خانه » سرگرمی » داستان و رمان » داستان مسافر بی حجاب حرم امام رضا

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان دستبند مغناطيسي پاوربالانس فقط 10 هزار تومان کیف محافظ ضدآب موبایل ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

داستان مسافر بی حجاب حرم امام رضا

داستان مسافر بی حجاب حرم امام رضا

داستان مسافر بی حجاب حرم امام رضا

بی حجاب, حرم امام رضا, داستان, داستان درباره حجاب, داستان زیبا, چشم ها را باید شست...,

 

مسافر بی حجاب حرم امام رضا داستان واقعی است که چندی پیش در روزنامه کیهان به چاپ رسید.

مسافر بی حجاب حرم امام رضا

خانمی نوشت: من روی حجابم حساسیتی نداشتم و برای پسران جوان خیابان خیلی عشوه میریختم و خیلی خودنمائی میکردم واز نشان دادن بدنم به پسران خیابان ابائی نداشتم .

روزی مادرم که اهل مسجد بود ، از مسجد به منزل آمد تا قدری پول بردارد و به مسجد برود . گفتم : کجا می خواهی بروی ؟

گفت : کاروانی از خانمها راهی مشهد مقدس برای زیارت امام رضا(ع) هستند می خواهم من هم با آنها به زیارت آقا بروم .گفتم : من هم می آیم اسم من را هم بنویس .

بعد چند روز کاروان آماده شد و سوار اتوبوس شدیم وقتی که در اتوبوس نشستیم تمام خانمها حجاب کامل داشتند و همه اهل دعا وتوسل بودند به غیر از من که از نظر حجاب ، وضع مناسبی نداشتم و  مثل آنها فکر نمی کردم .

من در هنگام نشستن دراتوبوس سعی کردم پشت سر راننده بنشینم تا از طریق آئینه بالای سر راننده بتوانم خودنمائی کنم .
د ر طول مسیر، هم راننده و هم شاگرد راننده کاملا” متوجه من شدند . خانم مسنی که مدیریت کاروان را برعهده داشت او نیز متوجه من شد وبه شدت با من برخورد کرد وگفت :خانم حجابت را درست کن تومی دانی به کجا می روی ؟ می دانی به زیارت چه شخصی می روی؟ !

من برای اینکه آبروریزی نشود کمی خود را جمع کردم ولی بعد از مدتی باز مشغول گناه ومعصیت شدم
تا اینکه ناگهان سانحه ای پیش آمد و اتوبوس با برخورد با یک کامیون از جاده منحرف و واژگون شد . دراثر آن تصادف راننده وشاگرداو در جا کشته شدند و من به شدت زخمی شدم .عجیب این بود که به غیراز من و راننده وشاگرد راننده تمامی مسافران صحیح وسالم از اتوبوس خارج شدند و به هیچ یک آسیبی نرسید . من که در اثر آن سانحه به شدت زخمی شده بودم د رعالمی قرار گرفتم که اطرافیان متوجه آن
عالم نمی شدند .
ناگهان دیدم دو نفر انسان سیاه که بسیار مهیب و ترسناک بودند به طرف من در حالی که نیمی از بدنم از شیشه ماشین بیرون افتاده بود ، آمدند و گفتند این همان زنی است که در طول مسیر مشغول گناه ومعصیت بود ( این را گفتند ) ودو بازویم را گرفتند که از اتوبوس خارج کنند ، تادست به بازویم گذاشتند و مشغول کشیدن شدند آنقدر احساس درد کردم که به عمرم چنین دردی احساس نکرده بودم ، فریادم
بلند شد که مرا رها کنید ولی آنها گوش نمی دادند ، آنقدر بازوهایم را کشیدند مثل اینکه دستهایم قطع شد ، سپس گفتند : سر وگردن خود را نیز به نامحرمان نشان میداد ، این را گفتند و دونفری به گردنم چسبیدند و کشیدند هرچه ضجه می زدم و فریاد می کشیدم موثر واقع نمی شد از آنها خواهش و تمناکردم که مرا رها کنند ولی به حرفم گوش نمی دادند .
به اطرافیان که جمعیت بسیار زیادی ایستاده بودند متوجه شدم و از آنها کمک می خواستم ولی مثل اینکه آنها صدای مرا نمی شنیدند تا اینکه آمبولانس آمد و آنها مرا رها کردند و من دیگر هیچ چیزنفهمیدم . بعد از مدتی که در بیمارستان بودم بهوش آمدم دیدم دو بازویم و گردنم شکسته و پزشکها گفتند عصبهای دو دست قطع شده و گردنم نیز به حالت اول برنمی گردد.
مرا به تهران باز گرداندند و موفق به زیارت امام رضا (ع) نشدم و تا به ا مروز که این جریان را نقل میکنم
علیل ومعلول هستم هر دودست از کار افتاده و قدرت حرکت دادن سر وگردن را ندارم . وهرگاه صورت آن دونفر به یادم می آید از ترس ووحشت بدنم به لرزه می افتد ، خلاصه سالهاست که از درد ورنجی که ازکشیدن اندامم توسط آن دونفر در ظاهر بوجود آمد عذاب می کشم . یکی از علما به من گفت خدایتعالی تو رادوست می داشته که در همین دنیا به مکافات عمل رسانده حال باید توبه کنی وازاعمال قبلی خود جدا” برگردی و طلب عفو ومغفرت نمائی .
من نیز توبه کردم و هرکس واقعه من را می خواند ویا می شنود خواهش می کنم برایم دعا کند وطلب مغفرت نماید و متوجه این حقیقت باشد که برای دنیای زود گذرخود را به گناه ومعصیت آلوده ننماید که عاقبت بدی در انتظار آنهاست .

و براستی که

از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو

 

مسافر بی حجاب حرم امام رضا

مسافر بی حجاب حرم امام رضا

داستان مسافر بی حجاب حرم امام رضا

داستان مسافر بی حجاب حرم امام رضا

منبع: مراحم

بی حجاب, حرم امام رضا, داستان, داستان درباره حجاب, داستان زیبا, چشم ها را باید شست…,

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

عکس نوشته شهادت حضرت علی اصغر

عکس نوشته شهادت حضرت علی اصغر

عکس نوشته شهادت حضرت علی اصغر عکس نوشته شهادت حضرت علی اصغر     عکس …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *