خرید هاست و سرور مجازی _ جوان سرور
خانه » سرگرمی » داستان و رمان » داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد a

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان دستبند مغناطيسي پاوربالانس فقط 10 هزار تومان کیف محافظ ضدآب موبایل ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد a

داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد a

داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد a

این روزها اخباری مبنی بر خشونت علیه مردان هم شنیده می شود. در ادامه داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد را می خوانید

داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد ,فانجو, داستان,داستان زندگی,داستان زندگی مجید,داستان زندگی یک مرد,مردی که از همسرش کتک میخورد,کتک زدن مرد توسط همسرش,کتک خوردن مرد توسط زنش

«همیشه از حرف‌های خاله‌زنکی شروع می‌شود. خدا نکنه جایی دعوت شویم، من عزا می‌گیرم، چون بعد از میهمانی هنوز لباس‌هایمان را عوض نکرده‌ایم، دعوا شروع می‌شود.

مدام به من سرکوفت می‌زند، از پول و مال و منال برادرم تا موقعیت شغلی برادر خودش. من چی کار کنم، وقتی با من ازدواج کرد همه شرایط من را می‌دانست. من یک کارگاه کوچک شومینه‌سازی دارم.

درآمد آنچنانی ندارم، به‌خصوص در این چند‌سال که بازار ساخت‌وساز هم  خوب نیست. گردن‌کلفت‌های بسازبفروش تو این بازار خراب از جیب می‌خورند، چه برسد به من که انگشت کوچیکه آنها نیستم. با این همه هیچ وقت لنگ نمانده‌ام. از کار خودم هم راضی‌ام ولی زنم همیشه پول دیگران را به رخم می‌کشد.»

اینها را مجید به «شهروند» می‌گوید. مجید ٣٨ ساله است. ١٢‌سال است که ازدواج کرده و ثمره این ازدواج ملیسای ٧ ساله است: «چند‌سال پیش در یکی از همان دعواهای همیشگی کنترلم را از دست دادم و برخورد خیلی بدی با زنم کردم. او را کتک زدم، اما بعد از این کارم خیلی پشیمان شدم. بعد از آن پشت دستم را داغ کردم که دیگر دستم را روی او بلند نکنم. شاید باورتان نشود اما بعد از آن مشکلات ما بیشتر شد.

هر روز سر یک چیزی  به من گیر می‌دهد. من هم دیگر تحمل ندارم. تا شروع  به داد و بیداد می‌کند من از خانه می‌روم بیرون. یک روز که می‌خواستم از خانه خارج شوم به قدری عصبانی شد که محکم زد توی گوش من.

می‌خواستم تلافی کنم ولی چشمم به ملیسا افتاد که با صورتی نگران  داشت گریه می‌کرد، منصرف شدم و باز هم از خانه زدم بیرون. دیگر عادت کرده‌ام. یکی، دوبار دیگر هم به همین صورت به من حمله کرد.»

مجید در پاسخ به این پرسش که تاکنون از زنش به دلیل این رفتارها شکایت کرده است، می‌گوید: «برم کلانتری چی بگم. بگم زنم من را می‌زند. کم توی خانه و در و همسایه مسخره شدم، حالا برم خودم را سوژه خنده ماموران پلیس کنم. اصلا کسی باور نمی‌کند که مرد از زنش کتک بخورد. مامور کلانتری از من نمی‌پرسد تو با ١٠٠ کیلو وزن چطور از یک زن ۶٠ کیلویی کتک خوردی؟» روزگار عجیب و غریبی است.

صحبت‌های مجید بیشتر به فیلم‌های کمدی شبیه است، اما داستان مجید و زنش واقعیت دارد. واقعیت تلخی که نشان می‌دهد در جامعه ایرانی خشونت علیه مردان هم وجود دارد و نمی‌شود آن را نادیده گرفت. خشونتی که در بیشتر  موارد مثل همین مورد مجید هیچ وقت در جایی ثبت نمی‌شود؛ خشونتی خاموش که مردان را قربانی می‌کند.

 

 

داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد a

منبع:گهر

داستان زندگی مجید مردی که از همسرش کتک می خورد ,فانجو, داستان,داستان زندگی,داستان زندگی مجید,داستان زندگی یک مرد,مردی که از همسرش کتک میخورد,کتک زدن مرد توسط همسرش,کتک خوردن مرد توسط زنش

پیشنهاد ما

اس ام اس و جوکهای بامزه زن و شوهری

اس ام اس و جوکهای بامزه زن و شوهری

اس ام اس و جوکهای بامزه زن و شوهری اس ام اس و جوکهای بامزه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *