خرید هاست و سرور مجازی _ جوان سرور
خانه » سینما » رضا عطاران: در کارهای من عشق همیشه وجود دارد

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان دستبند مغناطيسي پاوربالانس فقط 10 هزار تومان کیف محافظ ضدآب موبایل ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

رضا عطاران: در کارهای من عشق همیشه وجود دارد

رضا عطاران: در کارهای من عشق همیشه وجود دارد

رضا عطاران: در کارهای من عشق همیشه وجود دارد

گفتگو با رضا عطاران؛ بازیگر، کارگردان، نویسنده و تدوینگر ایرانی
رضا عطاران یک پدیده و یک برند است؛ چیزی شبیه به مهر استاندارد در یک کار تصویری که مخاطب با دیدن نام او با اعتمادی صددرصد وارد سینما می‌شود. او سال‌ها برای ساخت این برند تلاش کرده و بکر بودن محصول فکری خود را بارها به اثبات رسانده است. بسیاری از فیلمسازان و سریال‌سازها به شکلی مقلد او بوده‌اند و این خودش نشان می‌دهد عطاران در مسیری قدم برداشته که موفق عمل کرده است. او آدم عجیبی است که به سادگی شما را می‌خنداند؛ این حتی با امضای خاص و معنادارش در استفاده از توالت در کارهایش امکان‌پذیر شده و حالا سکانس‌های توالت او در آثارش به کلیشه محبوبی بدل شده که علاقه‌مندانش منتظرند در کارهای بعدی او به شکل جذاب‌تری تکرار شود.

او حتی چهره‌های جالبی را به سینما و تلویزیون معرفی کرده که شاید کسی باور نمی‌کرد از دل آنها بشود یک هنرپیشه استخراج کرد؛ احمد پورمخبر، حلیمه سعیدی و کودکی به نام نیکی نصیریان حضور امروزشان را در این عرصه مدیون رضا عطاران هستند. حتی برخی چهره‌ها با کارهای او رونق دوباره‌ای گرفته‌اند که سیروس گرجستانی و سوسن پرور از آن جمله هستند. آدم‌های کارهای او به خوبی در ذهن مخاطب حک شده‌اند و این موضوع اصلا اتفاقی نیست بلکه مهر تاییدی بر توانایی‌های خلاقانه اوست. به قول خودش وقتی کمال تبریزی حال خوشی نداشت و در مجلسی هرکسی سعی داشت او را بخنداند و موفق نمی‌شد، تنها با یک «سلام چطوری؟» ساده این کارگردان را از شادی لبریز کرد.

کلاهی که در جشن خانه سینما بر سر مریلا زارعی گذاشت، تصویر ماندگار جشن خانه سینما شد. به کارگردانی رامبد جوان در «ورود آقایان ممنوع» اعتلایی بخشید که مترادف ره صد ساله در یک شب بود. در تیتراژ «استراحت مطلق» به اصرار خودش نامش به عنوان سومین بازیگر نوشته شد تا نشان دهد فارغ از نام، به حضور حرفه‌ای نگاهی منحصر به فرد دارد. رضا همراه با همسرش، بی‌حاشیه‌ترین زوج هنری سال‌های اخیر را تشکیل داده‌اند و حلقه پرجمعیت دوستانش در عرصه هنر به دوستی با او افتخار می‌کنند.

گفتگو با رضا عطاران, بازیگر, کارگردان, نویسنده و تدوینگر ایرانی, خنداندن به شیوه عطارانی, سینما و تلویزیون,کمدی,کارگردان‌های متحول کننده, طنز, هنر, زوج هنری

زاویه دید من

هرکسی در مورد هر ماجرایی نگاه خاص خودش را دارد. کسی نمی‌تواند نگاه شما را نسبت به چیزی یا کسی صددرصد بفهمد. این نباید باعث رنجش ما بشود. هرکسی هم می‌تواند مخالف نظر ما را داشته باشد. این یعنی من به موضوعی که فیلمش را می‌سازم نگاه خودم را دارم؛ حالا ممکن است عده‌ای آن را نپذیرند یا عده‌ای آن را دوست نداشته باشند اما خوب است به نگاه هم احترام بگذاریم. من دوست دارم مخاطب بیشتری داشته باشم اما نمی‌توانم همه سلیقه‌ها را راضی نگه دارم. همه از من انتظار سریال‌هایی مانند کارهای قبلی‌ام را دارند اما من هم دغدغه‌های خودم را دارم؛ گاهی هم باید خودم را راضی نگه دارم.

نگاه به توانایی بازیگر

کارگردان باهوش کسی است که روی نقطه قوت بازیگرانش تکیه کند. اگر من در یک مجموعه یا فیلم سینمایی بازیگرهای کارم را براساس توانایی‌شان انتخاب کنم قطعا توانایی کلی کارم در جذب مخاطب بیشتر می‌شود. بعضی به من می‌گویند از بعضی از بازیگران فقط در یک نقش خاص استفاده کرده‌ام ولی من می‌گویم مثلا وقتی خانم امیرجلالی خوب عصبانی می‌شود چرا نباید به این پتانسیل او توجه کنم و بخواهم نقطه مانورهای دیگری برایش بگذارم؛ البته نه اینکه فقط همان یک کار را از آن بازیگر بخواهم اما می‌دانم کجاها می‌توانم روی توانایی آن فرد تشدید بگذارم. وقتی خودم هم بازیگر یک فیلم هستم دقیقا همین اتفاق از سوی کارگردان برای من هم رخ می‌دهد.

ترس از خنده تماشاگر

خیلی سخت است در کارهایی مثل «دهلیز» بخواهم نگاه تماشاگر را نسبت به خودم عوض کنم اما دوست دارم این کارها را انجام دهم و خودم را محک بزنم؛ مثلا در «اسب حیوان نجیبی است» کمی لهجه گرفتم اما نه به شکلی که بخواهم با آن نقش را شیرین‌تر کنم، بلکه می‌خواستم متفاوت و باورپذیر بشود. اینکه مخاطب در یک نقش و کار جدی با دیدن من خنده‌اش بگیرد، شاید در ابتدای کار طبیعی باشد اما به مرور درک می‌کند که این فضا یک فضای متفاوت است. حالا ممکن است جایی مانند ردکارپت یا استراحت مطلق توی ذوق مخاطب بخورد که چرا این عطاران آن عطاران همیشه کمدی نیست.

کارگردان‌های متحول کننده

بخشی از اینکه یک بازیگر یک‌باره مورد توجه واقع می‌شود، به تغییر مسیرش برمی‌گردد که گاهی این تغییر از سوی یک کارگردان با نگاه متفاوت نشأت می‌گیرد. برای خود من کار با داوودنژاد و کاهانی این تغییرات را ایجاد کرد. داوودنژاد شکلی متفاوت از توانایی من در کمدی را با «هوو» کشف کرد و کاهانی با «اسب حیوان نجیبی است» انگار کالبد تازه‌ای را در من پیدا کرد. اینکه شما در طول کارتان با چه آدم‌هایی روبه‌رو می‌شوید در سرنوشت کاری شما تاثیر خواهد داشت. این اتفاق شاید با سامان مقدم هم برای من بیفتد یا با محسن تنابنده. . .؛ هرچند در «نهنگ عنبر» و «گینس» این دو کارگردان تغییر عمده‌ای در سبک بازی من ایجاد نشد ولی کل کارها یک مجموعه کاملا متفاوت است.

ظرافتی شبیه زندگی

عبدالرضا کاهانی خیلی خوشفکر است و من از همکاری با او احساس خیلی خوبی دارم. نگاه او به کار این است که ظرافتی شبیه زندگی داشته باشد؛ برای همین در فیلم‌های او خیلی راحت بودم. انصافا نقش‌هایی هم که به من پیشنهاد داد در کنار داستان کارهایش خیلی متفاوت بودند و بعد از پایان کار خیلی خوشحال بودم.

خنده‌ای از سر تلخی

زمانی فکر نمی‌کردم برای فضای کارهای کاهانی مناسب باشم اما شکل و ساختار کار او را دوست داشتم. چیدمان آدم‌ها در کارهای او به شکل عجیبی درست اتفاق می‌افتد و یک زنجیره به هم پیوسته هستند که هر کدام در جای خودشان حکایت مستقل خودشان را دارند. اتفاقا همه آنها نیز جذاب هستند؛ یعنی شما دقیقا نمی‌دانید دوست دارید کدام را بازی کنید چون هر کدام یک جذابیتی بکر برای خودشان دارند. بعد از «هیچ» بود که حس کردم کاهانی موقعیت طنز را به خوبی می‌شناسد و می‌داند چطور در تلخ‌ترین لحظات، خنده ایجاد کند، همان چیزی که من در کارهایی مثل «ترش و شیرین» به آن توجه داشتم.

ترفند ساده خنداندن

در این سال‌ها یاد گرفته‌ام برای ایجاد تاثیر لازم حال چه خنده، چه غم، چه ترس و. . . شما نیاز به ابزار متعددی ندارید و با یکسری امکانات ساده می‌توانید به آنها برسید. حتما دیده‌اید که یک نفر چقدر یک جوک را خوب تعریف می‌کند ولی این دلیل نمی‌شود که او نسبت به آدم‌های دیگر درآمد بیشتری دارد یا لباس فاخرتری می‌پوشد، بلکه او بلد است چطور از توانایی‌اش یعنی لحن و گفتار استفاده کند. شما باید بلد باشید از ابزاری که در اختیار دارید خوب استفاده کنید. اتفاقا تاثیری که سادگی یک موضوع روی مخاطب می‌گذارد بیشتر از شلوغ کاری است. شما در جمع دوستان‌تان به ساده‌ترین خاطره‌ای که هزار بار تکرار کرده‌اید می‌خندید؛ پس مهم این است بستر مناسبی را آماده کنید بعد ابزار را به درستی به کار‌گیرید.

در خدمت تیم و پروژه

من در هر جایگاهی که قرار می‌گیرم فقط به همان مقوله فکر می‌کنم؛ یعنی اگر قرار باشد جایی فیلمبردار باشم و قبلا سابقه فیلمبرداری داشته باشم فقط به آن کار فکر می‌کنم. اگر در جایگاه فیلمبردار باشم گرچه تجربه کارگردانی هم دارم اما دیگر کارگردان نیستم. هر فیلمی با تفکری خاص ساخته می‌شود که تفکر حاکم بر فضای آن کار است. من اگر می‌پذیرم در پروژه‌ای باشم نسبت به آن وظیفه‌ای که قبول کرده‌ام احساس مسوولیت می‌کنم و لازم نیست نشان دهم که از کارگردانی، بازیگری، نویسندگی، تدوین و موسیقی سردرمی‌آورم و فقط سرم به کار خودم است. اگر ایده‌ای داشته باشم آن را در کار خودم استفاده می‌کنم نه اینکه آن ایده را به دیگران تحمیل کنم. البته اگر نظر مرا بخواهند حتما به آنها مشورت می‌دهم.

همکارانی به نام شترمرغ

بازی در فیلمی مانند «گینس» برای من مانند یک تجربه‌ای متفاوت بود. اصلا کار کردن با حیوانات یک تجربه سخت و متفاوت است. اینکه این موجودی که اساسا زبان تو را نمی‌فهمد اما بخش مهمی از سکانس را تشکیل می‌دهد واقعا یک موضوع عجیب است. صحنه‌هایی بود که حتی شترمرغ‌ها هم در آن صحنه‌ها راکور داشتند و کوچک‌ترین تغییری می‌توانست کل سکانس را عوض کند. در این زمان شما باید در سریع‌ترین فرصت بهترین نتیجه را بگیرید؛ یعنی هم سریع باشید و هم صحیح کار کنید. من این تجربه را در «ردکارپت» به شکل دیگری داشتم. آنجا هم موقعیتی بود که می‌توانست با یک اشتباه از بین برود. در این کارها شما میزانسنی دارید که همان لحظه خلق می‌شود و ممکن است ایده‌ای که در ذهن دارید اصلا به آن شکلی که فکر می‌کردید انجام نشود.

رضا عطاران


سینما، مطمئن‌ترین رسانه
به نظرم سینما جایگاه مطمئن‌تری است، تلویزیون با این همه سلیقه‌های مختلف و ممیزی‌هایی که همراهش است، آن هم در شرایطی که ماهواره رقیب قدرتمندی برایش شده به سختی می‌تواند مردم را نگه دارد. کارهای ویدئویی هم چیزی نیست که من دوست داشته باشم؛ مثلا تجربه «قلب یخی» را فقط به خاطر سامان مقدم قبول کردم چون آن شکل کارها مشکلات خودشان را دارند اما سینما این فرصت را به شما می‌دهد که روی سوژه‌های بیشتری تمرکز کنید و در وقت معینی تمام خلاقیت خود را نشان دهید که خودش نه تکرار به دنبال دارد نه دلزدگی مخاطب.

همراهی شوخی و جدی

خیلی به این فکر نمی‌کنم که قرار است چند سال بعد چه کاری انجام دهم. ایده‌ها شکل می‌گیرند و آن ایده‌ای را که بهتر باشد و امکانش هم فراهم شود عملی می‌کنم. گاهی هم لابه‌لای آنها از پیشنهادهای خوب بازیگری استقبال می‌کنم. نمی‌خواهم فقط محدود به کارگردانی شوم؛ حتی به این فکر نکرده‌ام که چه نقش‌هایی را بازی کنم، بهتر است. فقط کافی است نقش متفاوت باشد. شاید یکی از آنها نقشی بوده باشد که آن را واقعا دوست داشته باشم و همیشه منتظرش بودم.

دوست دارم در بازیگری، کارگردان‌های دیگر این را کشف کنند که برای چه نقش و کاری مناسب هستم. من در کارگردانی دنبال این هستم که قصه‌هایی را که دوست دارم به تصویر بکشم که الزاما فقط به شکل طنز نیستند؛ حتی ممکن است در سینما خیلی جدی‌تر هم باشد اما همیشه چیزهای شیرینی از من در کارهایم خواهد بود. به نظرم کار طنز و جدی از هم دور نیستند که نتوان آنها را در یک فضا همزمان داشت؛ درست مثل زندگی که گاهی در یک لحظه بد می‌تواند اتفاق بامزه‌ای رخ دهد یا به‌عکس در اتفاقی در اوج خنده همه چیز رنگ جدی و تلخ به خود بگیرد.

کشف موقعیت طنز

فکر می‌کنم آدم‌هایی که فیلم می‌سازند دو دسته هستند؛ آنهایی که الهام می‌دهند و آنهایی که الهام می‌گیرند. من نمی‌دانم چه تعداد از کارهایی که در این سال‌ها ساخته‌ام الهام‌دهنده بوده اما می‌دانم خودم به‌شدت الهام‌پذیر هستم و از دیگران نکته‌برداری می‌کنم. قسمتی از شوخی‌ها و موقعیت‌های طنزی که در کارهایم هست ذاتی است اما بخش عمده‌ای از آنها به خاطر نگاهم به اطرافم است. من خیلی این طرف و آن طرف می‌روم و زیاد هم به پیرامونم اهمیت می‌دهم. کلی از اتفاقاتی که در کنار ما رخ می‌دهند با کمی موقعیت‌سنجی در یک داستان تبدیل به موقعیت خنده می‌شود. سعی من این است که از زاویه کاریکاتوری آن هم از شکل تصویری به آن موقعیت نگاه کنم.

زندگی شوخی نیست !

زندگی مخلوطی از همه‌چیز است اما شوخی نیست. به نظرم جدیت زیاد هم خودش کمیک می‌شود؛ باید همه چیز را آن‌طور که هست، دید و پذیرفت. آدم‌هایی که خیلی پیچیده به همه چیز نگاه می‌کنند شما را دچار حیرت می‌کنند؛ این حیرت خودش یک مقابله کمیک ایجاد می‌کند؛ مثلا تا به حال پیش آمده مقابل یک نفر بایستید و او طوری محکم درباره عقاید عجیب فلسفی حرف بزند که شما چیزی از آن نفهمید؟ این خودش یک شوخی است اما قصد هیچ‌کدام از شما دو نفر مسخره کردن دیگری نیست.

زیاده‌روی و حالت کمیک

به نظرم آدم‌هایی که در رفتارشان زیاده‌روی می‌کنند، حالت کمدی پیدا می‌کنند. گاهی من می‌خواهم ساده بودن کاراکتری را نشان دهم اما تعبیرش در نظر مردم یک آدم قالتاق می‌شود و گاهی هم برعکس است؛ طرف خیلی رند است اما به نظر مردم آدم مفلوکی می‌آید. پس بستگی به نگاه و برداشت مخاطب دارد.

من خودم هستم!

اگر منظور از تکرار این باشد که همیشه یک رضا عطاران را می‌بینید، بله درست است چون فقط من هستم و خودم را که نمی‌توانم تغییر بدهم. قسمت زیادی از فیزیک من همیشه در نقش‌هاست. ادعا نمی‌کنم کاراکترهایم خیلی متفاوت هستند اما می‌توانم بگویم که تکراری هم نیستند. من همواره گوشه‌ای از آدم‌ها را نشان می‌دهم؛ این آدم‌ها همه جامعه که نیستند ولی همیشه سعی کرده‌ام در کارهایم فضای زندگی وجود داشته باشد.

رضا عطاران


رقابت خودم با خودم!
حرفه ما برای رقابت ساخته نشده است و من هیچ‌وقت این‌طور نگاه نکرده‌ام که رقیبی دارم. تنها رقیبم خودم هستم که باید از کارهای قبلی‌ام بهتر باشم. در این بین خیلی از همکاران قدیمی من بوده‌اند که آنها هم سبک کاری خودشان را پیدا کرده‌اند و خیلی هم موفق بوده‌اند. مهران مدیری یکی از این افراد است. او خیلی خوب کارش را بلد است و آدم خوشفکری است و نان دلش را می‌خورد.

مرز بین خیال و زندگی

بازیگری برای من کاملا جدی است و با تمام عشقم روی آن کار می‌کنم؛ یعنی اگر عشقی نباشد شما تمایلی برای کار با وجود این همه مسائل حاشیه‌ای نخواهید داشت. سینما برای من فرصتی تمام‌نشدنی است تا یک مرز بین خیال و زندگی واقعی قائل شوم و بخواهم از تکرار خودم جلوگیری کنم.

حس خوب و بد جایزه

جایزه گرفتن حس خوبی دارد و مهم‌تر اینکه شما احساس می‌کنید توانسته‌اید به بخشی از هدفی که داشته اید برسید. هیچ کس از اینکه مورد تقدیر قرار بگیرد بدش نمی‌آید و وقتی جایزه‌ای به کسی می‌رسد روی آن آدم حساب ویژه‌تری باز می‌کنند. البته گاهی برای آنکه به چیزی یا کسی توجه کنیم باید او را در بوق و کرنا کنیم و این واقعا ناراحت‌کننده است که سال‌ها کار کنید و آنجاکه انتظار توجه دارید از شما دریغ شود. خیلی‌ها بدون جایزه هم موفق هستند و کارشان را هم بلدند اما گاهی چیزهایی هست که معیاری جز سلیقه ندارد.

ماجرای عشق عطارانی

در کارهای من عشق همیشه وجود دارد، اصلا مگر کسی هست که عشق را قبول نداشته باشد. عشق در کارهای من کلیت نبوده ولی یکی از مقوله‌های داستان‌هایم است. من کارهای اجتماعی می‌سازم که عشق هم به اندازه کافی در آنها هست و گاهی نقطه عطف داستان می‌شود. من در واقع عشق را در یک موقعیت خاص از داستانم خرج می‌کنم. عشق من هم رضا عطارانی است. من از خیلی از احساسات مختلف نوع مخصوص خود را دارم. تمام زندگی ما تقلید است و حداقل باید در احساسات، خودمان باشیم.

کشتی با زندگی

من با زندگی کشتی نمی‌گیرم! در دهه پنجم زندگی‌ام هستم. نگاهم به زندگی عوض شده و معیارهایم متفاوت از قبل است اما همیشه معتقد بودم بلندپروازی‌هایم نباید خارج از توانم باشد. به پول ارادت دارم اما بنده آن نیستم. من هم یکی از آدم‌های همین شهر هستم که برای خانواده‌ام رفاه می‌خواهم و فرصتی که بتوانم کاری را که دوست دارم بدون دغدغه انجام دهم.

زندگی شلوغ بازیگرها

بازیگرها به دلیل داشتن زندگی شلوغ نیاز به مدیریت ویژه‌ای دارند اما همه چیز دست خود بازیگر نیست چون در حرفه ما همه چیز در هم گره خورده است؛ مثلا شما را برای ساعت ۸صبح آفیش می‌کنند اما در اتاق گریم می‌مانی، ساعت ۱۲ می‌شود و هنوز جلوی دوربین نرفته‌ای. با این اوصاف دیگر به فکر یکسری چیزها که اتفاقا خیلی هم مهم هستند نمی‌افتی؛ چه برسد به اینکه آنها را عملی کنی.

درک بالای همسرم

من دوستان زیادی دارم اما رفت و‌ آمدهایم خیلی محدود است. کمتر با دوستانم جایی می‌روم و سفرهایم هم خانوادگی است؛ البته نه به این معنا که گوشه‌گیر هستم، اتفاقا خیلی هم اجتماعی هستم ولی نسبت به دیگر بازیگران رفت‌وآمد کمتری با دیگران دارم. یکی از خوبی‌های همسرم این است که بسیار زیاد مرا درک می‌کند و جایی که لازم است، مرا تنها می‌گذارد تا دوباره خودم شوم و از حس تنهایی‌ام برگردم. البته اصلا اهل فلسفه‌بافی نیستم.

غذا برای زنده‌ماندن

غذا خوردن برای من یک موضوع دردسرساز شده است. همسرم خیلی به این مساله اهمیت می‌دهد اما من نه؛ یعنی نمی‌شود. او نباشد من اصلا گاهی فراموش می‌کنم که باید غذا هم بخورم تا زنده بمانم. با تمام این اوصاف بازیگری را انتخاب کردم چون دوستش دارم و برایم سخت نیست. بازیگری تاثیرش را در زندگی‌ام می‌گذارد و برایم جایگزینی ندارد.

بله، تنبل هستم!

در اینکه به نظر تنبل می‌آیم یا جاهایی این موضوع را عنوان کرده‌ام باید بگویم خیلی وانمود نیست. من کمی دیر به حرکت درمی‌آیم و اصلا حس انجام بعضی کارها را ندارم یا اینکه سعی می‌کنم برای برخی کارها جایگزین راحت‌تری پیدا کنم. گاهی تصمیم می‌گیرم ورزش را خیلی جدی شروع کنم ولی نمی‌شود چون زمان‌بندی کارهایم گاهی آنقدر پیچیده می‌شود که نمی‌توانم هیچ‌کاری انجام دهم. گاهی تا ساعت ۹ شب سر فیلمبرداری هستم و فرصتی برای کارهای دیگر نمی‌ماند. البته این هم خودش نوعی فعالیت فیزیکی است.

رضا عطاران

داشته‌ها و نداشته‌ها

اینکه بعضی اوقات همه ما احساس می‌کنیم مورد بی‌عدالتی قرار گرفته‌ایم، طبیعی است؛ مثلا فکر می‌کنیم اگر قرار بود همه چیز به اندازه مساوی تقسیم شود، قطعا حق ما بیشتر این چیزی است که الان داریم. البته این نگاه شخصی و قضاوت شخصی ماست وگرنه شاید اصلا این‌طور نباشد. ما همیشه هنگام قیاس کردن خودمان، کمبودها و نداشته‌های‌مان را می‌بینیم و به داشته‌های‌مان توجهی نمی‌کنیم.

مسوولیت درقبال مردم

شما در هر جایگاهی که هستید اگر با مردم سروکار دارید باید به این مساله توجه کنید که در قبال آنها مسوولیت دارید. این می‌تواند حتی به اندازه یک لبخند و یک سلام و احوالپرسی با همسایه‌تان باشد یا کارگردانی که باید برای نیاز جامعه‌اش کاری کند که آنها را سرگرم کند، چیزی به آنها اضافه کند، آنها را متوجه موضوعی کند، آنها را شاد کند یا حتی گاهی احساساتشان را به قلیان درآورد. وقتی مردم متوجه این شوند که شما به نیاز آنها توجه می‌کنید قطعا با شما همراه خواهند شد.

لذت از زندگی جاری

من از زندگی لذت می‌برم چون جریان سیالی دارد؛ خیلی وقت است به این نتیجه رسیده‌ام که زندگی گذراست و چیزی در این دنیا ماندگار نیست. همین حالا همه به واسطه اتفاقی شما را به یاد دارند اما خیلی راحت چند وقت دیگر در حافظه‌شان جایی ندارید. البته این موضوع، هم می‌تواند ناراحت‌کننده باشد و هم خوشحال‌کننده؛ چرا که وقتی این‌طوری به دنیا نگاه می‌کنید همه چیز نسبی می‌شود و با نگاه نسبی دیگر چیزی صددرصد شما را خوشحال یا ناراحت نمی‌کند.

به آدم ها خوب نگاه می کنم

من آدم کنجکاوی هستم اما این حس را با سوال کردن برطرف نمی‌کنم؛ یعنی سعی می‌کنم به آدم‌ها و رفتاری که دارند خوب نگاه کنم. وقتی به زندگی جاری کنار خودتان نگاه می‌کنید متوجه می‌شوید که چقدر سوژه برای کار کردن وجود دارد و چه اتفا‌ق‌هایی می‌تواند روایت داستانی پیدا کند./ مجله زندگی ایده آل

 

رضا عطاران: در کارهای من عشق همیشه وجود دارد

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

زندگینامه ستاره حسینی | عکس های اینستاگرام ستاره حسینی

زندگینامه ستاره حسینی | عکس های اینستاگرام ستاره حسینی

زندگینامه ستاره حسینی | عکس های اینستاگرام ستاره حسینی زندگینامه ستاره حسینی | عکس های …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *