خانه » سرگرمی » ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد 

ضرب المثل های قدیمی, مثل آباد,

ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد ، داستان ضرب المثل

 

این مثل در مورد افرادی گفته می شود که متکی به غیراند و به خداوند توکل ندارند.

 

در زمان قدیم پادشاهی بوده به نام اکبر، این پادشاه افراد چاپلوس و متملق را همیشه دور خودش جمع می کرد تا از او تعریف کنند. در اطراف قصر اکبر شاه همیشه گدایان زیادی به حمد و ثنای اکبرشاه مشغول بودند. در میان این گداها دو گدای نابینا به نام های قاسم و بشیر بودند. بشیر به خاطر اینکه چاپلوسی کرده باشد و پادشاه به او چیزی بدهد مرتب می گفته است:«اکبر بدهد.»‌ اما قاسم می گفته:«‌اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»

 

چون اکبر شاه افرادی را که از او تعریف می کردند و او را بخشنده می خواندند دوست می داشت، یک روز دستور داد یک مرغی بریان کنند و مقداری زر سرخ در شکم مرغ بگذارند و با مقداری برنج برای بشیر ببرند. بشیر که از همه جا بی خبر بود طمع بر او غالب شد و آن مرغ و برنج از گلویش پایین نرفت و آن را به دو ریال به قاسم فروخت. قاسم هم مرغ و پلو را برای زن و بچه اش به خانه برد. شب وقتی مشغول خوردن مرغ و پلو شدند زرهای سرخ را دیدند و شکر خدا را به جا آوردند.

 

به این منوال اکبر شاه چند روز پشت سر هم مرغی بریان همراه با زر سرخ برای بشیر می فرستاد و بشیر هم هر روز آن را به قیمت ناچیز به قاسم می فروخت. تا اینکه روزی باز گذار اکبر شاه به پشت قصر افتاد و دید بشیر این جمله معروف را تکرار می کند و می گوید: «اکبر بدهد.» قاسم هم می گوید: «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.» اکبر شاه تعجت می کند و بشیر را به قصر می طلبد و به او می گوید: « ای مرد، چند روز است که من برای تو مرغ بریان که شکمش پر از زر سرخ  بوده فرستادم. آنها را چه کردی؟ تو دیگر محتاج نیستی.»‌

 

بشیر بیچاره که تازه می فهمد چگونه آن همه زر سرخ را از دست داده، آه از نهادش بلند می شود و می گوید: « ‌ای قبله عالم، من آن مرغها را نخوردم و آنها را به قیمت ارزانی به قاسم فروختم.» اکبر می گوید: ‌« ای احمق، قاسم درست می گوید. اکبر کیست که بدهد؟ خدای اکبر بدهد.»‌ و او را از قصر بیرون می کند.

 

اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد, ضرب المثل, داستان ضرب المثل, ریشه تاریخی ضرب المثل, ضرب المثل اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد, مرغ بریان, ضرب المثل های قدیمی, مثل آباد, پادشاه, داستان پادشاه و گدا

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین

عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین عکس پروفایل کربلا ویژه اربعین   عکس پروفایل کربلا ویژه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *