خانه » سرگرمی » داستان و رمان » داستان راز خوشبختی و پند سوم گنجشک

کوچک کننده و فرم دهنده بيني Nose Up ساعت بند چرم اليزابت تخفيف ويژه فقط 15 هزار تومان عينک آفتابي Louis vuitton فقط 30 هزار تومان ساعت گوچي gucci دستبندي نگين دار فقط 15 هزار تومان ساعت طرح رولکس نقره اي فقط 20 هزار تومان  ساعت كاسيو تيتان طرح EDIFICE 554 فقط 55 هزار تومان  گردنبند مرغ آمين فقط 20 هزار تومان عينک خلباني شيشه آبي فقط 28 هزار تومان

داستان راز خوشبختی و پند سوم گنجشک

داستان راز خوشبختی و پند سوم گنجشک

داستان,داستان های آموزنده,داستانهای جذاب

حکایت کرده اند که مردى گنجشکى شکار کرد، در راه خانه، گنجشک به سخن آمد و مرد را گفت: در من فایده اى، براى تو نیست. اگر مرا آزاد کنى، تو را سه پند مى گویم که هر یک، همچون گنجى است و اگر هر سه را به کار بگیری خوشبخت شوی که هر سه ی این پندها راز خوشبختی انسان است. دو پند را وقتى در دست تو اسیرم مى گویم و پند سوم را، وقتى آزادم کردى و بر شاخ آن درخت نشستم، مى گویم. مرد با خود اندیشید که سه پند از پرنده اى که همه جا را دیده و همه را از بالا نگریسته است، به خوردن گوشت او مى ارزد. پذیرفت و به گنجشک گفت که پندهایت را بگو.

گنجشک گفت : پند اول آن است که آنچه از دستت رفت بر آن افسوس مخور؛ زیرا اگر آن نعمت، حقیقتا و دائما از آن تو بود، هیچ گاه زایل نمى شد. پند دوم آن که سخن محال باور مکن و از آن درگذر .

مرد، چون این دو پند و نصیحت را از گنجشک شنید طبق وعده، گنجشک را آزاد کرد. پرنده کوچک پرکشید و بر درختى نشست. چون خود را آزاد و رها دید، خنده اى کرد.

مرد گفت: پند و نصیحت سوم را بگو! گنجشک گفت: اى مرد نادان، زیان کردى! در شکم من دو گوهر گرانبهاست که هر یک بیست مثقال وزن دارد. تو را فریفتم تا از دستت رها شوم. اگر مى دانستى که چه گوهرهایى نزد من است، به هیچ قیمت، مرا رها نمى کردى.

مرد، از افسوس و حسرت، نمى دانست که چه کند. دست بر دست مى مالید و خود را ناسزا مى گفت. به گنجشک گفت اگر پیش من برگردی تو را عزیز می دارم و دانه و آب فراوان به تو می دهم.

گنجشک گفت من رفتم، منتظر پند سوم مباش!

مرد رو به گنجشک کرد و گفت : تو وعده دادی و حالا آخرین پندت را بگو.

گنجشک گفت: تو دو پند قبلی مرا فراموش کردی! مرد ابله !با تو گفتم که اگر نعمتى را از کف دادى، غم مخور؛ اما اینک تو غمگینى که چرا مرا از دست داده اى. نیز گفتم که سخن محال و ناممکن را نپذیر؛ اما تو هم اینک پذیرفتى که در شکم من گوهرهایى است که چهل مثقال وزن دارد. آخر من خود چند مثقالم که چهل مثقال، گوهر با خود حمل کنم !؟ پس تو لایق آن دو نصیحت نبودى و پند سوم را نیز با تو نمى گویم که قدر آن نخواهى دانست. این را گفت و در هوا ناپدید شد.

داستان, داستان های آموزنده, داستانهای جذاب, سرگرمی, سایت سرگرمی, داستان افسانه راز خوشبختی و پند سوم گنجشک, داستان پند آموز

منبع:فان جو،

ساعت گوچی gucci دستبندی نگین دارعینک Spyساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژهساعت مچی اسپورت طرح رولکس

پیشنهاد ما

عکس پروفایل دخترانه پاییزی, عکس پروفایل پاییزی دخترانه, عکس پروفایل پاییز, عکسهای پروفایل پاییزی, عکس پروفایل عاشقانه پاییزی, عکس پروفایل دختر پاییزی, دانلود عکس پروفایل پاییزی, عکس برای پروفایل پاییزی, عکس پروفایل باران پاییزی, عکس نوشته پاییزی پروفایل, عکس پروفایل پاییزی, عکس پروفایل پاییزی عاشقانه, عکس پروفایل پاییزی غمگین, عکس پروفایل پاییزی پسرانه, عکس پروفایل پاییزی زیبا, عکس پروفایل پاییزی جدید, عکس پروفایل پاییزی و محرمی, عکس پروفایل پاییزی با عطر محرم, عکس پروفایل پاییزی شیک, عکس پروفایل پاییزی خاص, عکس پروفایل از پاییز, عکس پروفایل زیبا از پاییز, دانلود عکس پاییزی برای پروفایل, عکس پروفایل برای پاییز, عکس پاییزی برا پروفایل, عکس های پاییزی برای پروفایل, عکس زیبای پاییزی برای پروفایل, عکسهای پروفایل دختر در پاییز, عکس پروفایل عاشقانه پاییز, عکس پروفایل فصل پاییز, عکس پروفایل مخصوص پاییز, عکس پروفایل در مورد پاییز, عکس پاییزی واسه پروفایل, عکس های پروفایل پاییزی, عکس پاییزی برای پروفایل, , ,

عکس پروفایل پاییزی | عکس نوشته های پاییزی

عکس پروفایل پاییزی | عکس نوشته های پاییزی عکس پروفایل پاییزی | عکس نوشته های …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *