

اما وقتی ولت کرد

متوجه میشی …اکیا بخاطره کماله ..لیلا:باشه درکت میکنم نتونستی و برگشتی و تصمیم تو بود اما کاری نکن که کمال ازت متنفر بشه تو الان داری اینکارو میکنی ..اکیا:کمال از من متنفر نمیشه هر کاری هم بکنم متنفر نمیشه ..لیلا:باهاش حرف بزن ماجرای امیر و زینب رو بگو اکیایی که تو قلب کماله نکش پشیمون میشی … عامر با زینب قرار میذاره و زینب میگه که اوزان تست پدری میخواد عامر هم میگه من درستش می کنم تست بده ادرس بیمارستان رو بهم بده تو میخوای از نیهان که تورو به این روز انداخته انتقام بگیری؟ یه کاری میکنیم هم تو راحت میشی و هم من …آسو میره که حقی رو ببینه و کمال زهیر رو میفرسته دنبالش اکیابه کمال زنگ میزنه و میگه کناره چاه ببینمت اما کمال تا دمه چاه میره و کارای اکیایادش میاد جلو نمیره. و میره سمته آدرسی که زهیر بهش میده میگه آسو اونجاست
بانو به عامر زنگ میزنه و میگه تانر حتما میخواد ازدواج کنیم عامر هم میگه یه کم صبر کن به داماد میخوام کسایی که از دست میده رو نشون بدم و بعد ازدواج کن..زینب هم که با عامر نقشه کشیده بودن به اوزان میگه نمیشه ده روز صبر کنیم و باید زودتر از اینجا فرار کنیم آسو میره پیش حقی و حقی میگه همه چیز رو تو نامه نوشته بودم چرا اومدی؟ آسو تو منو فروختی با یه نامه میخوای حلش کنی؟ منو قربانی کردی ..حقی:تو دلیل اتفاقی که برای مادرت افتاد شدی تو رو خیلی دوست دارم اما تو باری بودی رو دلم در واقع دلیل مرگ بودی ..آسو:تو یه شیطانی تنها فرقت با عامر و قادر اینه که ظالمتری …حقی:عامر تورو میکشه ..آسو:من باهاش توافق کردم و جونمو نجات دادم ..حقی:نباید توافق میکردی تو چیزی تو دستت نداری ..آسو:تو داری منم اومدم بگیرمشون ..کمال میاد دم خونه حقی و حقی بهش میگه بیا تو حرفایی دارم که باید بهت بزنم و به کمال میگه :من برای اینکه شما رو از دشمنام دور کنم ازتون دور شدم ..کمال:من جلوی همه خطر هایی که شما رو تهدید میکنه میپرم ..حقی:چون اینو میدونستم نگفتم کجا هستم خواستم روزهای آخره زندگیم ازتون دور باشم دیگه دنبال من نیاین اینو از جفتتون میخوام و این وصیتمه اگر میخوای کاری برای من بکنی آسو رو زیره بال و پره خودت بگیر و دست آسو و کمال رو میذاره رو هم و میگه دنبالم نیاین و زندگی خودتون رو بکنید باید خوشبخت بشید و جلوی دوست و دشمن نشون بدی کناره آسو هستی و میمونی و با اینکار کسی نمیتونه از طریق آسو منو پیدا کنه

حقی:زودتر با اسو ازدواج کن کمال اسو:عمو منو خجالت زده میکنید..کمال:تو هیچی برای خجالت کشیدن نداری ..حقی آسو رو میبوسه و میگه این آخرین خوبی من در حق تو بود .طوفان تو خونه حقی از گاوصندوق کارته یه هتل رو پیدا میکنه به آسو خبر میده …عامر با زینب و اوزان صحبت میکنه و در مورده فرارشون صحبت میکنه و میگه تو بری همه چی میوفته گردن من اوزانم میگه تو خوب میدونی چجوری خودتو نجات بدی عامر هم میگه به اکیایک کلمه نمیگی …شب رینب لیاس بچه ها رو میبینه کمال ازش میگیره و میندازه دور و زینب بهش میگه اکیا هیچوقت مادره بچه تو نمیشه اما مادره بچه عامرمیشه اون لایق عشق تو نبود ..تو هنوز اونو دوست داری اون بدترین تهمت رو به من زد وسط راه ولت کرد اکیا
از عامرطلاق نمیگیره و تو همچنان
ن میخوای عشق پنهونی با یه زن متاهل داشته باشی؟و کمال میگه بسه و میره کنار چاه و حلقه رو خاک میکنه و میگه الان تو هم مثل همه هستی و میره پیش آسو

عامر میره پیش اسو و فیلما رو میگه کجاست و باورت نمیکنم ..آسو:میخوای ریسک کنی؟عامر:جسارتتو دوست دارم خواهرم..آسو :خفه شو دیگه این کلمه رو به من نگو..عامر :منو لایق برادری نمیدونی؟ بچه که بودم به خواهر برادرا حسودی میکردم و میگفتم چه قشنگه یه دوست داری که همیشه برای بازی باهات هست فکر میکردم اگه خواهر داشته باشم خیلی خوب میشد حالا ما دشمنیم که کمال میاد پیش اسو و عامرپنهان میشه و کمال بهش میگه بشین اینجا . من برای هیچ چیزی نمیتونم بهت قول بدم تو میدونی تو قلب من چه خبره ..اکیا درونم ریشه کرده و این دونه تو درون من یه جنگل شده گاهی میخوام همه جا رو به آتیش بکشم ولی اون نمیسوزه من میسوزم بهت دروغ نمیگم اون تا آخرین نفسم با من میمونه مثله یه زخم یه درد تو نفس آخرم ولش میکنم (تا اخرین نفس با منه) آسو:چرا اینارو به من میگی؟.کمال:تا همه چی رو بدونی اکیا درون من تموم نشده و تموم نمیشه اما نمیتونم با اون باشم شاید باید یه کمال دیگه باشم تا این کمال رو عوض کنم میخوام یه چیزه دیگه بشه اگه یه همچین آدمی رو بخوای ..آسو:میخوام من هر چیزی تو بخوای میشم تمام عمرمو میدم که حتی یک روز منو دوست داشته باشی من خیلی دوست دارم کمال ..کمال:دوسته جونم میشی؟آسو:میشم ..کمال:خیلی راحت نیست ..آسو:نباشه من برای همه سختی ها آمادم فقط کافیه پیش تو باشم هر چه زودتر ازدواج کنیم ..کمال: میکنیم… کمال به آسو میگه بیا بریم خونه من ..آسو:اگه با تو بخوابم میام که کمال جا میخوره

و آسو میگه جا ندارید من بیام تو منو امشب خوشبخترین آدم کردی و کسی به من آسیب نمیتونه بزنه. وقتی کمال میره عامر به آسو میگه خواهرم داره عروس میشه البته اگه من اجازه بدم تو رو از من خواستگاری میکنه یا از بابام؟اگه کمال بفهمه تو کی هستی اگه بفهمه پشت این قیافه معصوم به اخاذه حیله گر هستش باهات ازدواج میکنه؟یه قاتل یه جنایتکار از دستش میدی هم برای زنده موندنت و هم برای بدست آوردن کمال باید هر چی داری رو به من بدی .. اکیا تو رویا میبینه که کمال اومده بهش میگه اومدم تا ببرمت هرگز ولت نمیکنم تو رو رهات نمی کنم خودمون رو ول نمیکنم و تو خواب حرف میزده که عامر بیدارش میکنه و میگه کمال داره با آسو ازدواج میکنه
اکیا میره سمت چاه و گریه میکنه و عامربغلش میکنه و دلداریش میده اکیا ضجه میزنه کمال از من گذشت
بعدن میره پیشه لیلا و کمال هم به خانوادش میگه این چهارشنبه میخواد با آسو نامزد کنه ..عامر به تانر میگه ته قضیه ای که برادرت راه انداخته به تو و زینب هم میرسه و زینب و اوزان از من خواستن تو فرارشون کمکشون کنم ..تانر:اوزان ممنوع الخروجه اگه فرار کنه یعنی قبول کرده که مقصره ..عامر:من بهشون گفتم نمیتونم کمکشون کنم چون جواب زنم رو نمیتونم بدم اما اگه اوزان فرار کنه و من کمکشون کنم زندگی خوبی خواهند داشت اگه دور باشن کمک میکنم من که ازاد میشم تو هم قبل از پرس و جو بیشتر داماد میشی تانر تو توی اینکار با من هستی؟تانر: من هر کاری لازم باشه میکنم فقط از اینکار تمیز بیام بیرون .. اکیا به لیلا میگه میدونستی کمال و آسو میخوان ازدواج کنن؟لیلا:چی؟ اسو و کمال میخوان ازدواج کنن؟تو از کجا میدونی؟اکیا:عامر گفت..لیلا:دروغ گفته تو حرف عامر رو باور میکنی و به کمال زنگ میزنه و فهیمه میگه لیلا خانم عروسی داریم و لیلااز کمال میپرسه تو میخوای با آسو ازدواج کنی؟ کمال:بله ..اکیاگریه میکنه و میگه:چه انتظاری داشتم ؟من حتی حق ندارم درد بکشم تقصیره منه و به شدت گریه میکنه … عامر پاسپورت های جعلی اوزان و زینب رو میده بهشون و میگه میرید اروپا و منم کارا رو ردیف میکنم و کسی رو پیدا کردم کمکتون کنه تا اکیا به من شک نکنه … عامر به آسو زنگ میزنه و میپرسه چیکار کرده اگه کاری رو که خواسته بکنه نامزدی سر میگیره اسو هم به طوفان میگه تا جهارشنبه اونا رو پیدا کن چون نامزدیه من و کماله و این چیزی رو برای تو عوض که نمی کنه و طوفان هم جا میخوره و میگه نه ..

خلاصه داستان  سریال اکیا قسمت ۱۲۲

خلاصه داستان  سریال اکیا قسمت ۱۲۳ تا ۱۳۰

 

در حال بروز رسانی

ادامه خلاصه داستان در همین مطلب قرار داده خواهد شد

برای دیدن خلاصه قسمت ۱ تا اخر اینجا کلیک کنید

قسمت آخر سریال اکیا + خلاصه داستان سریال ترکی اکیا

فان جو

پیشنهاد ما

تصاویر تئاتر جسدهای پستی در اصفهان

تصاویر تئاتر جسدهای پستی در اصفهان

تصاویر تئاتر جسدهای پستی در اصفهان تئاتر “جسدهای پستی ” به نویسندگی داریوفو و کارگردانی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *